تبلیغات
تاریخ جهان و ایران
چهارشنبه 22 مهر 1394

کانال رسمی سایت در تلگرام

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    

به ما در تلگرام بپیوندید : @HistoryPlace



https://telegram.me/HistoryPlace


جمعه 4 فروردین 1396

بپاخیزی دو شاهزاده ساسانی برضد سلطه عرب

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


24 مارس 721 میلادی (و در جریان آیین های نوروزی آن سال كه هنوز در ایران خاوری به همان صورت قدیم برگزار می شدند)، «پوشان» از شاهزادگان ساسانی، هشتاد سال پس از نبرد نهاوند و شکست نظامی ایران، ادعای سلطنت و احیای حکومت ساسانیان را کرد و گروهی گرد او جمع شدند، ولی کاری از پیش نبرد. 
    چهار سال پس از پوشان، در مارس سال 725 میلادی (و بازهم در ایام نوروز ایرانی) یك شاهزاده دیگر ساسانی به نام خسرو از نوادگان یزدگرد سوم در شهر مرو خودرا شاه ایران خوانده بود. كار این شاهزاده هم با این كه علاوه بر گروهی ایرانی، جمعی از تركان مهاجر نیز به او پیوسته بودند به جایی نرسید. مورخان سبب ناكامی این دو شاهزاده را خودخواهی و تكروی آن دو نوشته اند و اضافه كرده اند كه اگر این دو شاهزاده که هدفشان نیز احیای استقلال وطن بود با هم یكی و متحد شده بودند شاید به پیروزی هایی دست می یافتند. استقلال طلبی ایرانیان و بپاخیزی های مسلحانه آنان پس از درگذشت هارون الرشید جدّی تر شد و نخست زیر عنوان دفاع از مامون پسر هارون که مادرش یک ایرانی بود و سپس طرد سلطه عرب از وطن بپاخاستند و موفق هم شدند.


جمعه 4 فروردین 1396

دمشق هم به دست تیمور افتاد و غارت شد

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


مجسمه امیرتیمور که با نظر گراسیموف ساخته شده است
غارت شهر دمشق كه به دست نیروهای امیرتیمور گوركان (متولد 1336 میلادی و متوفی در 19 فوریه 1405) افتاده بود از 24 مارس (روزی چون امروز) در سال 1401 میلادی آغاز شد. تیمور قبلا بسیاری از شهرهای بزرگ از جمله اصفهان، دهلی و بغداد را تصرف كرده و همه جا كشتار به راه انداخته بود. وی در اصفهان از كله های مقتولین مناره ساخته بود و در دهلی كه در 17 دسامبر 1398 به دست او افتاده بود هزاران تن را اعدام كرده بود. حكومت هند تا سلطه انگلیسی ها در سال 1857 در دست تیموریان بود.
    تیمور در سال 1405 عازم تصرف چین بود كه در 19 فوریه در قزاقستان امروز درگذشت. وی در فرارود به دنیا آمده بود و تبار مغولی داشت. گراسیموف تاریخدان و انسانشناس بزرگ روس كه در سال 1941 استخوانهای امیرتیمور را معاینه كرده بود مغول بودن و لنگ بودنش را تایید كرده است. استخوانهای تیمور یك سال بعد به گور او در سمرقند بازگشت داده شده است. این گور را تیمور در طول حیات برای خود ساخته بود كه پس از مردن، جسدش از قزاقستان به آنجا منتقل و مدفون شد. 


پنجشنبه 3 فروردین 1396

معرفی خسروانوشیروان به عنوان ولیعهد ایران

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


قباد ـ شاه ساسانی ایران 23 مارس سال 519 میلادی و در هفته نوروزی، سومین پسر خود، «انوشیروان» را شاه بعدی ایران (ولیعهد) اعلام داشت. قباد سه پسر داشت که یکی از آنان به نام «کاووس» در همین مراسم به سمت فرماندار تپورستان = تبرستان (مازندران) منصوب شد. پسر دیگر قباد، «زَم Zam» نام داشت که یکی از چشمانش نابینا بود.
     قباد (گواد) در مراسم معرفی انوشیروان به عنوان شاه آتی ایران گفت که این انتخاب نتیجه چند سال بررسی و تجربه او بوده و به درستی این انتخاب اعتماد دارد.
     قباد که سالها درگیر جنگ با هون ها بود، از آنجا که قبلا تحت تاثیر افکار سوسیالیستی مزدک قرارداشت (که از مزدک پارسی به عنوان بنیادگذار سوسیالیسم در جهان نام برده می شود) در سال 515 میلادی و در مراسم نوروز، تصمیم خود به کاهش چشمگیر مالیات کشاورزان و مردم کم - درآمد و برنامه اصلاحات کشاورزی و افزایش سهم کشاورزان از محصول (تا میزان 33 درصد) و نیز برنامه های عمرانی دیگر از جمله ساحتن چند سد را اعلام داشته بود که به اجرا درآمدند.
    انوشیروان پس از شاه شدن به خسروانوشیروان (خسرو یکم) معروف شد و دست به اصلاحات فرهنگی، اجتماعی ـ قضایی و اقتصادی متعدد زد. وی علاقه مند به دیدار گروهی مردم (چندین نفری ـ اصطلاحا؛ دادن بار عام) بود و به همین دلیل خواسته بود كه تالاری بزرگ با عمارت ضمیمه آن ساخته شود. وی همزمان دستور داده بود كه در گُندی شاپور (خوزستان) یك دانشگاه برای تحقیق و تدریس طب و فلسفه ساخته شود كه ظرف یك سال ساخته و در 550 میلادی آماده فعالیت شد و نیز یک دارالتألیف و ترجمه کتاب و رساله که ترجمه کَلیلِه و دِمنِه از هِندی به فارسی از یادگارهای آن است. وی همچنین در نقاط مختلف ایرانزمین (ایران بزرگتر) دفترهای ویژه [اختصاصی] و دائمی دایر کرده بود تا اتباع بتوانند انتقاد، پیشنهاد و شکایت خودرا به آنجا بدهند تا به اطلاع او برسد و اقدام کند. 
    خسرو یکم همچنین اعلام کرده بود که هرکس که بخواهد می تواند مستقیما به او مراجعه کند. او حتی شخصا و هر چند ساعت یک بار به بالکن دفتر کار خود می رفت تا ببیند که آیا کسی در میدان مجاور کاخ در انتظار ابراز نظر و دادن عریضه به او است تا وی را به دفتر دعوت کند و ناله اش را بشنود و یا پیشنهادش را دریافت کند. 
    در کتاب ها آمده است؛ خسرو ـ که از «تاریخ» لقب «دادگر» گرفته است ـ زنجیر متصل به زنگی را میان بیرونی دفتر خود و میدان متصلِ به کاخ تعبیه کرده بود تا متقاضیان بتوانند با کشیدن زنجیر (ریسمان) زنگ را به صدا درآورند و اورا از حضور خود آگاه گردانند و بیش از حد در میدان در انتظار نمانند. همین ابتکار «دادگر» سبب شد که قرن ها بعد «حق دادن عریضه =Petition به رئیس کشور، رئیس دولت و پارلمان» به رسمیت شناخته شود و اصلی از اصول قانون اساسی هر کشور گردد. اهمیت کار در این است که متون این عرایض نمی تواند مورد استناد برای تعقیب قضایی خود فرد (عریضه دهنده) مثلا به اتهام افترا قرار گیرد. 
    در ایران ـ قبلا دو مجلس پارلمان ـ سنا و شورا ـ کمیسیون عرایض برای دریافت پتیشن ها داشتند که اینک کمیسیون اصل نود (90) که دارای دهها بازرس و بررس است این کار را انجام می دهد. در دوران نظام حکومتی پیشین، برخی هم بودند که عریضه و پتیشن خودرا به دفتر مخصوص رئیس کشور می دادند و این عرایض برای رسیدگی به یک سازمان بازرسی ویژه ارسال می شد. دادن عریضه به دادستان کل و یا دادستان هر شهر وارد جریان قضایی می شود که روال و مسیر خاص دارد که در آیین دادرسی هر کشور منعکس است.


پنجشنبه 3 فروردین 1396

كریمخان زند و راه شاد كردن مردم ـ شادبودن حق مردم است

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


کریمخان
247 سال پیش، سلام نوروزی در شیراز و نه چندان دور از تخت جمشید برگزار شد. پس از اردشیر یكم (ساسانی)، این نخستین باری نبود كه یك فرمانروا در مركز پارس چنین مراسمی را برپا می داشت. پیش از كریمخان، عضدالدوله دیلمی این آیین ها را در شیراز برگزار كرده بود.
    كریمخان زند (كه به جای عنوان «شاه»، لقب «وكیل» برخود نهاده بود) پس از اعلام شهر شیراز به پایتختی ایران، از سال 1761 میلادی سلام نوروزی را در عمارتی كه اینك موزه پارس نامیده می شود، برگزار می كرد و سپس به دیدن مردم معمولی (توده ها) به كوچه و خیابان می رفت. وی در سال 1761 در ایام نوروز، از جیب خود چند نوازنده را اجیر كرده بود كه در میدان های شیراز بنوازند و مردم را شاد كنند كه بعداً این رسم شامل روزهای دیگر هم شد. كریمخان برای شاد كردن مردم و زدودن غمهایشان هر اقدامی را كه می توانست، می كرد. به نظر وی، كه مورخان از اظهاراتش بیرون كشیده اند؛ كریمخان «شاد بودن و شادی كردن» را حق مردم می دانست. وی برای دیدن توده ها و آگاه شدن از مشكلاتشان، حتی به قهوه خانه ها می رفت و با آنان در همانجا آبگوشت (دیزی) می خورد.


پنجشنبه 3 فروردین 1396

ترور پادشاه دانمارکی یونان

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


George I
در جریان جنگ اول بالكان، جورج یكم پادشاه یونان كه برای بازدید از شهر تسالونیك كه به دست یونانی ها افتاده بود به این شهر رفته بود هجدهم مارس 1913 در آنجا ترور شد. وی كه یك شاهزاده دانماركی بود هنگام مرگ 68 ساله بود و از 1863 به مدت 50 سال بر یونان پادشاهی كرده بود. نظام حكومتی یونان پس از كسب استقلال در نشست لندن مركب از قدرت های اروپایی وقت تعیین و قرارشده بود كه پادشاهی باشد ولی چون قرنها استقلال نداشت و نیز هرگز سلطنتی نبود مشكل كار در یافتن یك پادشاه برای آن بود كه قدرتهای اروپایی پس از سازش میان خود، در سال 1832 «اوتو» پسر 17 ساله پادشاه باویر (آلمان) را برای سلطنت بر یونان تعیین كردند و پس از نوبت به جورج شاهزاده دانماركی رسیده بود كه در تسالونیك ترور شد.


پنجشنبه 3 فروردین 1396

محور برلین ـ رم و تلاش برای وارد کردن ایران به آن

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


هیتلر در کنار موسولینی

هجدهم مارس 1940 هیتلر در برنر پس Brenner Pass (هموارترین گذرگاه در رشته كوههای آلپ) با موسولینی رهبر ایتالیا دیدار و ضمن مذاکرات طرفین، موسولینی موافقت كرد كه به آلمان در جنگ با انگلستان و فرانسه کمک کند. آلمان و ایتالیا در اکتبر 1939 قرارداد دوستی و اتحاد امضا کرده و آن را محور رم ـ برلین خوانده و از کشورهای دیگر دعوت کرده بودند که به آن به پیوندند. این اتحاد بعدا رنگ نظامی بیشتری بخود گرفت و 27 سپتامبر 1940 ژاپن به آن پیوست و سپس مجارستان، رومانی، اسلواکیا و بلغارستان وارد آن شدند. برای مدتی کوتاه، عراق نیز عملا به آن پیوسته بود و اسپانیای فرانکو هم جانب آن را داشت. در سال 1940 و هشت ماه اول سال 1941 تلاش هایی برای وارد ساختن ایران به آن نیز صورت گرفته بود. آلمان و ژاپن پیش از ایجاد محور رم ـ برلین، باهم برضد کمونیسم متحد بودند. در طول جنگ جهانی دوم، رسم براین شده بود که متحدان ژاپن و آلمان را هم در ردیف اعضای اتحادیه محور قراردهند.


چهارشنبه 2 فروردین 1396

سالروز مصلوب شدن مسیح

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


در سال 2008، گود فرایدیGood Friday = هالی فرایدی (جمعه مقدس) مصادف با 21 مارس بود. در این روز در سال 33 میلادی، حكمران رومی وقت اورشلیم، مسیح را مصلوب كرد.
    قرن ها است كه مسیحیان در برخی از كشورها در این روز چگونگی مصلوب كردن مسیح (Crucifixion = اعدام با شكنجه) را به نمایش می گذارند تا مؤمنین مسیحی شكنجه ای را كه مسیح در آن زمان تحمل كرد مجسم كنند. در پاره ای از مناطق مسیحی نشین، مسیحیان داوطلب می شده اند كه همانند مسیح آنان را بر صلیب میخكوب كنند تا همان درد را تحمل كنند. به عبارت دیگر؛ كف دستها و پایشان را با میخ و ضربه چكش به تخته های متقاطع صلیب بكوبند و مدتی را به همان حالت باقی بمانند. این كار در كشور فیلیپین كه دارای تقریبا هشتاد میلیون مسیحی است همه ساله همچنان انجام و عكس و خبر آن در رسانه های سراسر جهان منعكس می شود.
     عكسهایی كه در زیر آمده است 21 مارس 2008 در فیلیپین از میخكوب شدن، و در استرالیا از نمایش حمل صلیب برداشته شده است. ماموران (لژیونرها) رومی، صلیب را بردوش مسیح قرار داده بودند تا خودش آن را به محل اعدام حمل كند. مصلوب كردن (اعدام با شكنجه؛ میخ كردن فرد بر تخته های متقاطع یا «كراس» و به همان حالت میان زمین و هوا باقی گذاردن تا مرگ كه ممكن بود بیش از یك روز طول بكشد) تا قرنها در قلمرو رومیان ادامه داشت.
    صلیب واقعی كه مسیح بر آن میخكوب شد و به همان صورت بر آن باقی ماند، بعدا توسط ارتش ایران كه رومیان را از فلسطین بیرون راند به شهر تیسفون (پایتخت ایران در كنار دجله) منتقل شد كه به خواست و اصرار هراكلیوس امپراتور روم شرقی به اورشلیم بازگردانیده شد و درست روز 22 مارس سال 630 میلادی در جای سابق خود قرارگفت. رومیان در سال 337 میلادی (304 بعد از مصلوب شدن مسیح) اجازه یافتند تا اگر بخواهند مسیحی شوند.
    
21مارس 2008 یک مسیحی فیلیپینی در برابر جمعیت، داوطلبانه بر صلیب میخکوب می شود


    
21 مارس 2008 یک مسیحی دیگر در فیلیپین بر صلیب میخکوب شده است


    
نمایش حمل صلیب در استرالیا (21 مارس 2008)


چهارشنبه 2 فروردین 1396

كنستانتین یکم

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


کنستانتین یکم
كنستانتین یکم امپراتور مقتدر همه قلمرو روم 22 مارس سال 337 میلادی درگذشت. طبق برخی محاسبات تقویمی تازه، ت مرگ او 22 ماه مه این سال اتفاق افتاده است!.
     از كارهای مهم كنستانینن دستور ساختن شهر بزرگی در كنار تنگه بسفور و در محل مهاجرنشین قدیمی یونانیان (بیزانتیوم) است كه به نام وی، كنستانتینوپل Constantinople (شهر كنستانتین = قسطنطنیه) نامیده شد كه از سال 1453 پس از تصرف آن به دست تركان عثمانی، به اسلامبول (شهر اسلام) تغییر نام داده شده كه به تدریج و بویژه پس از تغییر الفبای ترکیه، استانبول تلفظ می شود. كنستانتین یکم یازدهم ماه مه سال 330 میلادی دستور ساختن كنستانتینوپل (قسطنطنیه) را صادر كرد تا پایتخت شرقی امپراتوری روم و نزدیك به ایران باشد؛ زیرا با روی كار آمدن ساسانیان و احیای ناسیونالیسم سازش ناپذیر ایرانی - راهی جز این، برای امپراتوری روم باقی نمانده بود.
    دیگر از كارهای مهم كنستانتین كه تا به امروز باقی مانده و رعایت می شود، قرار دادن «روز یكشنبه» به عنوان تعطیل عمومی هفتگی است. کنستانسین یکم هفتم مارس 321 میلادی یکشنبه را تعطیل عمومی اعلام داشت و در سوم ژوئیه همین سال اعلام كرد كه از آن پس تعطیلی یكشنبه ها در سراسر قلمرو روم اجباری خواهد بود و روز استراحت است. علت اجباری کردن تعطیلی یکشنبه ها این بود، که بسیاری از کسبه نخستین اعلامیه او را (که سه ماه پیش از آن صادر شده بود) سرسری گرفته و رعایت نمی کردند.
    كنستانتین كه پس از پیروزی بر رقیبان داخلی، 28 اكتبر سال 312 میلادی خود را امپراتور همه روم اعلام داشته بود بعدا بدون اینکه دین باستانی روم را تغییر دهد پذیرفته بود كه اتباع مسیحی را تحمل خواهد کرد. او بعدا مخالفت و یا تخریب ادیان و معابد دیگر را هم ممنوع کرد.
    به دستور كنستانتین، طاق نصرت معروف شهر روم ساخته شد. كنسانتین در شهر قسطنطنیه مدفون است.
    امپراتوری روم از سال 306 دچار رقابت ژنرالها و مدعیان متعدد امپراتور شدن و جنگ داخلی بود. مورخان نوشته اند كه اگر ایران در آن زمان به جای نایب السلطنه دارای رئیس كشور بود، كار روم همان زمان پایان یافته بود. شاه ایران در آن زمان یك كودك بود كه در سال 310 میلادی 17 ساله شد و به نام شاپور دوم (ذوالاكتاف) خود زمام امور را به دست گرفت و بعدا دوبار رومیان را شكست سخت داد.


جمعه 27 اسفند 1395

بوی ضدیت با ایران

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


ژوستین دوم
17 مارس سال 568 میلادی، امپراتور ژوستین دوم [جانشین ژوستی نیان كه در سال 565 درگذشته بود] برغم مفاد عهدنامه سال 561 دو امپراتوری ایران و روم (شرقی)، با سركرده طوایف شبه زرد آسیای میانه (شمال سیردریا) معاهده دوستی و كمك متقابل امضاء كرد كه بوی ضدیت با ایران از آن به مشام می رسید.
     عهدنامه سال 561 ، دولت روم شرقی را خراجگزار ایران كرده بود و حق هم پیمان شدن با طرف ثالث بر ضد ایران را از آن دولت سلب كرده بود. ارتش ایران در سال 566 طوایف شبه زرد را از قلمرو ایران در آسیای میانه بیرون رانده بود و خسروانوشیروان شاه وقت ایران پیشنهاد سركرده این طوایف برای عقد قرارداد را رد كرده و اعلام داشته بود كه ایران تنها با دولتها معاهده امضاء می كند نه طوایف. سركرده این طوایف پس از دریافت این پاسخ، متوجه ژوستین دوم شده بود. خسروانوشیروان بسال 579 درگذشت.


پنجشنبه 26 اسفند 1395

نافرمانی فرمانداران سیستان و کابل

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    



شانزدهم مارس 279 میلادی بهرام دوم شاه ساسانی ایران كه برای گوشمالی فرماندار سیستان به این ایالت رفته بود به مناسبت نزدیك بودن نوروز، پوزش فرماندار را كه سر به نافرمانی برداشته بود پذیرفت، او را بخشید و عنوان «سكان شاه» داد و سپس برای تنبیه فرماندار كابل رهسپار این منطقه شد.
     فرماندار سیستان در سال 276 میلادی پس از شنیدن خبر قتل بهرام یکم (پدر بهرام دوم) و آشفتگی اوضاع پایتخت (تیسفون) دست به نافرمانی زده بود و فرماندار منطقه كابل را هم تشویق به این كار كرده بود.
     پس از رسیدن بهرام دوم به کابل، نیروهای فرماندار حاضر به جنگ با سربازان شاه و برادر كشی نشدند و برای فرماندار راهی جز تسلیم شدن و عذرخواهی نمانده بود. بهرام دوم در كابل بود كه شنید رومیان از دوری او از پایتخت سوء استفاده و در صدد عبور از رود فرات برآمده اند كه باشتاب به غرب كشور بازگشت و رومیان پس از شنیدن این خبر دست به عقب نشینی زدند.


پنجشنبه 26 اسفند 1395

مطلبی كه هر سال در 15 مارس یادآور می شود

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


سزار
هر سال در 15 مارس كه مصادف با قتل سزار در سنای روم است، به این مناسبت رسانه های جهان قلمفرسایی می كنند البته با موضعات تكراری، ولی در مارس سال 2007 روی دمكراسی خواهی توطئه گران انگشت گذارده و به طور غیر مستقیم آنان را پس از دو هزار و51 سال تبرئه كرده اند.
    15 مارس سال 44 پیش از میلاد ژولیوس سزار در جلسه سنای روم طبق نقشه ای كه از پیش آماده شده بود ترور شد.
     وی پس از این كه درتالار سنا بر كرسی خود نشست مورد حمله گروهی از سناتورها كه خنجر ها را از زیر شنلهایشان بیرون كشیده بودند قرار گرفت و بدون این كه وسیله ای برای دفاع از خود داشته باشد كشته شد.
     بسیاری از این توطئه گران از دوستان نزدیك سزار بودند و وی از آنان چنین انتظاری نداشت.
     در این توطئه 23 سناتور از جمله «بروتوس» پسر خوانده سزار شركت كرده بودند و هریك ضربه زد تا یك نفر به تنهایی متهم نشود. مادر بروتوس مترس = كانكوباین (زن غیر رسمی) سزار بود. در آن زمان، داشتن زنان غیر دائمی (نوعی صیغه) در میان سران كشورها و دولتمردان امری عادی بود.
     جمع كل توطئه گران قتل سزار 60 تن بود. بهانه توطئه، نجات دمكراسی روم از دیكتاتوری سزار بود كه عملا «نظام جمهوری» را به پادشاهی (ریاست جمهور مادام العمر) تبدیل كرده بود. با وجود این، سزار حاضر نشده بود تاج سلطنت بر سر گذارد.
     در پی قتل سزار، تنی چند از یارانش از جمله ماركوس آنتونیوس (شوهر كلئوپاترا) به خونخواهی او بپاخاستند و بسیاری از توطئه گران و حاضران در صحنه قتل را كشتند.



ژوزف كایو نخست وزیر پیشین فرانسه


    16 مارس سال 1914 زمانی كه اروپا در آستانه جنگ بزرگ ( جهانی اول ) بود و دولتهای اروپایی سرگرم یارگیری و تقویت نظامی خود بودند مادام هانریت كایو همسر ژوزف كایو Josef Cailloux وزیر دارایی وقت فرانسه و قبلا نخست وزیر این كشور به دفتر روزنامه محافظه كار فیگارو در پاریس رفت و با شلیك شش گلوله « گاستون كالمه » سردبیر این روزنامه را كشت كه رویدادی بی سابقه بوده است.
    فیگارو از زمانی كه ژوزف كایو نخست وزیر فرانسه بود و دم از سازش با آلمان می زد و حاضر نمی شد بر طول خدمت سربازی بیفزاید با او در افتاده بود. این روزنامه قبلا هم زمانی كه كایو وزیر بود و از دادن امتیازهایی به آلمان در مراكش و چند نقطه دیگر افریقا حمایت می كرد تا صلح را بخرد دست از او انتقاده كرده بود و نوشته بود كه كوتاه آمدن در برابر تجاوز گر او را در ارتكاب تجاوز جری تر خواهد كرد.
    « كایو » پس از كناره گیری از نخست وزیری و بعدا قبول سمت وزارت دارایی تصمیم گرفت كه مالیات ثروتمندان را تصاعدی بالا ببرد كه فیگارو به عنوان صدای محافظه كاران ( صاحبان ثروت ) انتقاد كردن از او را از سر گرفت .
     فیگارو این بار به افشا گری ( اكسپوزه )از زندگی خصوصی و خانوادگی كایو پرداخت و به چاپ نامه های عاشقانه سالهای پیش وی دست زد تا او را از میدان به در كند . این نامه ها را كایو به زنی كه بعدا با او ازدواج كرد نوشته بود. هنگام نوشتن نامه ها ، كایو با همسر اول خود زندگی می كرد و مردی زندار بود.
     این عمل فیگارو بر هانریت همسر كایو ( همسر تازه كه نامه ها برای او ارسال شده بود) گران آمد ، زیرا كه در جامعه انگشت نما شده بود . هانریت با خرید یك تپانچه به دفتر روزنامه رفت و سر دبیر آن را كشت و بازداشت گردید . شوهر او هم كناره گیری كرد .
    محاكمه هانریت چهار ماه بعد انجام شد . وی در بازجویی پلیس به قتل اعتراف كرده بود ولی دردادگاه ، وكیلان مدافع وی مطلب را عوض كردند و گفتند كه گلوله ها خود به خود شلیك شده است ( شش گلوله !! ) و این استدلال پذیرفته شد و هانریت تبرئه گردید كه یك ضعف بزرگ در تاریخ قضایی است.
    كایو سالها بعد باردیگر وارد سیاست گردید و از مشوقان دالادیه به سازش با هیتلر و موسولینی و جلوگیری از جنگ بود . وی در نوامبر 1944 در گذشت . 
     ژوزف كایو در یادداشتهای خود نوشته است در سال 1906 كه دولت فرانسه برای رفع اختلافات انگلستان و روسیه برسر ایران ، افغانستان و تبت به میانجی گیری پرداخته بود تا دو كشور با فرانسه برضد آلمان متحد شوند و او وزیر كابینه بود هنگامی كه بحث به تقسیم ایران میان آن دوكشور رسید شدیدا مخالفت كرد ، زیرا از قضاوت تاریخ می ترسید. ولی ، روسیه و انگلستان در اوت 1907 به توافق رسیدند كه ایران را به دومنطقه نفوذ تقسیم كنند و این تصمیم خود را عملی ساختند.
    
تصویر صحنه تیر اندازیدر دفتر فیگارو


چهارشنبه 25 اسفند 1395

كارنامك اردشیر پاپكان

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


تصویر کَنده کاری اردشیر پاپکان بر سنگ و سكه اش
كار جمع آوری کارهای روزمره اردشیر ـ بنیادگذار دودمان ساسانیان در یک کتاب [مجموعه] تحت عنوان «كارنامك اردشیر پاپكان» مارس سال 300 میلادی (اسفندماه) پایان یافت و چند روز بعد نسخه اصلی آن به مناسبت نوروز در تالار پذیرایی كاخ سلطنتی در تیسفون [جنوب بغداد و نه چندان دور از این شهر] قرار گرفت. 
     به نوشته مورخان رومی، «نرسی» شاه وقت پس از خواندن كارنامه اردشیر، از این كه نتوانسته بود بمانند او رومیان را از نزدیك شدن به قلمرو ایران بازدارد از فرط اندوه بیمار شد و به نفع پسرش «هرمز» كناره گیری كرد.
     كارنامه اردشیر قرن ها نصب العین سران ایران بود. به گفته ویل دورانت، این كارنامه درعین حال پیشرفته بودن تمدن ایرانیان را منعكس می كند كه دفتر رئیس كشور [دفتر = دیپتر اردشیر پاپکان] كارهای روزانه دولت را یادداشت و توسط چند مُحَرّر تکثیر می كرد و همانند یك «روزنامه محدود» برای دولتمردان و بزرگان ارسال می شد تا درجریان کارها و برنامه ها قرارداشته باشند و اندرزهارا بکاربندند. برپایه همین روش، از 1995 سران همه كشورها، پارلمان ها و دستگاههای دولتی برای خود «وبسایت» رسمی ساخته و برای ملاحظه عموم و به ویژه دولتهای دیگر و رسانه ها در اینترنت قرارداده اند و مطالب این سایت ها «سند» است. استناد تاریخدانان که قبلا بریده روزنامه هارا برای استفاده بعدی و اظهار نظر آرشیو می کردند اینک متون همین وبسایت ها هستند که رسمیّت دارند ـ گرچه مطالب آنها یکطرفه است و پژوهشگر باید برود و اظهارنظرهای دیگران را در آن زمینه ها به دست آورد تا بشود قضاوت درست کرد. این وبسایت ها در بطن خود دارای ایمیل هستند تا هرکس که بخواهد بتواند نظر خود و درخواستش را از این طریق برای رئیس دولت و هر مقام وحتّی فرد ارسال و پاسخ دریافت دارد. قاعدتا تنها مطالب وبسایت های مقامات یک کشور و متون اعلامیه های رسمی باید مورد استناد و احیانا واکنش دولتهای دیگر، تفسیرنگاران و افراد ذینفع قرارگیرد و درنتیجه باید «تِكست = متن» تصمیم، نظر و اظهار باشند، نه تنظیم ژورنالیستی كه روزنامه نگار عمدتا مفاد مطلب را جهت سهولت خواندن در زمانی کوتاه، و فهمیدن ماوَقَع درچارچوب قواعد خبرنویسی تنظیم می کند و هدف او اطلاع رسانی است نه انتشار متن سند که طولانی و گاهی ثقیل و خواندنش حوصله می خواهد. برای رفع هرگونه اشکال، عادت بر این شده است كه نشریات حرفه ای، در زیر خبرهای خود نشانی وبسایت مقام رسمی مربوط را [که خبر روزنامه از آن نقل شده است] درج كنند تا اگر مخاطب نیاز به متن مطلب داشته باشد، خود به آن مراجعه كند. سابقا و پیش از عمومیّت یافتن اینترنت، روزنامه ها بر حسب اهمیت موضوع، متن اعلامیه ها و اظهارات را در کنار خبر تنظیمی خود، در کادر (باکس) قرار می دادند تا در صورت لزوم مورد استناد افراد ذینفع قرار گیرد.


چهارشنبه 25 اسفند 1395

ترور سزار با نقشه قبلی درجلسه سنای روم

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


مجسمه نیمتنه سزار در موزه وین

پانزدهم مارس سال 44 پیش از میلاد و روزی چون امروز، ژولیوس سزار امپراتور مقتدر روم در جلسه سنای این امپراتوری و طبق نقشه ای كه از پیش آماده شده بود ترور شد. وی پس از این كه در تالار سنا بر كرسی خود [جایگاه رئیس دولت] نشست مورد حمله گروهی از سناتورها كه خنجر ها را از زیر شنلهایشان بیرون كشیده بودند قرار گرفت و بدون این كه وسیله ای برای دفاع از خود داشته باشد كشته شد. حمل اسلحه در تالار نشست سنا ممنوع بود و لذا، سزار برای دفاع از خود وسیله نداشت.
     بسیاری از این توطئه گران از دوستان نزدیك سزار بودند و وی از آنان چنین انتظاری را نداشت.
     در آن روز 23 سناتور از جمله «بروتوس» پسرخوانده سزار هریك به بدن امپراتور روم یک ضربه زده بود تا یك نفر به تنهایی متهم به قتل او نشود. جمع كل توطئه گران 60 تن بود. بهانه توطئه؛ نجات دمكراسی روم و جلوگیری از سلطنت شدن بود، حال آن كه سزار حاضر نشده بود تاج سلطنت بر سر گذارد. به باور مورخان، ژولیوس سزار با خودداری از ورود به یک جنگ تمام عیار با امپراتوری ایران ـ برغم اصرار چند سناتور و ژنرال ـ خردمندی خودرا نشان داده بود. وی در پاسخ سناتورهای جنگ طلب گفته بود که نتیجه جنگ با ایرانیان قابل پیش بینی نیست زیراکه علاوه بر نفر و اسلحه، این ناسیونالیسم ایرانی است که ایستادگی می کند و ارتش ما فاقد این روحیه است و پیش از هرگونه درگیری با ایرانیان باید سرنوشت کراسوس را در نظر آورد که خود و لژیونرهایش به دست ایرانیان نابود شدند.
    در پی قتل سزار، تنی چند از یارانش از جمله ماركوس آنتونیوس [شوهر كلئوپاترا] به خونخواهی او بپاخاستند و بسیاری از توطئه گران و حاضران در صحنه قتل را كشتند.


صحنه مرگ سزار


دوشنبه 23 اسفند 1395

... و به این آسانی «فرناندو كورتز» مكزیك را تصرف كرد

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


فرناندو كورتزFernando Cortez افسر اسپانیایی 13 مارس 1519 با پانصد مرد مسلح گام به مكزیك گذارد تا این سرزمین پهناور را به نام پادشاه اسپانیا تصرف و خزائن پر از طلای دولت آن را به كشور خود منتقل كند. در آن زمان در مكزیك دو تمدن درخشان «آزتك» و «مایا» در شمال و جنوب وجود داشت كه شهرهای بزرگ و ابنیه باشكوه برپاداشته و دارای تقویم و قانون، دانش و هنر بودند. پادشاه آزتك Aztec دارای یك ارتش 20 هزارنفری ثابت بود و سازمانهای اداری كارآمد داشت. ضعف این ارتش تنها نداشتن اسلحه آتشین (توپ و تفنگ) و اسب بود.
    کورتز پس از پیاده شدن در ساحل مكزیك متوجه ترس سربازان خود شد و دستور داد كه كشتی ها را آتش بزنند تا امید بازگشت وجود نداشته باشد.
    كورتز همان روز چند بومی را دستگیر كرد و در میان آنان متوجه استعداد شگفت انگیز دختری به یادگیری زبان اسپانیایی شد. وی را به همسری برگزید تا اعتمادش را جلب كند و هفت ماه بعد، از او به عنوان مترجم در گفتگوهای خود با پادشاه آزتك (مكزیكیهای شمالی) استفاده كرد.
    بااینكه پادشاه آزتك حاضر به دادن طلا به اسپانیایی ها شده بود و سپاهیان خود را از جنگ برحذر داشته بود، نظامیان اسپانیایی به اشاره كورتز ناگهان آزتكی ها را زیر آتش توپ و تفنگ قراردادند و تلفاتی سنگین وارد ساختند؛ زیرا كورتز باورنمی كرد كه پادشاه آزتك به این سادگی همه خزائن خود را در اختیار او بگذارد. او تصور می كرد كه طلا برای آزتكی ها همان ارزشی را دارد كه برای اروپائیان.
    با همین حمله غافلگیرانه، كورتز مكزیك را تصرف كرد و خزائن آن را به اسپانیا منتقل ساخت. مكزیك كه ایالات غربی و جنوب غربی آمریكا از جمله كالیفرنیا و تكزاس ضمیمه آن بود تا پایان دهه دوم قرن 19 از مستعمرات اسپانیا در قاره آمریكا بشمار می رفت. استعمار اسپانیا بر مكزیك از نیمه اول قرن نوزدهم پایان یافته ولی فرهنگ و زبان اسپانیایی و مذهب كاتولیك باقی مانده است.


تعداد کل صفحات: 361 1 2 3 4 5 6 7 ...