چهارشنبه 22 مهر 1394

کانال رسمی سایت در تلگرام

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    

به ما در تلگرام بپیوندید : @HistoryPlace



https://telegram.me/HistoryPlace


شنبه 20 آذر 1395

سازشنامه پاریس و پایان جنگ آمریکا و اسپانیا

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    

دهم دسامبر سال 1898 با امضای موافقتنامه پاریس بین ایالات متحده و اسپانیا به میانجیگری دولت فرانسه، جنگ دو كشور پایان یافت و اسپانیا طبق این موافقتامه پس قرنها از كوبا، فیلیپین، پورتوریكو و گوام مهاجر نشینان [مستعمرات] قدیمی خود صرف نظر كرد و آنهارا به آمریكا داد.
     سنای آمریكا در آن زمان با تصرف اراضی دور ـ دست و مداخله در امور دیگران موافقت نداشت و به همین دلیل موافقتنامه پاریس را پس از دو سال بحث سرانجام با اكثریت دو رای به تصویب رساند. 
    مورخان، جنگ دولت واشنگتن با اسپانیارا که بر سر کوبا آغاز شده و گسترش یافته بود سرآغاز ورود دولت آمریکا به صحنه سیاسی جهان نوشته اند که با شرکت در جنگهای جهانی اول و دوم تکمیل شد. گوام و پورتوریكو هنوز وابسته به امریکا هستند.


جمعه 19 آذر 1395

بپاخیزی اسپارتاكوس

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


بپاخیزی اسپارتاكوس از نهم دسامبر سال 73 پیش از میلاد آغاز شد. وی از مردم تراس - منطقه ای در شمال دریای اژه و از نژاد یونانیان بود. اسپارتاكوس در ارتش روم یك سرباز كمكی (احتیاط) بود. «آپیان» نویسنده پیش از میلاد كه شرح بپاخیزی اسپارتاكوس را نگاشته روشن نساخته است كه به چه دلیل اورا به دسته گلادیاتور ها كه معمولا از میان نظامیان خارجی اسیر ارتش روم انتخاب می شدند اضافه كرده بودند. وی در سال 74 پیش از میلاد به گلادیاتورها اضافه شده بود. 
    كار گلادیاتور ها این بود كه دو به دو در برابر سران روم كه در جایگاه ویژه تماشاگران می نشستند و به منظور تفریح و سرگرم كردن آنان درمیدان گودی با اسلحه به جان هم بیافتندو یكی از دو حریف و یا هر دو آنان كشته شوند تا تماشاگران لدت ببرند!.
    اسپارتاكوس كه این عمل را غیر انسانی می دانست گلادیاتور ها را برضد حكومت روم متحد كرد و درجریان یك نمایش «كشتار» دست به شورش زدند و بندها را گسستند و در كوه وزوویوس كه یك آتشفشان خاموش بود پنهان شدند و از آنجا دست به تحریك سایر بردگان زدند و هنگامی كه عده آنان به هفتصد تن رسید از كوه فرود آمدند و با زور و مسلحانه دست به آزاد كردن بردگان دیگر زدند كه غنائم جنگها بودند. در آن زمان بردگان مولد ثروت بودند و برای اربابانشان كار تولیدی رایگان از جمله كشاورزی می كردند. قرار بود كه بردگان آزاد شده توسط گروه اسپارتاكوس جنگ كنان از طریق كوههای آلپ به زادگاههای خود باز گردند و بقیه عمر را آزاد زندگی كنند. آنان
    با این فكر خودرا به دامنه های آلپ رسانیدند و ضمن راه دو لشكر رومی را كه سد راهشان شده بودند شكست و فراری دادند. در گذرگاههای آلپ چون عده آنان نزدیك به هفتاد هزار تن بود، ساکنان محل نگران و وحشت زده شدند و گذر گاههارا بستند. اسپارتاكوس كه می خواست برده های آزاد شده زنده به كشورهای خود بازگردند تصمیم به خروج از روم با کشتی گرفت و به جنوب ایتالیا بازگشت و در سر راه خود نیروهای رومی را كه مانع حركت آنان بودند شكست داد كه این وضعیت بر دولت روم كه نتوانسته بود در طول دو سال و اندی قیام بردگان را سركوب كند گران آمد و كراسوس (ماركوس لیسینیوس كراسوس) یكی از سه عضو شورای عالی حاكم بر امپراتوری روم داوطلب جنگ با بردگان شد. وی در سنای روم برای قانع كردن سناتورهای به تامین هزینه یك لشكركشی بزرگ گفت كه اسپارتاكوس سه هزار سرباز اسیر رومی را سر بریده است كه بعدا معلوم شد دروغ گفته و این سربازان تنها خلع سلاح شده بودند و بعدا به رم باز گشتند.
     وی سپس با شش لشكر (لژیون) از راه زمین (شمال) و یك لشكر با كشتی و از راه دریا قرارگاه اسپارتا كوس را كه پیام داده بود اگر اجازه خروج ار ایتالیا به او و سایر بردگان همراه وی داده شود سر جنگ نخواهد داشت محاصره كرد و در جنگی كه در سال 71 پیش از میلاد میان طرفین روی داد اسپارتاكوش كشته شد و قیام بردگان شكست خورد. كراسوس برای ترسانیدن سایر بردگان كه فكر قیام از مغزشان نگذرد شش هزار تن از همدستان اسپارتاكوس را كه اسیر شده بودند در جاده ای كه به شهر رم ختم می شد به دار (صلیب) زد كه همانجا از تشنگی و گرسنگی و درد ناشی از آویزان بودن به تدریج مردند كه چنین صحنه ای در طول تاریخ مشابه نداشته است.
    قیام اسپارتاكوس دومین قیام از این دست در دنیای باستان بود. نخستین قیام را كاوه (كاوك) ایرانی معروف به كاوه آهنگر بر ضد شاه ظالم آن زمان ایران رهبری كرده بود.
    كراسوس در سال 53 پیش از میلاد به ایران حمله كرد كه در منطقه حران (كارهه) واقع در نقطه مرزی امروز تركیه و سوریه (شمال غربی عراق) و كنار رود فرات درجنگ باارتش ایران به فرماندهی سپهبد سورنا كشته شد و سربازان او و همچنین پسرش نیز نابود شدند كه این بزرگترین شكست رومیان از ایرانیان بود.
كراسوس كه قیام اسپارتاكوس را سركوب كرد
در جنگ سال 53 پیش از میلاد با ایران 
شكست خورد و كشته شد



کرونیکلر های اروپایی دستورِ سال 534 پیش از میلاد کوروش بزرگ (بنیادگذار ایران) به ایجاد یک پادگان مرزبانی در کنار «سیردریا» به منظور جلوگیری از عبور طایفه «ماساگاتا» از این رودخانه (رود سیحون ـ آراکزس ـ سیردریا) و هجوم به منطقه ایرانی «فرارود» را در صدر رویدادهای «هشتم دسامبر» درج کرده و نوشته اند که محل این پادگان که بعدا شهر خجند در کنار آن ساخته شد کوروشکده (بر وزن دانشکده) نامیده می شد. به رغم ایجاد این پادگان، کوروش مجبور شد در سال 529 پیش از میلاد شخصا برای عقب راندن ماساگاتی ها به «فرارود» برود که در ماه دسامبر در میدان جنگ و در کنار سیردریا کشته شود که جنازه او همچنانکه وصیت کرده بود به پاسارگاد حمل و مدفون شد. با وجود کشته شدن کوروش، سپاهیان او پیروز شدند و هدف کوروش از آن لشکرکشی تامین شد.
     این کرونیکلرها بدون اینکه روشن سازند که هشتم دسامبر را از کجا به دست آورده اند افزوده اند که دو قرن بعد اسکندر مقدونی پس از فتح منطقه «فرارود» ناحیه ای را که پادگان کوروش در آنجا بود گسترش داد و شهر به نام او «اسکندریهِ دورتر» معروف شد که این نام هم دو قرن بیشتر دوام نیافت که به «خُجَند» تغییر یافت که در کنار سیردریا و دهانه درّه فرغانه واقع است که یکی از ده نقطه زیبا و خوش آب و هوای جهان بشمار می آید. پادگان این شهر در دوران ساسانیان باردیگر تقویت شد و مرزبان نشین «فرارود» قرارگرفت زیرا که ساسانیان وُرّاث همان دشواری هخامنشیان و درگیر آلان ها و هون های سفید شدند که اعقاب «ماساگاتا» ها بودند. در دهه چهارم قرن بیستم دولت شوروی نام شهر خجند را که دومین شهر بزرگ جمهوری تاجیکستان است بدون اینکه لنین برایش کاری کرده باشد به «لنین آباد!» تغییر داد که پس از فروپاشی شوروی به نام تاریخی خود ـ خجند ـ بازگشته است.


پنجشنبه 18 آذر 1395

كشته شدن عُمر ابن خطاب به دست یك ایرانی

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


طاق كسری( تالار پذیرایی خسرو نوشیروان ساسانی ) در تیسفون 
نزدیك بغداد كه 15 قرن پیش ساخته شد.
فرش افسانه ای بیش از 90 متری بهارستان این تالار را مفروش می كرد 
كه اعراب آن را به عنوان غنیمت جنگ تصرف كردند
روزنگارهای موجود در تقویم میلادی دو روز مختلف به فاصله 34 روز از هم را سالروز قتل عُمر ابن الخطاب خلیفه دوم مسلمین ذكر كرده اند؛ چهارم نوامبر و هشتم دسامبر سال 644 میلادی (سال 23 هجری قمری = سال 22 هجری خورشیدی). وی ده سال و 6 ماه و پنج روز خلافت كرد و هنگام درگذشت 63 ساله بود. در زمان خلافت او سوریه، فلسطین و ایران به تصرف اعراب در آمدند. تیسفون پایتخت ایران در كنار دجله و خزائن آن پس از جنگ قادسیه كه در سال 637 میلادی روی داد به دست اعراب افتاد. اعراب تیسفون را كه هنوز ویرانه كاخ خسرو نوشیروان دادگر آن پس از 15 قرن به جای مانده است «مدائن» یعنی شهر شهرها می خوانند. شكست نهائی ایران از اعراب در سال 643 اتفاق افتاد.
    در پی پیروزی اعراب در جنگ نهاوند بر ایران، شمار زیادی از ایرانیان از جمله مردی صنعتگر به نام فیروز به اسارت گرفته شدند و به فروش رفتند. خریدار فیروز كه اعراب اورا «ابولؤلؤ» می نامند حكمران بصره بود كه پس از آن كه متوجه شد برده او نجار و آهنگر و رنگرز ماهری است وی را برای پرداختن به این امور به مدینه فرستاد به این شرط كه قسمت عمده در آمد خودرا به او بدهد. فیروز از مردم نهاوند بود كه پاره ای از مورخان وی را از كاشان نوشته اند. 
    پس از ورود فیروز به مدینه طولی نكشید كه سحرگاه هشتم دسامبر و یا چهارم نوامبر وی با خنجری كه خود ساخته بود و آن را زهر آلود كرده بود به مسجدی كه عمر در آن به نماز می ایستاد رفت و در گوشه ای پنهان شد و درجریان نماز بامدادی به عمر حمله برد و به او شش زخم زد كه پس از انتقال به خانه در گذشت. فیروز علاوه بر عمر 13 تن دیگر از نمازگزاران را خنجر زد و چون راه فرار را برخود بسته دید با همان خنجر خودكشی كرد و به همین سبب انگیزه او از این اقدام كه بیشتر مورخان ایرانی و پاره ای از مورخان اروپا به حساب میهندوستی فیروز گذارده اند دقیقا روشن نشده است.



قیصر ویلهلم دوم
با تشکیل «شورای جنگ امپراتوری آلمان» در هشتم دسامبر 1912، از صلح مسلح اروپا بوی جنگ به مشام رسید. با اینکه در آن زمان جزئیات مذاکرات نخستین جلسه این شورا که به ریاست ویلهلم دوم قیصر وقت و با شرکت چند دریاسالار و ژنرال ازجمله دریاسالار فون مولرMuller، دریاسالار تیرپیتس Tirpitz، دریاسالار هیرینگن Heeringen رئیس ستاد نیروی دریایی و ژنرال فون مولتکه Moltke رئیس ستاد ارتش، ژنرال لینکر Lyncker و چند سیاستمدار و دولتمرد ازجمله بتمان هول وگ Bethmann-Howllweg صدر اعظم تشکیل شده بود فاش نشد ولی بر همگان روشن شد که وقوع جنگ اروپاییان (جنگ جهانی اول) قطعی است.
    خاطرات شرکت کنندگان در نخستین جلسه شورای جنگ، جزئیات مذاکرات را روشن ساخته که این خاطرات و یادداشت ها پس از پایان جنگ (بعد ازنوامبر سال 1918) به دست مورخان افتاده است.
    در آن جلسه، قیصر آلمان گفته بود که روس ها دارند به تجهیز نیرو دست می زنند زیراکه می خواهند مردم روسیه شکست نظامی از ژاپن و مشکلات اقتصادی و تظاهرات و مخالفت ها را پشت سر بگذارند. همچنین روس ها اختلافات خود با انگلیسی ها بر سر ایران و افغانستان را رفع کرده اند، ایران را میان خود قسمت کرده اند و آمودریا را مرز میان متصرفات طرفین در آسیای میانه و آسیای جنوبی قرار داده اند و با آسوده خاطر شدن از تعرض رقیب به هندوستان اینک چشم به مناطق عرب نشین امپراتوری عثمانی دوخته اند. بنابراین، ما پیش از رسیدن روس ها به اوج تجهیز نیرو باید از اتریش بخواهیم که در همین ماه (دسامبر 1912) به صربستان حمله کند. قطعا روس ها به کمک صربهای همنژاد خواهند شتافت و ما بهانه جنگ با آنان را به دست خواهیم آورد و ....
    «بتمان» ضمن تایید استدلال قیصر ویلهلم دوم (1859 ـ 1941 و از ژوئن 1888 امپراتور آلمان) گفت که موازنه قوا در اروپا بهم خورده و تاریخ نشان داده است که با از میان رفتن موازنه، خطر جنگ پدید می آید و اجتناب ناپذیر می شود.
    ژنرال مولتکه به نوبه خود گفت: "طبق تجربه های گذشته، وقتی که جنگ اجتناب ناپذیر باشد، زودتر آغاز شود بهتراست از دیرتر. باید راهی بیابیم که انتقال امواج نظامی هندی توسط انگلیسی ها به جبهه ها امکان ناپذیر و دست کم سخت باشد، باید استانبول (عثمانی) را از نقشه انگلیسی ها آگاه کنیم و ارتش عثمانی را در آن منطقه از جهان در برابر روس ها و انگلیسی ها قرار دهیم و درگیر کنیم تا تضعیف شوند. وقتی که عثمانی به عنوان متحد ما وارد جنگ شود، روس ها ایران را به میدان جنگ با عثمانی تبدیل خواهند کرد و انگلیسی ها بین النهرین و ایران را. ما باید به عثمانی اسلحه مدرن و مهمات برسانیم و با اعزام مبلّغ ایرانیان، افغانها و هندیان را برضد انگلیسی ها بشورانیم. هر سه ملت فرهنگ و روانشناسی مشترک دارند.
Admiral Tirpitz


     در این میان، دریاسالار تیرپیتس آماده نبودن زیردریایی های تازه و تعریض کانال کیل Kiel را مطرح ساخت و خواست که آغاز جنگ، یکی ـ دو سال به تاخیر افتد و چه بهتر که به سال 1914 موکول شود زیراکه نیروی دریایی آلمان باید آنچنان نیرومند باشد که مانع از انتقال نیرو از انگلستان به فرانسه و نظامی هندی و استرالیایی به مدیترانه شود.
    در پایان بحث، قیصر پذیرفت که آغاز جنگ به سال 1914 موکول شود، به حد کافی مبلّغ و جاسوس به ایران، افغانستان و غرب هند (پاکستان امروز و بلوچستان) فرستاده شود و ارتش عثمانی مجهز گردد. ضمنا چند گروه کارشناس جنگ و سیاست در برلین تشکیل شود که وضعیت را لاینقطع بررسی کنند و اندرز دهند و به ما بگویند که نتایج جنگ چه خواهد بود.


چهارشنبه 17 آذر 1395

ورود آمریكا به جنگ جهانی دوم

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


USS Arizona پس از حمله و پیش از انفجار و غرق شدن 

بامداد هفتم دسامبر سال 1941 [و هشتم دسامبر به وقت ژاپن] نیروی دریایی امپراتوری ژاپن به پایگاه ناوگان آمریكا در اقیانوس آرام ــ پرل هاربر Pearl Harbor ــ واقع در مجمع الجزایر هاوایی شبیخون زد. در این حمله چهار نبردناو (Battleship) ، دو ناوشکن (Destroyer) و یک کشتی نظامی دیگر غرق و 4 نبردناو، 3 رزمناو (Cruiser)، یک ناوشکن، 4 کشتی نظامی دیگر آسیب دیدند، 188 هواپیمای نظامی منهدم و به 155 هواپیمای دیگر آسیب رسید، دو هزار و 403 نظامی ـ غیرنظامی آمریکایی کشته و یکهزار و 247 آمریکایی دیگر مجروح شدند. دو ناو سنگین آمریکایی آریزونا و اكلاهما از جمله کشتی هایی بودند که غرق شدند. تلفات ژاپنی ها از دست دادن 4 زیر دریایی میدجت (Midget = بسیار کوچک)، 29 هواپیما و 64 کشته (خلبانان و بمب اندازان این هواپیماها) بود.
    در زمان حمله؛ آمریکا در پایگاه پرل هاربر 8 نبردناو بسیار سنگین، 8 رزمناو، 30 ناوشکن، 4 زیردریایی، 49 کشتی نظامی دیگر ازجمله کشتی مین گذار، 390 هواپیمای نظامی و هزاران تفنگدار داشت.
    نیروهای ژاپنی در این تعرض عبارت بودند از: 6 ناو هواپیمابر، 2 نبردناو، 3 رزمناو، 9 ناوشکن، 23 زیردریایی، 5 زیردریایی میدجت (بسیار کوچک) و 414 جنگنده، بمب افکن و هواپیماهای اژدرانداز. 
     در آن بامداد هواپیماهای مستقر در شش ناو هواپیمابر ژاپنی كه در فاصله 374 مایلی (580 كیلومتری) پایگاه پرل هاربر لنگر انداخته بودند در دو موج ـ در ساعت 7 و 53 دقیقه و 8 و 55 دقیقه بامداد به وقت محلی ـ به این پایگاه حمله بردند. این شش ناو هواپیمابر 26 نوامبر (13 روز پیش از حمله) پایگاههای خود در ژاپن را ترک کرده بودند.
     این خبر ظهر آن روز به اطلاع روزولت رئیس جمهور وقت آمریکا رسید. وی روز بعد از كنگره آمریکا (قوه مقننه) مجوز دادن اعلان جنگ گرفت و از همان روز آمریكا، نخست در منطقه اقیانوس آرام و سپس جبهه اروپا وارد جنگ جهانی دوم شد كه تا سال 1945 طول كشید و آمریکا از زیر ویرانه های این جنگ به صورت یک ابرقدرت سر برآورده و «دلار» آن پول جهانی شده است. 
    در همان روز و به موازات آمریکا، چیانگ کای ـ شک رئیس جمهور وقت چین نیز به دولت ژاپن اعلان جنگ داد و با این اقدام، متحد آمریکا شد. تا آستانه جنگ، بسیاری از آمریکاییان با ورود به مسائل بین المللی، مشکلات سایر کشورها و خروج از انزوا مخالف بودند. به نوشته برخی از مورخان، روزولت ورود آمریکا به جنگ جهانی دوم، پس از تعرض نظامی هیتلر به شوروی را به حال آمریکا [که داشت آثار رکود اقتصادی بزرگ را پشت سر می گذارد] ضروری و لازم تشخیص داده بود و در انتظار فرصت بود که در هفتم دسامبر 1941 آن را به دست آورد. قبلا و بارها، وینستون چرچیل نخست وزیر دولت لندن از روزولت خواسته بود که در کنار انگلستان وارد جنگ با هیتلر شود. روزولت هشتم دسامبر 1941 و هنگام دادن گزارش به کنگره (قوه مقننه آمریکا)، شبیخون ژاپنی ها با آن همه تلفات و زیان را یک شهرت بد [برای آمریکا] خوانده بود. جمله ای که روزولت بیان داشت:
     a date which will live in infamy ...
     ژاپنی ها چند ساعت پس از زدن شبیخون به پرل هاربر، به پایگاههای نظامی انگلستان در هنگ کنگ و مالایا و نیز به فیلیپین، تایلند و اندونزی (مستعمره هلند) حمله بردند. چرچیل از ورود آمریكا به جنگ جهانی دوم خرسند شد زیرا كه پس از تسلیم شدن فرانسه، در جبهه غرب اروپا در برابر آلمان تنها مانده بود. ژاپنی ها در توجیه حمله به پرل هاربر گفته بودند که آمریکا با لغو قراردادهای بازرگانی و قطع صدور نفت خود و مکزیک به ژاپن، راه دیگری باقی نگذارده بود. به علاوه، دولت واشنگتن منطقا حق حکومت بر جزایر اقیانوس آرام [هاوایی، گوام، ساموآ و ...) را ندارد. در آن زمان هنوز هاوایی وارد اتحادیه و یک ایالت آمریکا نشده بود.
نبرد ناوهای وست ویرجینا و تنسی پس از اصابت بمب های ژاپنی ها


چهارشنبه 17 آذر 1395

نقل مکان مقامات دولت جمهوری چین به تایپه

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


Chiang Kai-shek
هفتم دسامبر 1949 مقامات دولت حزب کومینتانگ Kuomintang = حزب ملیّون جمهوری چین که از سال 1911 حکومت را به دست داشت، به ریاست Chiang Kai-shek چیانگ كای ـ شك (1887 - 1975) و زیر فشار افراد مسلح مائو، از نانکینگ به تایپه در جزیره تایوان Taiwan نقل مکان کردند و آنجارا مركز فعالیت خود قرار دادند. با این نقل مکان مسئله ای به وجود آمد كه هنوز ادامه دارد و پیش بینی کرده اند که به همان نسبت که دولت پکن بر بنیه نظامی خود بیافزاید آن مسئله هم داغتر شود. تحولات پس از سال 1982 در پکن نشان داد که پیروزی نظامی افراد مائو دست کم سه دهه و یک نسل از چینیان را از قافله پیشرفت و رفاه عقب انداخت. در آن سه دهه چینیان به نام دوران ساخت بنای سوسیالیسم، مرارت بسیار کشیدند، به سوسیالیسم دست نیافتند و سرانجام به نوعی کاپیتالیسم بازگشت کردند که به دور از دمکراسی واقعی است. حزب کومینتانگ برپایه اصول سه گانه دکتر سون یات ـ سن (ناسیونالیسم ـ دمکراسی ـ تامین رفاه برای همه چینیان) پدر جمهوری چین و توسط او و از ائتلاف احزاب وقت به وجود آمده است.
    رژیم پکن از لحاظ نظام اقتصادی، از سال 1982 و عمدتا از 1983 به همان روش دولت ملیّون بازگشت کرده است و بنابراین، چینیان سه دهه (از 1949 تا 1983) با شعار زندگی کردند. رژیم مائو نام چین را جمهوری مردم گذارد ولی می بینیم که در جمهوری مردم (تساوی مردم) طبقه سرمایه دار به وجود آمده و دهها هزار تن میلیونر شده اند و سوء استفاده، استثمار و فساد دولتی مشاهده می شود و .... [مترجمان اخبار خارجی رسانه های ایران به دلیل داشتن تفکر چپگرایانه بویژه در دوران حکومت مصدق، «جمهوری مردم» را «جمهوری خلق» ترجمه کردند که باقی مانده است].
    به باور اصحاب نظر، سرمایه گذاری و خریدهای آمریکا از چین، این کشوررا در مسیر ثروت قرارداده است که آسیب پذیری هم دارد زیرا اگر روزگاری خریدهای آمریکا کاهش یابد و یا متوقف شود، چین دچار بحران خواهد شد. آمریکا می تواند بمانند دهه های پیش تولید را به داخل کشور بازگرداند و یا از هند، ویتنام، برزیل و ... خرید کند.
    دو ماه و چند روز پیش از انتقال دولت ملیّون به تایوان، نیروهای مائو تسه دونگ پکن را تصرف کرده و دولت تشکیل داده بودند. ترومن رئیس جمهور وقت آمریکا برای متوقف ساختن نیروهای مائو از پیشروی به سوی تایوان و جزایر اطراف آن، ناوگان هفتم این کشوررا به تنگه تایوان فرستاد. چون گلوله باران شدن یک جزیره تایوانی نزدیک به ساحل چین از سوی رژیم پکن ادامه یافت دولت آمریکا دوم دسامبر 1954 با دولت چیانگ کای ـ شک پیمان دفاع مشترک (Mutual Defense Treaty) امضاء کرد که از سوم مارس 1955 به اجرا درآمده است. در این پیمان قید شده بود که اگر یکی از دو طرف قرارداد بخواهد آن را فسخ کند باید یک سال زودتر جریان را به طرف دیگر اطلاع دهد. سابقه این اتحاد به سال 1941 بازمی گردد. یک روز پس از حمله ژاپنی ها به پایگاه دریایی آمریکا در پرل هاربر، هشتم دسامبر 1941 به موازات آمریکا، چیانگ کای ـ شک رئیس جمهور وقت چین نیز به امپراتوری ژاپن اعلان جنگ داد و با این اقدام متحد آمریکا شد و به همین سبب پس از تاسیس سازمان ملل به دست دولتهای فاتح جنگ جهانی دوم ـ دولتهایی که یا با آلمان، ایتالیا و ژاپن جنگیده بودند و یا اعلان جنگ داده بودند ـ چین در ردیف پنج قدرت بزرگ عضو دائمی شورای امنیت ـ بازوی اجرایی سازمان ملل ـ با داشتن حق «وتو» قرارگرفت که این کرسی چهار دهه بعد به دولت پکن واگذار شده است.
     ریچاد نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا اوایل دهه 1970 به چین رفت ولی روابط دو کشور تا سال 1979 (پس از درگذشت مائو) عادی و برقرار نشد. 
    جیمی کارتر رئیس جمهور اواخر دهه 1970 آمریکا تصمیم به لغو یکجانبه پیمان دفاع مشترک آمریکا و تایوان (بدون انتظار یک ساله) گرفت که سناتور گلدواتر برضد تصمیم او به دیوان عالی آمریکا شکایت بُرد و کنگره آمریکا نیز یک قانون ده ماده ای به نام قانون روابط با تایوان (Taiwan Relation Act) تصویب کرد که به موجب آن دولت آمریکا تایوان را به صورت دو فاکتو دولت می شناسد و روابط به این صورت (De facto diplomatic relations) است و تاکید دارد که دولت آمریکا در برابر هراقدام دیگران با تایوان که مسالمت آمیز نباشد ازجمله تحریم (اِمبارگو)، تهدید و ... را تحمل نمی کند و در برابر اقدام غیر دوستانه ایستادگی خواهد کرد. طبق این قانون، دولت آمریکا مکلّف شده است که تسلیحات نظامی لازم و وسائل دفاع از خودرا در اختیار دولت تایوان که از رشد اقتصادی چشمگیر برخوردار است و به دمکراسی آن ایراد وارد نشده است بگذارد. تایوان (جمهوری چین ملی) دارای پنج حزب بزرگ است.


سه شنبه 16 آذر 1395

افتادن بغداد به دست عثمانی

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


سلطان سلیمان

سلطان سلیمان امپراتور عثمانی در این روز در دسامبر 1534 تصرف بغداد را تکمیل کرد. نیروهای عثمامی دو روز پیش از این وارد حصار بغداد شده بودند که برخی از مورّخان آن روز را زمان تصرف بغداد ذکر کرده اند. چندى پس از آن دولت صفویه ایران بغداد را از عثمانی ها پس گرفت و در آنجا یك پایگاه نظامی ثابت به وجود آورد و نیروى نظآمى مستقر ساخت. 
    جنگ متناوب ایران و عثمانی بر سر بغداد دو قرن طول كشید و در زمان نادرشاه مصالحه صورت گرفت؛ ایران از دعاوی خود بر بغداد دست كشید و عثمانی حاكمیّت ایران بر ایروان و همه قفقاز جنوبی را برسمیت شناخت. در زمان شاه عباس هم عثمانی ها همین نظر را داشتند و شاه عباس موقتا و تا رسیدن به هدفهای مقدّم خود آن را رد نكرده بود.
     سرزمینی كه امروز جمهوری عراق خوانده می شود از عهد باستان كلید خاور میانه و آسیای غربی بوده و هر دولت كه این كلید را به دست داشته قدرت برتر در منطقه بوده است. دولت های بابل و آشور همین نقش را داشتند. كوروش بزرگ پس از تصرف بابل (شهرى در جنوب عراق امروز) بود كه فرضیه ایجاد كنفدراسیون جهانی خودرا اعلام داشت. داریوش سوم پس از شكست «اربیل» واقع در شمال عراق امروز به هزیمت رفت. اسكندر مقدونی پس از یکرشته جهان گشایی، در بابل استقرار یافته بود كه در همانجا درگذشت. جانشنیان اسكندر شهر «سلوكیه» را در كنار دجله ساختند تا از آنجا بر آسیای غربی حكومت و نظارت كنند. پس از آنها اشكانیان ایران، تیسفون (مداین و امروزه سلمان پآک وآقع در 36 کیلومتری جنوب بغداد) را در سوی دیگر دجله ساختند و دو دولت اشكانی و ساسانی ایران حدود هشت قرن از این شهر بر امپراتوری پهناور خود حكومت كردند. هر دو دودمان خطر نزدیك بودن به مرز رقیب (امپرآتورى رومىان) را تحمل كردند و پایتخت را از تیسفون به یك شهری مركزی انتقال ندادند. یزدگرد سوم پس از شکست نظامی از مسلمانان عرب در قادسیه، پیشنهاد انتقال موقّت پایتخت از تیسفون به شیراز را نپذیرفت، و با افتادن پایتخت به دست عرب امپراتوری ایران از دست رفت. عباسیان به جای زادگاه اسلام (حجاز)، بغداد (در آن زمان درخستانی در شمال تیسفون) را به صورت شهر درآوردند و مركز خلافت اسلامی قرار دادند. ایرانیان استقلال طلب دوباره این مركز حساس (بغداد) را به چنگ آوردند. همه هدف سلجوقیان، مغولها و تیموریان تصرف بغداد بود. شاه اسماعیل صفوی اندكی پس از اعلام سلطنت، بغداد را متصرف شد. همه سعی عثمانی این بود كه بغداد را در دست داشته باشد تا همه مناطق عرب نشین شرق مدیترانه و دریای سرخ را کنترل کند و سرانجام با مصالحه با ایران به این هدف خود رسید. 
    در جریان جنگ جهانی اول، هدف روسیه و انگلستان رسیدن به بغداد بود و بر پایه این رقابت، روس ها از طریق ایران تا كرمانشاه پیش رفتند و انگلیسی ها که نیروی نظامی وارد بین النهرین کرده بودند بر سر تصرف بغداد با عثمانی وارد جنگ شدند. سرانجام در پایان جنگ اول كه عثمانی از میان رفت و روسیه گرفتار انقلاب بلشویکی و سپس جنگ داخلی شد، بغداد زیر کنترل انگلستان درآمد و از اینجا بر مناطق عربی متصرفه بنای حكومت كردن و سلطان و امیر سازی و کشورسازی را گذارد. دولت لندن سپس و در ظاهر، مناطق دست ساخت خودرا به این سلاطین و شیوخ واگذار كرد. 
    در دوران اتحادیه سازی، غرب یک اتحادیه نظامی برای محاصره شوروی را در بغداد تاسیس کرد که به نام پیمان بغداد خوانده شد. متعاقب آن، روسها به ملیّون و چپ های عراقی كمك كردند تا در بغداد كودتا به راه اندازند و حكومت سلطنتی ساخت انگلستان را حذف كنند و از آن پس عراق دوست و هم پیمان مسكو و مدعی كویت و هر سرزمین دیگر شد كه مطمح نظر غرب قرار می گرفت. پس از خروج نظامی انگلستان از شرق سوئز، توجه اصلی آمریكا معطوف به عراق شد و مدت ها با كمك شاه كُردهای عراقی را بر ضد دولت بعثی بغداد (دوست مسكو) بر می انگیخت. آمریکا که پی به اهمیت مناطق کُردنشین برده بود از 1917 و از همان زمان که وارد جنگ جهانی اول شده بود خواهان دوستی با کُردها، خودمختاری و استقلال آنان بود. 



كومودوس
ششم دسامبر سال 189 میلادی كومودوس امپراتور وقت روم كه با اعتراض شدید مردم شهر «رم» و شورش ایشان به خاطر كمبود گندم و گران شدن نان رو به رو شده بود برای جلب نظر اتباع کشور نسبت به خود و به علاوه راحت شدن از دست معاونش كه از سوی سنای روم به او تحمیل شده بود هنگامی كه شنید رمی های خشمگین پشت دیوار كاخ او اجتماع كرده و تظاهرات می كنند به اتفاق معاونش «كلیاندر» به بالكن كاخ رفت و خطاب به مردم حق را به جانب آنان داد و گفت كه عامل كمبود گندم را تا چند لحظه دیگر به شما می سپارم و سپس به محافظانش دستور دادكه «كلیاندر» را از بالكن به میان مردم افكنند و مردم هم اورا قطعه ــ قطعه كردند!.
    كومودوس معاون قبلی خودرا هم به جرم خیانت اعدام كرده بود و اجازه نداد كه سنا برای او معاونی دیگر انتخاب كند. علت تعیین معاون برای امپراتور این بود كه كومودوس بیشتر وقت خود را صرف خوشگذرانی و تماشای كارهای گلادیاتورها می كرد و به امور كشور نمی رسید و فساد اداری كه نمونه اش گرانی نان بود نتیجه همین بی اعتنایی او به خدمات عمومی بود. كومودوس در به جان هم انداختن گلادیاتورها كه اسیران جنگ ها بودند و كشته شدن آنان به دست یكدیگر به قدری افراط می كرد كه گاهی هم خود او با ارابه به میان گلادیاتورها می رفت و آنان را می كشت!.
     وی بعدا نام خود را هم بر شهر قدیمی رم نهاد و این شهر را «كومودیانا» نامید. همین كارها سبب شد كه در31 دسامبر سال 192 میلادی یك افسر گارد وارد گرمابه كومودوس شود و اورا كه سرگرم استحمام بود بكشد. شانس رومی ها در زمان كومودوس این بود كه شاه وقت ایران بلاش سوم مردی صلح طلب بود و خودرا سرگرم جمع آوری قطعات «اوستا» در یك كتاب كرده بود.



معارضه آمریکا و جمهوری اسلامی ایران که از نیمه نوامبر 1979 آغاز شده بود از آغاز دسامبر این سال ابعاد تازه ای به خود گرفته بود. تشدید معارضه در پی نشست فوق العاده کاخ سفید با حضور مقامات نظامی و اعلامیه پایانی این نشست و اظهارات پرزیدنت کارتر شدت یافته بود. در اعلامیه کاخ سفید آمده بود که آمریکا برای رهانیدن اتباع به گروگان گرفته شده خود وسائلی در اختیار دارد که بکار خواهد بُرد و کارتر شخصا و همان روز اخطار کرده بود که اگر تهران بیش از این به آمریکا فشار آورد با اقدام نظامی رو به رو خواهد شد. اسرائیل نیز اعلام کرده بود که از هرگونه اقدام آمریکا در این زمینه حمایت خواهد کرد.
    متعاقب اخطارهای آمریکا، ناو هواپیمابر «میدوی USS Midway» و ناوهای اسکورت آن در تنگه هرمز مستقر شدند و به ناو هواپیمابر «کیتی هاک USS Kitty hawk» که در فیلیپین بود دستور داده شده بود که با اسکورت خود عازم خلیج فارس شود. همچنین لشکر 82 هوابُرد آمریکا مستقر در کارولینای شمالی به حالت آماده باش درآمده بود و نیز برخی واحدهای سپاه تفنگداران.
    در واکنش به این تحولات، تهران اخطار کرد که جریان نفت را به روی دنیا قطع خواهد کرد و اگر کشورهای عربی حوزه خلیج فارس با مساعی نظامی آمریکا برضد جمهوری اسلامی مساعدت کنند نتایج آن را باید بپذیرند. همزمان، علی اکبر معین فر وزیر وقت نفت در نشست کاراکاس اعلام کرد که ایران صدور نفت خودرا به هرکشوری که روش خصمانه در پیش گیرد تحریم خواهد کرد. همچنین به ارتش ایران دستور آماده باش داده شد و پرواز هواپیماها برفراز قم ممنوع شد و دریادار مدنی فرمانده وقت نیروی دریایی در ناو سرفرماندهی مستقر شد و این ناو و ناوهای دیگر ایران در خلیج فارس از پنجم دسامبر (15 آذرماه 1358) در برابر گروه «میدوی» آرایش رزمی به خود گرفتند. آیت الله خمینی در نطقی که متن آن درشماره 16008 روزنامه اطلاعات چاپ شده است گفت که ما عقب نشینی نمی کنیم، طبل کارتر میان تهی است که مارا از تعرض نظامی و تحریم اقتصادی می ترساند، ما نفت داریم و دنیا نفت می خواهد و ....
    در این گیر و دار بود که ناگهان آندری گرومیکو وزیر امور خارجه وقت شوروی ـ برغم لغو قرارداد سال 1921 تهران و مسکو و اعتراض مسکو به این عمل یکجانبه ـ ضمن برحذر داشتن دولت واشنگتن از دست زدن به هرگونه عملیات نظامی در همسایگی شوروی، حمایت این کشوررا از هر اقدام دفاعی جمهوری اسلامی در برابر تعرض نظامی احتمالی آمریکا اعلام کرد که خبر اول آن روز رسانه های جهان شد و متعاقب آن گزارش رسید که کشتی های نظامی شوروی ناوهای آمریکا در اقیانوس هند و آبهای منطقه را از فاصله نزدیک و سایه به سایه دنبال می کنند.
    از آنجاکه به قول هگل Hegel، ایران از مصادیق فلسفه تاریخ The Philosophy of History است، از سال 2012 معارضه سال 1979 و ظاهرا بر سر فعالیت های اتمی تکرار شده است و این بار میان همه غرب و تهران و برعکس آن سال، این غرب بوده است که این بار نفت ایران و معاملات مالی این کشوررا تحریم کرده است.
اعلام حمایت شوروی از ایران در صفحه اول شماره 16013 روزنامه اطلاعات ـ در آن زمان چون تیراژ روزنامه های بزرگ تهران نزدیک به یک میلیون نسخه در روز بود برای دچار نشدن با کمبود کاغذ در 12 صفحه منتشر می شدند. قبلا روزنامه اطلاعات گاهی در 80 صفحه منتشر می شد


    
اخطار نفتی ایران در صفحه اول شماره 16012 روزنامه اطلاعات 


یکشنبه 14 آذر 1395

ویلهلم لیست

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


ویلهلم لیست

Wilhelm List

متولد 14 می 1880 - مرگ 17 آگوست 1971 ویلهلم لیست در تاریخ 14 ماه می 1880 در شهر اوبرکیربرگ در نزدیکی اولم متولد شد و در سال 1898 وارد دانشکده افسری گردید. او در سال 1900 به درجه ستوانی ارتقا یافت و در سال 1913 با درجه سروانی به ستاد ارتش پیوست و با آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914 او به عنوان افسر ستاد خدمت نمود. با پایان جنگ لیست در ارتش باقی ماند و به ارتش جدید آلمان موسوم به رایشسوهر پیوست. و بیشتر موارد به عنوان مشاور خدمت می کرد. او در سال 1927 به درجه سرهنگ دومی و در سال 1930 به درجه سرتیپی و در سال 1932 به درجه ژنرال دومی ارتقا یافت. پس از انضمام اتریش به آلمان لیست مسئول ادغام ارتش اتریش در ورماخت گردید. با حمله آلمان نازی به لهستان لیست به فرماندهی ارتش چهاردهم آلمان منصوب گردید. این ارتش یکی از ارتش هائی بود که گروه ارتش جنوب را تشکیل می داد و تحت فرماندهی کل گرد فون روندشتت قرار داشت و حلقه جنوبی خط محاصره ارتش لهستان را تشکیل می داد. این گروه ارتش سرانجام به ورشو رسید و آن شهر را نیز پس از یک محاصره به تصرف خود درآورد. با اشغال شرق لهستان توسط نیروهای اتحاد شوروی و سقوط لهستان، ارتش چهاردهم تحت فرماندهی ژنرال لیست به عنوان یک نیروی اشغالگر در مناطق اشغالی لهستان باقی ماند. در تاریخ 9 جولای 1940 لیست به درجه فیلد مارشالی ارتقا یافت و در سال 1941 زمانی که ضرورت حمله به اتحاد شوروی اجتناب ناپذیر به نظر می رسید، سرفرماندهی آلمان نازی موسوم به OKW اشغال نظامی یونان را در دستور کار خود قرار داد. حمله به یونان براساس طرحی که با نام رمز ماریتا نامیده می شد برنامه ریزی شد. براساس این طرح نیروهای مشترک بلغارستان و آلمان پس از عبور ارتش آلمان از خاک بلغارستان از خاک آن کشور به یونان حمله می کردند. در شب های 28 و 29 فوریه 1941 نیروهای آلمانی ارتش دوازدهم تحت فرمان فیلد مارشال فون لیست در بلغارستان موضع گرفتند و در تاریخ 6 آوریل 1941 آلمان به یونان و یوگسلاوی حمله کرد. در حمله به یونان ارتش دوازدهم تحت فرمان فون لیست مرکب از 4 لشگر زرهی و 11 لشگر موتوریزه و پیاده در این حمله شرکت نمودند. نیروهای آلمانی در تاریخ 13 آوریل موفق به تصرف بلگراد پایتخت یوگسلاوی شدند و در تاریخ 27 آوریل آتن پایتخت یونان نیز به تصرف نیروهای آلمانی درآمد و در تاریخ 28 آوریل نیروهای اعزامی انگلیسی مجبور به تخلیه یونان شدند.

ویلهلم لیست

لیست در حال بازدید از نیروهایش

در جولای 1942 لیست به فرماندهی گروه ارتش A که از تقسیم گروه ارتش جنوب به تازگی شکل گرفته بود منصوب شد. گروه ارتش A در عملیاتی به نام عملیات آبی (CASE BLUE) برای تصرف حوزه رودخانه دون شرکت نمود. لیست دستور داشت تا ضمن پیشروی شهر روستوف را تصرف نموده و سپس به سوی باکو حرکت کرده و حوزه نفت خیز باکو را که مرکز نفتی اتحاد شوروی بود متصرف شود. نیروهای آلمانی ابتدا به خوبی پیشروی نموده و به فاصله 650 کیلومتری روستوف رسید اما در ماه آگوست پیشروی آلمان ها به کندی و سپس به توقف انجامید. علت این توقف طولانی شدن خطوط مواصلاتی و نیز کمبود سوخت و مهمات ناشی از این مسئله بود. همچنین پایداری روسها به طرز چشمگیری افزایش یافت همچنین لوفت وافه برای حمایت از حمله ارتش ششم در نبرد استالینگرد به آن سو عزیمت نمود و نیروهای عازم روستوف از حمایت لوفت وافه محروم شدند. هیتلر از کندی حرکت نیروهای آلمانی به شدت خشمگین شد و زمانی که لیست با دستورات هیتلر در خصوص جابجائی نیروها مخالفت نمود هیتلر در تاریخ 9 سپتامبر او را برکنار کرد و خودش شخصا به جای لیست فرماندهی گروه ارتش A را برعهده گرفت. لیست تا پایان جنگ در خانه ماند و دیگر به خدمت بازنگشت. با پایان جنگ لیست توسط متفقین به اسارت گرفته شد. در سال 1947 لیست و 12 تن از فرماندهان آلمانی توسط دادگاه نظامی آمریکائی به جرم جنایات جنگی و جنایت برعلیه بشریت مورد اتهام واقع شد. او به جرم کشتار پارتیزانها در فوریه 1948 به حبس ابد محکوم شد اما در دسامبر 1952 به دلیل بیماری آزاد شد. او تا 19 سال دیگر به زندگی ادامه داد و در تاریخ 17 آگوست 1971 درگذشت.

لیست(چپ) و والتر کونتزه (راست) در حال قدم زدن 
در زندان متفقین در جریان دادگاهشان



شاپور دوم
سوم دسامبر سال 359 میلادی امپراتور روم، كنستانتیوس دوم Constantius II اولتیماتوم شدید اللحنی به این شرح از شاپور دوم (ذوالاكتاف) شاه وقت ایران از دودمان ساسانیان دریافت كرد:
     "پس از تحیّت ...، آگاه باش كه طبق اسناد و مكتوب های موجود و نوشته های مورخان، اراضی و سرزمین های آن سوی رود خانه استرومون Strymon (که در تراکیه = تراس جریان دارد و به دریای اژه می ریزد) تا مرز مقدونیه متعلق به ایران بوده است. آن امپراتور باید آنجا را از نیروهای مسلح خود تخلیه كند تا ماموران ما بتوانند در آن مناطق به جمع كردن مالیات و تمشیت امور بپردازند. اگر فرستاده من ـ حامل این یادداشت، دست خالی باز گردد، پس از پایان زمستان دستور خواهم داد كه ارتش این سرزمین ها را با توسل به زور پس بگیرد .... (نامه که با الفاظ مؤدبانه پایان می یابد موجود است).". 
     از آمیدا (شهر آمِد ـ دیاربکر) ـ شاه
    این سند که از آرشیو امپراتوری روم به دست آمده در کتابهای تاریخ قرون قدیم مندرج است.
     شاپور دوم قبلا و در همین سال با شكست دادن نیروهای رومی، سوریه را متصرف شده بود و آماده پیشروی در متصرفات روم در آناتولی غربی بود.
    امپراتور روم كه درگیر دشواری های داخلی و نافرمانی بعضی از ژنرالهایش بود پاسخ نامه شاپور دوم را موكول به مشورت با سنای روم كرد. 
    شاپور دوم منتظر پاسخ روم نماند و در بهار سال 360 میلادی دست به حمله نظامی زد و پس از تصرف «بزابده» به پیشروی خود ادامه داد. كنستانتیوس دوم امپراتور وقت دست به گردآوری نیرو زد كه بیمار شد و تب شدید وی را از پای در آورد.
    جانشین او «ژولیان دوم» كه در عین حال فلسفه دان و نویسنده بود برای جنگ با ایران نه تنها نیروهای رومی را بسیج كرد بلكه به اجیر كردن جنگجوی مزدور از قوم فرانك (ساكن شمال فرانسه، در آن زمان سرزمین گُلGaul) و قوم ایلری (ساكن غرب یوگوسلاوی ـ كرواتهای امروز) دست زد و دو سال طول كشید تا برای لشكركشی به شرق آماده شود. قوم آلمانی Alamanni (مردمی كه در مرز فرانسه و آلمان زندگی می كردند، مردم منطقه راین ـ و فرانسویان به همین دلیل همه ژرمن ها را آلمانی و كشورشان را آلمان می خوانند) حاضر به همکاری و جنگ با ایرانیان نشدند.
    اعلامیه 17 ژوئن سال 362 ژولیان دوم بر ضد مسیحیان هم یكی از دلایل تأخیر حمله او به ایران شده بود. ژولیان در مسیر لشكركشی خود به سوی ایران یك گوساله سفید هم قربانی معبد «زئوس» كرد تا اورا درجنگ یاری دهد!.
     سرانجام، این لشکرکشی در 363 میلادی با نیرویی كه از حیث شمار و آزمودگی بی نظیر بود آغاز شد. شاپور دوم كه از كم و كیف این نیرو آگاه بود تصمیم گرفت به جای سرحد، در عمق خاك ایران با آن رو به رو شود. نیروهای انبوه ژولیان پس از این كه به محل مورد نظر شاپور دوم كه فاصله ای زیاد از تیسفون نداشت رسیدند خودرا در محاصره واحدهای ارتش ایران یافتند و در جنگی كه روی داد شكست خوردند و یك سوار پارسی 26 ژوئن 363 ژولیانِ در حال فرار را با پرتاب زوبین شدیدا مجروح كرد كه همان شب درگذشت. وی سه سال امپراتور روم بود.
    طبق قانون روم، هماندم ژنرالهای رومی «ژوویانJovian» را از میان خود به عنوان امپراتور موقّت انتخاب كردند و وی برای نجات بقیه نیروهای رومی با شاپور دوم وارد مذاكره شد و با دادن همه مناطقی را که شاپور خواهان آنها بود موافقت اورا به ترك مخاصمه به دست آورد و واحدهای شكست خورده رومی را از آسیا بیرون بُرد.
    پاره ای از مورخان رومی نوشته اند كه شاپور دوم در این جنگ از فیل جنگی استفاده كرده بود. جنگجویان مزدور فرانك و ایلریایی در بازگشت به اروپا از میهندوستی و ایستادگی و انضباط سرباز ایرانی داستانها تعریف كرده بودند كه هنوز باقی مانده است.
    طبق اسناد موجود، ژوویان ازهمه دعاوی رومیان در غرب قفقاز، فلسطین، سوریه و پنج منطقه در آناتولی صرف نظر كرد و 18 پایگاه مرزی را برچید و پذیرفت كه پیروان آیین زرتشت در قلمرو روم آزادی مذهبی داشته باشند و از بازرگانان ایرانی مالیات مضاعف گرفته نشود.
    
ژولیان دوم

ژوویان پس از بازگشت به روم در جلسه آخرین روز ماه اكتبر سنا حضور یافت تا از عمل خود و امتیازهای متعدد كه به ایران داده بود دفاع كند كه سناتور ها اورا «هو» كردند و ژوویان نتوانست این تحقیر را تحمل كند و از درخواست رای تأیید صرف نظر کرد. وی که همچنان به حکومت کردن ادامه می داد از افسردگی (تحقیر در سنا) خارج نشد تا اینکه 17 فوریه 364 اعلام شد که از استنشاق گاز زغال درگذشته است. طبق نوشته برخی از مورخان، در اطاق دربسته با گاز زغال خودكشی كرده بود. حکومت او کوتاه بود.
    شاپور دوم كه از پیش از تولد، شاه ایران شده بود و دوران سلطنتش بیش از عمرش بود قلمرو ایران را از آن سوی سیردریا (سیحون)تا مدیترانه گسترش داد. درباره خشونت وی نسبت به اعراب نوشته های متعدد در دست است از جمله سوراخ كردن شانه های آنان و گذرانیدن ریسمان از كتف هایشان، زیراکه در منطقه بحرین [عرب ها در آن زمان جزیره بحرین و شرق کشور سعودی امروزه و کویت را بحرین می گفتند] دست به نافرمانی و مهاجرت غیر مجاز زده بودند.


شنبه 13 آذر 1395

زادروز سازنده ایتالیایی ویولن در قرون وسطی

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


تصویر نیکولو آماتی، ترسیمِ لوکوریو

نیکولو آماتیNicolo Amati سازنده معروف ویولن Violinسوم دسامبر 1956 ـ روزی چون امروز ـ در شهرCremona واقع در درّه رود پو Po (شمال ایتالیا) به دنیا آمد و 88 سال عمر کرد. ویولن سازی و نوازندگی با ویولن در خانواده آماتو ارثی بود. شارل نهم پادشاه فرانسه در 1560 به پدر بزرگ نیکولو سفارش ساخت 24 ویولن داده بود که یکی از آنها تا به امروز باقی مانده است.
    آلتائیک ها و مغول ها نخستین کسانی بودند که از این نوع ساز بکار می بردند و در ساخت آن از موی اسب استفاده می کردند. این ساز بعدا از طریق ایران به روم شرقی و جهان غرب رسیده است و در ایران قدیم به آن «تَنبور» می گفتند و عرب ها «رباب». ایتالیایی ها از قرون وسطی مشتاق این ساز شدند که آن راVyollon و Violino تلفظ می کردند. پرویز یاحقی معروف ترین ویولن نواز ایران توصیف شده است. 


جمعه 12 آذر 1395

تصمیم به ساختن قسطنطنیه (استانبول)

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


مجسمه مرمرین کنستانتین یکم
كنستانتین یکم معروف به کنستانتین بزرگ (272 ـ 337 میلادی) امپراتور روم پس از دستگیری و اعدام شریك حكومتی خود ـ لوسیوس و اعلام حود به عنوان امپراتور همه قلمرو روم، دوم دسامبر سال 324 میلادی در اردوی ارتش روم در كنار تنگه بُسفور تصمیم گرفت كه شهر بیزانتیوم ــ مهاجرنشین قدیمی یونان ــ را با ساختن بناهای تازه تكمیل كند و آن را پایتخت دوم امپراتوری قرار دهد كه به ایران نزدیكتر باشد. کنستانتین گفته بود که مراقب حركات ایران بودن از آنجا آسانتر است و در صورت تصمیم به مقابله نظامی، هزینه سنگین لشكركشی از راه دور را ندارد.
    كنستانتین پس از اعدام لوسیوس اجازه نداد كه سنای روم برای او شریك حكومتی دیگری انتخاب كند.
    شهر بیزانتیوم در سال 330 میلادی از هر لحاظ آماده شد و به نام كنستانتین، كنستانتینوپل (قسطنطنیه ـ استانبول) تجدید اسم گذاری شد و تا سال 1918 به مدت 1588 سال از مهمترین مراكز تصمیمگیری در جهان بود.
    كنستانین یکم 22 ماه می سال 337 میلادی درگذشت و جنگ جانشینان او با شاپور دوم (ذولاكتاف) شاه وقت ایران از دودمان ساسانی در«سنگره» و شكست رومیان ثابت كرد كه پایتخت روم، دور و یا نزدیك ایران باشد در سرنوشت جنگ بی تاثیر است و ارتش ایران همیشه پیروز خواهد بود.
     29 ماه می سال 1453 میلادی كنستانتینوپل به دست عثمانی ها افتاد كه آن را به اسلامبول تغییر نام دادند كه پس از تبدیل حروف الفبای عربی به لاتین در تركیه در قرن 20 به صورت استانبول نوشته و خوانده می شود.



جان براون
دوم دسامبر سال 1859 میلادی ـ و دو سال پیش از آغاز جنگ داخلی 4 ساله ـ «جان براون John Brown» مردی كه عمل برده داری اروپایی تبارهای مهاجرت کرده به آمریكا را «گناه مطلق» و یك اقدام غیر بشری اعلام كرده بود و برضد برده داری دست به اقدام مسلحانه زده بود در «چارلز تاون» واقع در 90 كیلومتری شمال غربی شهر واشنكتن به دار آویخته شد. [چالزتاون اینک از شهرهای ایالت ویرجینیای غربی آمریکا است].
     جان براون كه در الهیات تحصیل كرده بود چون از راه مسالمت آمیز (نطق و نوشته) نتوانست به الغاء بردگی برسد تصمیم به اقدام مسلحانه گرفت و دست به مسلح كردن پیروانش از جمله 13 پسر خود زد. وی گمان می كرد كه قیام مسلحانه او سبب خواهد شد كه بردگان سیاه به او به پیوندند و بر توان نظامی او بیافزایند و داد خود از از اربابان سفید پوستشان بستانند.
     با این اندیشه، جان براون به یك انبار اسلحه ارتش آمریكا در منطقه «هارپِر فری» حمله برد و آنجا را متصرف شد تا سلاحهای موجود در انبار را در اختیار سیاهپوستان بگذارد، ولی برخلاف تصور او، سیاهپوستان به كمكش نشتافتند و وی از نیروی اعزامی دولت فدرال آمریكا شكست خورد و دستگیر شد. «هارپر فری» كه براون به آنجا حمله مسلحانه برده بود تا شهر واشنگتن فاصله ای چندان زیاد ندارد. براون در جریان قیام مسلحانه خود، قبلا در دو ناحیه دیگر پیروز شده بود.
     براون در طول محاكمه، تنها این جملات را در دفاع از خود بیان می كرد:
     "من به خاطر رضای خدا و آرامش وجدان دست به این اقدام زدم و كوشش در راه نجات و آزادی انسانها را جرم نمی دانم.".
     طولی نكشید كه همین افكار «براون» كمك كرد كه آبراهام لینكلن (لینکِن) اعلامیه الغاء بردگی را صادر كند. اقدام براون و اظهارات او شدیدا آمریكاییان ساكن ایالات شمالی را تحت تاثیر قرار داده بود به گونه ای كه به پشتیبانی از عمل لینكلن بپاخاستند و برای تحقق لغو بردگی دست به جنگ زدند. 
    «تاریخ» از جان براون به عنوان مردی بزرگ نام برده و بپاخیزی او را سرآغاز فصل آزادی بردگان سیاه و تامین حقوق مدنی انسانها قرار داده و گور او یكی از نقاط مورد علاقه و بازدید روشنفكران و مُصلحان جهان و توریستها شده است.


تعداد کل صفحات: 344 1 2 3 4 5 6 7 ...