چهارشنبه 22 مهر 1394

کانال رسمی سایت در تلگرام

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    

به ما در تلگرام بپیوندید : @HistoryPlace



https://telegram.me/HistoryPlace


جمعه 30 تیر 1396

آغز جنگ داخلی آمریکا

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    



Jefferson Davis

بیستم جولای سال 1861 كنگره كنفدراسیون آمریكا نخستین جلسه خود را در شهر ریچموند با شركت نمایندگان شش ایالت جدایی طلب (كارولینای جنوبی، میسی سی پی، فلوریدا، آلباما، جورجیا و لوئیزیانا) تشكیل داد. این كنفدراسیون که در آغاز کار پایتخت موقت آن شهر بیرمنگام ایالت آلاباما بود در پنجم فوریه آن سال (پنج ماه پیش از آن) برپایه تفسیر قانون اساسی آمریكا توسط ایالتهای برده دار، ایجاد شده بود و جفرسون دیویسJefferson Davis را برای مدت شش به ریاست جمهوری انتخاب كرده بود. بعدا پایتخت کنفدراسیون به شهر ریچموند (ریچماند) ویرجینیا منتقل شد. این ایالات، اختیارات حكومتی را حق خود می دانستند و معتقد به وجود یك دولت مركزی كوچك با اختیارات محدود بودند كه كار آن تنها حفظ وحدت كشور، ایجاد هماهنگی میان ایالتها، برقراری و حفظ مناسبات دیپلماتیك با خارج و بسیج نیرو برای جلوگیری از تعرض خارجی باشد. این كنفدراسیون پس از قطعی شدن انتخاب آبراهام لینكلن (لینکن) Abraham Lincoln تشكیل شده بود زیرا كه وی ضمن نطق های انتخاباتی اش وعده داده بود كه بردگی را در آمریكا لغو و به سیاهپوستان آزادی و تابعیت آمریكایی بدهد و ایالات برده دار، این كار را یك مداخله دولت مركزی در امور خود و مغایر قانون اساسی می دانستند.
     
Abraham Lincoln

پس از ایجاد كنفدراسیون، لینكلن در چهارم مارس 1861 عمل شش ایالت (تشکیل کنفدراسیون) را غیر قانونی خواند كه باعث خشم ایالت تكزاش شد و بی درنگ به كنفدراسیون پیوست. لینكلن در یك اعلامیه دیگر، ایالات هفتگانه (شش ایالت قبلی به اضافه تكزاس) را از مداخله در امور گمركات، ادارات فدرال و ساختمان های متعلق به دولت مركزی واقع در ایالات ممنوع كرد كه ایالت كارولینای جنوبی دست به لجبازی زد و با یك دهن كجی نسبت به لینكلن، به میلیشیای ایالت دستور حمله به پادگان نیروهای دولت مركزی (فدرال) در شهر چارلستون به نام پادگان «سامترSumter» را صادر كرد و این پادگان پس از مختصر مقاومت تسلیم شد. لینكلن از این عمل برآشفته شد و از ایالتهای وفادار به دولت مركزی (فدراسیون) و عمدتا شمالی ها خواست كه دست به بسیج نیرو بزنند تا پادگان سامتر پس گرفته شود. این اقدام لینكلن، ایالت ویرجینیا كه ضلع جنوبی و غربی شهر واشنگتن را تشكیل می دهد، و ایالتهای آركانزا، كارولینای شمالی و تنسی را به خشم آورد و به كنفدراسیون پیوستند و از همین زمان پایتخت كنفدراسیون به شهر ریچموند ویرجینیا منتقل و رابرت لی، ژنرال ویرجینیایی فرماندهی نیروهای نظامی كنفدراسیون را برعهده گرفت. ایالتهای میسوری و كنتوكی هم وعده كمك به كنفدراسیون دادند و اكثریت مردم آریزونا، و نیومكزیكو كه هنوز ایالت كامل نشده بودند اعلام پشتیبانی كردند و پنج طایفه سرخپوست ساكن در اوكلاهما هم به كنفدراسیون پیوستند و از 21 جولای 1861 (یك روز پس از تشكیل كنگره كنفدراسیون در ریچموند) جنگ كنفدراسیون با فدراسیون آمریكا (جنوبی ها با شمالی ها) شروع شد، چهارسال طول کشید و در آن 618 هزار نظامی (360 هزار شمالی و 258 جنوبی) کشته شدند (بیش از هر جنگی دیگر که آمریکا در آن شرکت کرده است).
     نخستین نبرد در مناساس ( واقع در جنوب شهر واشنگتن) روی داد زیرا كه دولت مركزی در ایالت مریلند حكومت نظامی برقرار كرده بود تا این ایالت به كنفدراسیون نپیوندد. در نخستین نبرد، نیروهای كنفدراسیون پیروز شدند. درجریان جنگ داخلی آمریکا دولتهای اروپایی كوشیدند كه در آن مداخله نكنند و طولانی شدن جنگ به همین جهت بود كه هیچ دولت خارجی حاضر به میانجی گری میان طرفین متخاصم نبود.


جمعه 30 تیر 1396

جزئیات توطئه قتل هیتلر و اعدام طراحان آن

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


فن ستافنبرگ

بیست و یکم جولای 1944 دولت وقت آلمان جزئیات توطئه قتل هیتلر را 28 ساعت پس از وقوع اعلام داشت و یك امیر زاده (كنت) آلمانی به نام سرهنگ « كلاز گراف فن ستافنبرگ » را به عنوان طراح اصلی نقشه توطئه و با هدف پادشاهی کردن مجدد آلمان معرفی كرد. هیتلر بیستم ژوئیه و اندکی پس از انفجار بمب، سلامت بودن خود را بدون ذکر جزئیات از رادیو اعلام کرده بود که روز بعد جزئیات آن فاش شد.
     قاضی «رونالد فرایسلر» هشت افسر و غیر نظامی آلمانی ازجمله سرهنگ فن ستافنبرگ را به جرم دست داشتن در این توطئه محكوم به مرگ كرد كه هشتم اآگوست ( 18 روز پس از وقوع حادثه) اعدام شدند. 
    
اطاق پس از انفجار بمب

به ژنرال اروین رومل فاتح فرانسه و قهرمان جنگ طبرق كه از نقشه این توطئه اطلاع داشت و آن را به پلیس منعكس نكرده بود به پاس خدمات گذشته اش دو راه پیشنهاد شده بود: خودكشی و یا محاكمه و احتمالا اعدام، و او خودكشی را انتخاب كرد و 14 اكتبر خود را كشت و با تشییع جنازه رسمی به خاك سپرده شد. 
    در جریان توطئه قتل هیتلر كه با با انفجار یك كیف دستی انفجاری در جریان جلسه افسران ستاد در یك قرارگاه نظامی به اجرا درآمده بود ی4 نفر كشته، 19 از جمله هیتلر مجروح شده بودند. جراحات هیتلر بسیار سطحی بود.
     این انفجار 40 روز پس از اصابت نخستین موشك آلمانی « وی ـ یك » به شهر لندن و درز كردن گزارشهای پیشرفت تولید بمب اتمی در آلمان صورت گرفت كه هیتلر به آنها چشم امید دوخته بود. افسران توطئه گر با مشاهده پیاده شدن متفقین در نرماندی(فرانسه) و پیشروی چند شاخه ای ارتش سرخ به سوی برلن، نقشه خود را به منظور نجات آلمان از انهدام كامل طرح کرده بودند و به همین دلیل 20 جولای سال 2004 به مناسبت شصتمین سالروز وقوع آن در آلمان مراسمی برگزار شد و گرهارد شرودر صدراعظم سوسیال دمكرات بر گور سرهنگ فن ستافنبرگ تعظیم كرد.


پنجشنبه 29 تیر 1396

سربازگیری در ایالات متحده آمریکا

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


20 جولای سال 1917 (دوران جنگ اول جهانی) برای نخستین بار در تاریخ ایالات متحده آمریكا سربازگیری از طریق قرعه كشی آغاز شد. این كشور قانون نظام وظیفه اجباری ندارد، ولی طبق قانون سلکتیو سرویس به پسران 18 ساله به بالا توصیه می شود كه ( اگر مایل به برخورداری از برخی امتیازات از جمله دریافت کمک هزینه و وام تحصیل در دانشگاه و استخدام در دوایر دولتی و ... باشند) دوطلبانه و کتبا آمادگی خود را برای خدمت سربازی به سازمان معینی (سلکتیو سرویس) اعلام دارند که در هنگام ضرورت، و برحسب نیاز عده ای از آنان (از طریق قرعه کشی) احضار شوند. احضار شدگان در صورت عدم تمكین مجازات خواهند شد. در نیمه دوم قرن 19 در طول جنگهای داخلی آمریکا، در ایالتهای شمالی نوعی سربازگیری اجباری انجام گرفت که در شهر نیویورک مردم مخالفت کردند که این اعتراض به یک شورش منجر شد.
     برای جلب افراد به استخدام شدن در نیروهای مسلح آمریکا گاهی آگهی به رسانه ها داده می شود - به سبک آگهی تبلیغاتیی، نه صورت اعلان ساده. برای داوطلبان استخدام در نیروهای مسلح آمریکا جوایز مالی و امتیازات متعدد در نظر گرفته شده است. خارجیانی که هنوز تبعه آمریکا نشده اند نیز می توانند داوطلب شوند و خدمت سربازی برایشان امتیاز می شود تا بعدا تبعه آمریکا شوند. در سال های 2009 و 2010 مراسم تبعه شدن این نظامیان (ادای سوگند مربوط) با حضور «جو بایدن» معاون رئیس جمهور این کشور و در عراق (کاخ پیشین صدام حسین) صورت گرفته بود.
دسته ای از خارجیان عضو نیروهای مسلح آمریکا که در جولای 2010 در مراسمی در بغداد و با حضور جو بایدن و بانو به تابعیت (غیر بومی = نچرالایزد) این کشور درآمدند


پنجشنبه 29 تیر 1396

توطئه ترور هیتلر در 1944

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


كلاز فون ستافنبرگ 

بیستم جولای 1944 هیتلر در یك قرارگاه نظامی ( وولفزشانزه ـ لانه گرگها) در پروس شرقی از توطئه قتل رهایی یافت. در این توطئه، انفجار بمب چهار تن را كشت و گروهی دیگر را مجروح كرد. بزرگی و استحكام میز مذاكرات باعث نجات هیتلر شد كه مختصرا زخمی شده بود.
     توطئه قتل هیتلر توسط یك دسته از افسران آلمانی كه شكست در جنگ را قطعی می دانستند و با اطلاع (نه مداخله) چند مارشال ازجمله «رومل» طرح ریزی شده بود و قرار بود كه پس از قتل هیتلر، نیروی احتیاط برلین را زیر كنترل خود در آورد، حزب نازی را از قدرت بركنار و با متفقین وارد مذاكرات صلح شود.
     افسر جوانی به نام «كلاز فون ستافنبرگ Claus Von Stauffenberg» مامور قراردادن بمب در اطاق مذاكرات شده بود [درست مشابه چگونگی قتل رجایی و باهنر در 37 سال بعد در تهران] که گفت و گوها تبادل نظر درباره جنگ و امنیت ملّی آلمان بود ولی آن روز، هیتلر تصمیم گرفت كه جلسه به جای زیر زمین در طبقه اول قرارگاه تشكیل شود كه «كلاز» با عجله كیف حامل بمب را به محل تازه منتقل كرد ولی موفق نشد در جای مورد نظر بگذارد و زمان (تایمر) انفجار را تغییر دهد.
     وی پس از قراردادن بمب با شتاب عازم برلن شد تا بقیه كارها را رو به راه كند كه بمب در زمان نادرست و محلی دورتر از صندلی هیتلر منفجر شد.
     «كلاز» پس از رسیدن به برلن موفق به تصرف ساختمان رادیو نشد و هیتلر كه متوجه قضیه شده بود از رادیو برلن اعلام كرد كه به او آسیب نرسیده است. «كلاز» و همدستانش دستگیر و بعدا اعدام شدند و به رومل پیشنهاد شد كه میان خودكشی و حفظ افتخارات یا محاكمه و اعدام یكی را انتخاب كند كه رومل خود را كشت.


پنجشنبه 29 تیر 1396

روزی كه فرانسه به تونس استقلال داد

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


دولت فرانسه 20 جولای 1956 به تونس، مستعمره خود در شمال آفریقا، استقلال داد كه از آن زمان روز ملی این كشور بشمار می رود. این استقلال آسان هم به دست نیامد و تونسی ها برای گرفتن آن مبارزه كرده بودند. حبیب بورقیبه از زمان استقلال به مدت 31 سال بر این سرزمین قدیمی و متمدن حكومت كرد و در این مدت، در تونس تنها یك حزب فعالیت داشت.
     تونس كه میان لیبی و الجزایر واقع شده است یك كشور منطقه مدیترانه است و در این دریا ساحلی طولانی دارد. وسعت خاك آن 164 هزار كیلومتر مربع و جمعیتش ده میلیون نفر است و یك كشور عربی بی طرف بشمار می آید كه فرانسه زبان دوم مردم آنجاست. این سرزمین در عهد باستان وابسته به امپراتوری روم، بعدا امپراتوری اسلامی و سپس امپراتوری عثمانی بود.


سه شنبه 27 تیر 1396

شکست سلجوقیان از صلیبیون اروپایی

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


قلیج ارسلان حکمران سلجوقی بخشی از آناتولیا (ترکیه امروز) که از اصفهان بازگشته و برجای پدرش سلیمان اوغوز نشسته بود در ژوئن 1098 شهر تاریخی آنتیوک را به صلیبیون اروپایی باخت.. ملکشاه سلجوقی قلیج را شش سال در اصفهان به صورت گروگان نگهداری می کرد تا پدرش گردنکشی نکند. پس از مرگ ملکشاه در 1092 میلادی، طولی نکشیدکه قلیج آزادشد و به آناتولی بازگشت که گرفتار تعرض صلیبیون شد. وی در 21 می 1097 نیر از صلیبیون شکست خورده بود. 
    صلیبیون اروپایی از آنتیوک به فلسطین رفتند و 15 جولای 1099 میلادی در بیت المقدس (اورشلیم) بر كلیسای رستاخیر مسیح دست یافتند و به هدف دیرین خود كه تربت عیسی دردست مسیحیان باشد رسیدند. 18 اكتبر سال 966 میلادی این قدیمی ترین كلیسا (كه اینك مقرّ اسقف ارتدكس بیت المقدس است) به دستور طارق معروف به «حاكم بامرالله» سلطان مصر و سوریه ویران شده بود و این اقدام، خشم مسیحیان اروپایی را برانگیخته بود كه بهانه لشكركشی ها و جنگهای صلیبی قرار گرفت. 
     آنتیوک در قرن چهارم پیش از میلاد به تصمیم سلوکوس یکی ازجانشینان اسکندر در حاشیه خلیج اسکندرون ساخته شد و یکی از چهار شهری بود که سلوکوس در سوریه بزرگتر ساخته بود. این شهر سپس 9 قرن عملا میدان جنگ دو امپراتوری ایران و روم بود. اعراب مسلمان در سال 637 میلادی آن را که در دست روم شرقی بود متصرف و به «انتاکیه» تغییر نام دادند. خسروانوشیروان ـ شاه ساسانی ایران در سال 538 میلادی شخصا از شهر آنتیوک که در تصرف ایران بود دیدارکرد. پیش از او، شاپور یکم در سال 256 میلادی به آنتیوک رفته بود.


سه شنبه 27 تیر 1396

درس هایی كه رومیان از شكست در جنگ «آلیا» گرفتند

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


جنگ«آلیا» 18 جولای در سال 390 پیش از میلاد میان افراد یك طایفه از گل ها (گالیایی ها ، مردمی كه در فرانسه، بلژیك، غرب سویس امروز و غرب رود راین در آلمان می زیستند) و رومیان در شمال ایتالیا روی داد و رومیان شكست خوردند و گلها متعاقب این پیروزی شهر رم را تصرف كردند و ویران ساختند به گونه ای كه بیشتر اسناد و نوشته ها از میان رفت. درس های گرفته شده از این جنگ بود كه روم را بعدا در صدر جهان غرب قرار داد زیرا كه پس از جنگ، رومیان نشستند و ضعف هایشان را در آن نبرد بررسی كردند و به رفع آن كوشیدند از جمله ایجاد ارتشی مشابه ارتش قدیم یونان با استفاده از تاكتیك فالانكس (خط نبرد ـ ایجاد مانع با سرباز سپر به دست) و كلاه خود و جنگ افزار آهنی به جای برنزی و نیز رده بندی كردن ارتش و تشكیل لژیون. رومیان همچنین تصمیم گرفتند كه باروی شهرها را مستحكم و بهتر از گذشته بسازند و .... با اجرای این تصمیمات بود كه ابر قدرت شدند و هزار سال این مقام را حفظ كردند.
    
لیویوس (لیوی)

 تیتوس لیویوس (لیوی) نزدیك به چهار قرن پس از تخریب رم، در صدد جمع آوری تاریخ این شهر برآمد شد ولی مشكل او از میان رفتن اسناد در جریان تخریب رم به دست گلها بود. طبق محاسبات لیویوس غارت رم در سال 386 پیش از میلاد صورت گرفته بود. لیویوس تاریخ رم را از سال 753 پیش از میلاد تا زمان خود تحت عنوان «از تاسیس شهر» نوشت كه باقی مانده است. وی زمانها را بر حسب دوره حكومت هر كنسول تعیین می كرد كه كار را بر تنظیم كنندگان تقویم میلادی آسان كرده است ( كنسولها در لغت به معنای كسانی هستند كه با هم گام بر می دارند. در آن زمان رومی ها هر سال دو نفر را انتخاب می كردند تا به اتفاق بر كشور حكومت كنند و افراد 40 ساله به بالا حق دادن رای داشتند. هریك از این دو كنسول حق داشت تصمیم دیگری را وتو و رد كند).


18 جولای سال 64 میلادی حریق دامنه داری كه از محل «سیرك» آغاز شده بود و شش روز طول كشید شهر رم پایتخت امپراتوری روم را فرا گرفت و تقریبا همه شهر از میان رفت. نرون امپراتور وقت روم از این رویداد دو استفاده برد: یكی عمرانی و دیگری سیاسی. وی ظرف 4 سال شهر «رم» را با نقشه دلخواهش نوسازی كرد و استفاده سیاسی كه برد این بود كه حریق را كار پیروان دین تازه مسیحیت اعلام كرد و آنان را شدیدا سركوب و حتی در آتش سوزاند. نرون سپس شهر را به اسم خود تجدید نام كرد و آن را «شهر نرون» نامید. مورخان بعد از نرون، حریق را كار خود وی ذكر كرده و نوشته اند كه نرون به خاطر ارضای حس خودخواهی اش شهر را آتش زد تا آن را بازسازی و به اسم خود بنامد. بعدا پرونده سوختن شهر در سنای روم مطرح شد و نرون از ترس محاكمه و مجازات، خودكشی كرد.



پشت جلد کتاب
18 جولای 1925 آدولف هیتلر كتاب خود تحت عنوان Mein Kampf ماین كامپف (نبرد من = مبارزه و تلاش من = جهد و كوشش من) را كه حاوی ایدئولوژی و نظرات سیاسی و هدف های درازمدت وی بود و آنهارا به صورت نتیجه گیری از تجربه (سرگذشت) خود نوشته بود به توزیع داد كه به زبانهای مختلف ترجمه شده و هنوز مخاطب دارد. 
    هیتلر در زندان لاندسبرگ بود كه كار نوشتن این كتاب را آغاز كرد. وی نخست مندرجات این كتاب را به «امیل موریس» و سپس ردولف هِس دیكته می كرد. نوشتن این كتاب در داخل و خارج از زندان، چهار سال و شش ماه طول كشیده بود.
     هیتلر در این كتاب دشمنی خود را نسبت به یهودیان منعكس ساخته و نوشته است كه یهودیان از دهها سال پیش در حال توطئه كردن و دسیسه اند تا كلیدهای رهبری بر جهان را به دست آورند. به باور هیتلر كه در كتاب او مندرج است، یهودیان با همین هدف «كمونیسم» را ساختند و در روسیه پیاده كرده و در نقاط دیگر جهان بسط دادند كه فرضیه ای غیر عملی است، و با هدف تخریب سوسیالیسم اصیل (كه مورد نیاز و قبول بشر است) به وجود آورده شده است. سوسیالیسم ماهیت ملی دارد زیرا فرهنگ ملل متفاوت و روانشناسی، نحوه پرورش و روش زندگانی ملل با هم فرق دارد و درنتیجه درک و خواست آنان. لذا سوسیالیسم انترناسیونال عملی نیست و شکست خواهد خورد.
     هیتلر نوشته است كه یهودیان با همین هدف (جهانی شدن)، زبان اسپرانتو را اختراع كردند، عنوان بین المللی بر آن نهادند و .... هیتلر سپس نتیجه گیری كرده است كه به این دلایل و به خاطر حفظ جهان از دسیسه های یهودیان است كه با جودیسم و كمونیسم مبارزه خواهد كرد.
     هیتلر در كتاب «تلاش من» از سوسیالیسم ملی ـ سوسیالیسم در خور فهم و خواست مردم كه جامعه مفت خور، بیكاره و متقلب به وجود نیاورد و قوه ابتكار مردم را تقویت كند ـ تمجید كرده و نوشته است كه به ترویج و اجرای این ایده خواهد پرداخت. هیتلر دمكراسی را به صورتی كه در اروپای غربی مشاهده می شد، و حكومت های پارلمانی بزعم او مركب از افراد زبانباز و سیاستباز را یك بیماری جهانی خوانده و گفته است كه «منتخبین» باید داوطلبان خدمت باشند نه عاشقان قدرت و شهرت. به زعم هیتلر، دمكراسی واقعی و «حكومت برای خدمت» باید از نو تعریف شود. وی معاهده ورسای را یك توطئه و اجحاف قدرت های فاتح برضد ملل مغلوب و تضعیف شده قلمداد كرده و نوشته است كه سلطه گران هدفی جز كوچك و ضعیف كردن كشور ها (با تجزیه آنها) ندارند تا آسان تر بتوانند حكم برانند. قدرت های اروپایی نمی خواهند که آلمانی ها را متحد و نیرومند ببینندم
     هیتلر در كتاب خود خواهان قرار گرفتن همه سرزمین های آلمانی نشین (حتی آنها كه بر حسب مندرجات كتب تاریخ، در قدیم آریایی نشین بودند) در زیر یك پرچم شده است تا منشأ پیشرفت قرار گیرند.
     وی در تالیف خود در عین حال با توجه به عقیده «نیچه» در كتاب «چنین گفت زرتشت» خواهان عنایت جوامع به سوپرمن های خود شده، اهمیت نوابغ و اِلیت ها را بیان داشته و اشاره كرده است كه قوم آرین می تواند بیش از اقوام دیگر «سوپرمن» به دست دهد و سوپرمن فردی را گویند كه برای سعادت دیگران فداكاری كند، به دیگران بیناندیشد و ....
    هیتلر در همین کتاب نوشته است که روسیه منابع و اراضی بیش از نیاز نفوس خود دارد و ما آلمانی ها که پُرکارتر هستیم، کمتر و منطقی است که برویم و از منابع روسیه که بلااستفاده مانده استفاده کنیم.



یک رزمنده چپگرا در شهر بارسلونا که برای دفاع از نظام جمهوری در اسپانیا تفنگ به دوش گرفته است


    18 جولای سال 1936 جنگ خونین داخلی اسپانیا میان سلطنت طلبان (راستگرایان) و جمهوریخواهان (چپگرایان) آغاز شد و سه سال طول کشید و بیش از 500 هزار تن در آن کشته شدند. هیتلر و موسولینی از سلطنت طلبان، روس ها و چپگرایان سراسر جهان از جمهوریخواهان حمایت می کردند. ژنرال فرانسیسکو فرانکو که تا پایان عمر بر اسپانیا دیکتاتوری کرد از آغازگران این جنگ بود. 
    هنگام آغاز جنگ، جمهوری خواهان - عموما چپ - حكومت را به دست داشتند. 
    فرانکو و سلطنت طلبان از هیتلر و موسولینی استمداد كردند و چپ ها به استالین و همه كمونیستهای جهان متوسل شدند و اسپانیا صحنه آزمایش سلاحهای دو بلوك و قدرت نمایی آنها قرار گرفته بود. چپها از كشورهای مختلف حتی از ایالت متحده آمریكا داوطلبانه وارد اسپانیا شده بودند تا به جمهوری خواهان چپ كمك كنند. بنابراین، جنگ داخلی اسپانیا یك جنگ ایدئولوژیك بود كه بعد از جنگ جهانی دوم به نام جنگ سرد تا سال 1991 ادامه یافت و اینک به صورتی دیگر ـ اقتصادی. جنگهای داخلی اسپانیا همچنین فرصت مناسبی برای پیشرفت عكس خبری بود زیرا هیچیك از دو طرف مانع فعالیت خبرنگاران عكاس نمی شدند 
 
    
جوانان ـ زن و مرد ـ و کارگران به اینگونه مسلح شده و در برابر ارتش قرار گرفته بودند



Peter (Pyotr) III
17 جولای سال 1762 پتر سوم نوه دختری پتر بزرگ و تزار وقت روسیه به دست افراد گارد خود ترور شد و زنش کاترین دوم بر جای او نشست. 
    طبق تحقیق مورخان، کاترین در جریان توطئه قتل شوهرش پتر سوم که تنها شش ماه سلطنت کرد قرار داشت. این تزار كه پس از مرگ خاله اش (دختر پتر بزرگ) بر تخت نشسته بود به جنگ هفت ساله با آلمان پایان داده بود، در روسیه آزادی مذهب برقرار ساخته و امتیازات اشراف را كاهش داده بود و به همین سبب دشمنان متعدد برای خود ساخته بود. این دشمنان حتی اعلام كرده بودند كه پتر سوم دچار بیماری روانی است. پتر سوم که پسر دوکِ شِلسویک ـ هُلشتاین بود در زمان سلطنت خود بر روسیه، در عین حال عنوان دوک آن ایالت آلمانی ـ دانمارکی (شِلسویک ـ هُلشتاین ) را حفظ کرده بود. وی با اینکه تزار روسیه شده بود دائما از آلمان و آلمانی (ژرمن ها) تعریف می کرد و پشتیبان آلمانی ها بود و یکی از دلایل دشمنی روس ها با او نیز همین بود. 
    پتر سوم 21 فوریه 1728 در شهر کیل (آلمان) به دنیا آمده بود.



17 جولای 1917 خاندان سلطنتی انگلستان به خاطر ماندن در این مقام، نام خانوادگی خود را از «هانورHanover» به «ویندسرwindsor» تغییر داد زیرا که جنگ جهانی اول جریان داشت و انگلیسی ها، ژرمن ها (آلمان و اتریش) را آغازگر آن می دانستند و از آنان رویگردان شده بودند. 
    خانواده سلطنتی آلمانی تبار انگلستان به خاطر راضی كردن مردم این كشور و جلوگیری از مخالفت آنان با ادامه سلطنت، نام خانوادگی خود را از «هانور» به ویندسر تغییر داد. 
    این خانواده که اصلا آلمانی هستند پیشتر حاكم هانور آلمان (ساکسونی سُفلی) بودند كه به سلطنت بر انگلستان دعوت شدند و در آغاز كار حتی بر زبان انگلیسی هم مسلط نبودند و همین امر باعث شد كه قدرت را به نخست وزیر بسپارند، و دمكراسی پارلمانی در انگلستان تقویت شد و به تدریج سلطنت در این کشور به صورت مقامی تشریفاتی درآمد.


دوشنبه 26 تیر 1396

نخستین آزمایش اتمی جهان

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


در محل نخستین آزمایش اتمی جهان، بر ستونی دو تابلو نصب شده که روی تابلو بزرگتر تاریخ و محل آزمایش درج شده است (دو عکس بالا، تابلو و ستون را جدا از هم نشان می دهد)

هفدهم جولای 1945 اطلاعات بیشتری در باره نخستین آزمایش اتمی آمریکا که روز پیش از آن (16 جولای) در ناحیه ترینیتی سایت Trinity Site ایالت نیومكزیكو انجام شده بود انتشار یافت. 
    قدرت تخریب بمبی که آزمایش شد معادل بیست هزار تُن ماده منفجره T. N. T بود. این بمب نخستین محصول پروژه منهتن بود. دولت آمریكا تا انجام این آزمایش، برای مسلح كردن خود به سلاح اتمی به پول آن زمان دو میلیارد دلار هزینه كرده بود. چند فیزیکدان اروپایی به اتمی شدن آمریکا کمک کردند.
     متعاقب همین آزمایش، هری ترومن رئیس جمهوری وقت آمریكا اخطار شدید خودرا برای دولت ژاپن فرستاد و 21 روز بعد دستور بمباران اتمی ژاپن را صادر كرد.
عكس انفجار نخستین آزمایش اتمی جهان كه شانزدهم جولای سال 1945 در صحرای نیو مكزیكو (آمریكا) آزمایش شد 



هفدهم جولای 1945، كنفرانس پُتسدام با شركت ترومن، استالین و چرچیل سران وقت آمریکا، شوروی و انگلستان تشكیل شد تا وضعیت پس از جنگ ـ جنگ جهانی دوم ـ و نظم آینده بر پایه واقعیت های تازه طراحی شود. جنگ 9 هفته پیش از این در جبهه های اروپا پایان یافته بود، ولی در خاور دور ادامه داشت. چرچیل با خود Clement Attlee معاون نخست وزیری انگلستان از حزب کارگر را به پتسدام آورده بود. انگلستان در دوران جنگ جهانی دوم کابینه ائتلافی مرکب احزاب انگلستان داشت و چون انتخابات عمومی انگلستان در جریان بود و بیم شکست حزب محافظه کار ـ حزب چرچیل ـ می رفت، وی اتلی را آورده بود تا اگر نتایج انتخابات به زیان حزب محافظه کار باشد، نخست وزیری را به او تحویل دهد و پتسدام را ترک کند که چنین شد. روزولت رئیس جمهوری آمریکا در طول جنگ، 12 اپریل آن سال فوت شده بود و هری ترمن معاونش بر جایش نشسته بود. بنابراین، استالین در پتسدام، با شرکاء تازه ای رو به رو بود. کنفرانس پُتسدام از 17 جولای تا دوم آگوست 1945 ادامه داشت. پتسدام شهری 180 هزار نفری در 24 کیلومتری جنوب غربی مرکز شهر برلین است و در دوران نظامی سلطنتی آلمان، شاهزادگان در آنجا می زیستند و کنفرانس پتسدام در خانه پسر ویلهلم دوم آخرین قیصر آلمان تشکیل شده بود. اتلی از 26 جولای 1945 نخست وزیر انگلستان شد و چرچیل کنار رفت.چرچیل كه روز 15 جولای وارد پتسدام شده بود.
    استالین در آغاز کار کنفرانس به هیچیك از طرحهای آمریکا و انگلستان، جز اعلان جنگ مسکو به ژاپن ترتیب اثر نداد. دو شرکت کننده دیگر با پرخاشگری های كم سابقه استالین روبرو شدند ولی وی به تدریج با گرفتن امتیازهای متعدد تا حدّی کم کوتاه آمد. با وجود این، استالین حاضر نشد كشورهایی را كه ارتش سرخ تصرف كرده بود، تخلیه كند و یا اجازه دهد در آنها انتخابات آزاد (طبق خواست و روش غرب) به عمل آید، حتی در نیمه شرقی آلمان. استالین می گفت که شوروی بیش از 30 میلیون کشته داده و باید وضعیت بگونه ای باشد که جنگ دیگری رخ ندهد و هیچگاه مورد تعرض قرار نگیرد. در همین جلسات بود که ترومن به استالین گفت که آمریکا دو روز پیش از آغاز کار کنفرانس، آزمایش اتمی انجام داده و دارای سلاح اتمی شده است.
    برخی از مورخان نوشته اند که ترومن در یکی از جلسات کنفرانس پتسدام گفته بود که به ژاپن اخطار خواهد کرد که تسلیم شود و اگر خودداری کند از سلاح اتمی بر ضد آن استفاده خواهد کرد.
    کنفرانس پُتسدام که ششمین کنفرانس سران متفقین بود به این سازش ها دست یافت:
    ـ محاکمه سران دولت نازیِ آلمان به جرم جنایت جنگی در دادگاه متفقین
    ـ اتریش از آلمان جدا شود و همچنان گذشته، ماهیّت مستقل داشته باشد
    ـ آلمان به چهار منطقه اشغالی متفقین (آمریکا، شوروی، انگلستان و فرانسه) تقسیم شود و اتریش نیز در اشغال نظامی باشد
    ـ مناطق الحاقی به آلمان به تصمیم هیتلر ازجمله Sudetenland و پروس شرقی و بندر دانتزیک (گدانسک) و ... از آلمان جدا و خط اُدر ـ نایسِه مرز شرقی و شمال شرقی آلمان شود. به این ترتیب 25 درصد آلمان قدیم (پیش از جنگ اول جهانی) دوباره جدا شدند که هیتلر به خاطر بازگرداندن آنها جنگ به راه انداخت. آلزاس ـ لورن و سیلزی ها هم از آلمان جدا شدند
    ـ آلمان کشوری بدون ارتش باشد
    ـ آلمان بمانند قدیم فدراسیون باشد نه متمرکز.
    ـ صنایع آلمان باید از انحصار خارج و به صورت بازار آزاد و کاپیتالیستی (کاپیتالیسم خصوصی نه دولتی) در آیند
    ـ صنایع نظامی و هواپیماسازی آلمان باید نابود شوند
    ـ باید حکومت های محلی و فدرال، دمکراتیک و انتخابی باشند.
    ـ باید سوسیالیسم ملّی (نازیسم) کاملا برانداخته شود
    ـ لهستان دارای دولت شود ولی زیر کنترل مسکو باشد.
    ـ ارتش سرخ در کشورهایی که آزاد کرده است (از رومانی و بلغارستان تا مجارستان، چک اسلواکی و لهستان) باقی بماند.
    ـ ده درصد از ظرفیت صنعتی آلمان در اختیار دولت مسکو باشد
    ـ استاندارد زندگانی آلمانی ها تا مدتی نباید بهتر از اروپاییان دیگر باشد
    [تاریخ نشان داد که گورباچف و یلتسین همه این امتیازات را که خونبهای 35 میلیون اتباع شوروی بودند از دست دادند، روسیه بمانند سال های پیش از جنگ دوم در معرض تهدید است و پوتین نیز حرفی نمی زند!].
    کنفرانس های سران متفقین در طول جنگ دوم جهانی در کوبک، کازابلانکا، قاهره، تهران (از 28 نوامبر 1943 تا یکم دسامبر این سال) و یالتا (کریمه) تشکیل شده بود و پُتسدام ششمین آنها بود.
    
سران سه قدرت در پتسدام جولای 1945 (80 روز پس از خودكشی هیتلر)


    
این عكس (5 ماه پیش از كنفرانس پُتسدام) در حاشیه كنفرانس سران سه كشور در فوریه 1945 در یالتا (کریمه) گرفته شده بود كه مقایسه آن با عكس سران سه كشور در كنفرانس پتسدام، خشونت استالین را از بی اعتنایی اش به شركاء تازه می توان استنباط كرد. در حاشیه كنفرانسهای قبلی همچنان كه در این عكس دیده می شود سران سه كشور وارد شوخی و بذله گوئی هم می شدند


یکشنبه 25 تیر 1396

درگذشت آناستاسیوس كه از ایرانیان شكست خورد

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


تصویر آناستاسیوس بر سکه

فلاویوس آناستاسیوس امپراتور روم شرقی كه در یك جنگ سه ساله از ایران شكست خورده بود 15 جولای سال 518 درگذشت. وی از بیم وقوع جنگی دیگر با ایران، به جای یكی از برادرزاده هایش، ژنرال ژوستین را به عنوان جانشین (ولیعهد) تعیین كرده بود. آناستاسیوس در طول حكومت خود گرفتار مسائل بالكان و هجوم طوایف مهاجر به آن منطقه، و جنگ سه ساله ایران و روم بود كه در سال 502 میلادی (در زمان پادشاهی قباد ساسانی) آغاز شد كه ضمن آن، ارتش ایران نیروهای امپراتور آناستاسیوس را از اطراف «آمیدا (آمد ـ دیار بكر)» بیرون راند و شهر تئودوسیوپولیس را تصرف كرد. انگیزه جنگ، تعلل روم از پرداخت باج مقرر به دولت ایران بود. جنگ دو امپراتوری با امضای یك قرارداد صلح هفت ساله پایان یافت.


تعداد کل صفحات: 379 1 2 3 4 5 6 7 ...