چهارشنبه 22 مهر 1394

کانال رسمی سایت در تلگرام

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    

به ما در تلگرام بپیوندید : @HistoryPlace



https://telegram.me/HistoryPlace



سلطان سلیم در برابر شاه اسماعیل


     23 آگوست سال 1514 میلادی، دشت چالدران در نزدیكی خوی صحنه نخستین و در عین حال معروفترین جنگ عثمانی (تركیه امروز) و ایران بود. هدف های سلیم اول سلطان عثمانی از لشكر كشی به ایران عبارت بود از: 1 ـ جلوگیری از گسترش شیعه اثنی عشری كه مذهب رسمی ایرانیان اعلام شده بود به متصرفات عثمانی و پیوستن شیعیان قلمرو عثمانی (معروف به علویان) به قلمرو دولت تازه تاسیس صفوی ایران. 2 ـ ضمیمه كردن مناطق كُردنشین شمال غربی و محل سكونت تركمانان (در شرق تركیه امروز و شمال شرقی عراق كه از آق قویونلوها و قره قویونلوها و بقایای سلجوقیان بوده اند) به قلمرو خود. 3 ـ مانع شدن از گسترش و رشد «ایرانیسم» كه با روی كار آمدن شاه اسماعیل صفوی و اقتدار دولت مرکزی دوباره سربلند كرده بود و بوی احیاء امپراتوری ایران باستان از آن بلند بود و بیم تجزیه قلمرو عثمانی می رفت. 4 ـ دوری جستن شاه اسماعیل که از خانواده درویش ها بود از تجهیز نیروهای نظامی خود به اسلحه آتشین که سلطان عثمانی آن را زودگذر می پنداشت. شاه اسماعیل داشتن و بکاربردن سلاح آتشین و کشتن حریف از فاصله دور را شرط جوانمردی نمی دانست و با این پندار، شمشیرهای نظامیان او نیز کوتاه بود.
     در جنگ چالدران كه در آن شاه اسماعیل به دلیل نداشتن اسلحه آتشین (توپ و تفنگ) و یك ارتش ملّی (غیر عشایری) شكست خورد، سلطان سلیم بخش بزرگی از مناطق كُردنشین و نیز مناطق تركمان نشین را به قلمرو عثمانی ضمیمه کرد كه اینك دولت تركیه گرفتار مشكل ناشی از همین عمل است و با استقلال خواهی كُردها دست و پنجه نرم می كند. 
     سلطان سلیم یكم پس از پیروزی در نبرد چالدران به سوی تبریز پیش راند و چهارم سپتامبر (14 شهریور) وارد این شهر شد، اما بر اثر مقاومت مردم و جنگ و گریز نیروهای محلی وفادار به شاه اسماعیل مجبور به بازگشت شد. بخشی از غرب ایران تا همدان نیز موقتا در کنترل عثمانی قرار گرفت.
     جنگ چالدران بزرگترین جنگ شمشیر با تفنگ در طول تاریخ بشمار می رود. دیدار مارکو پولو ونیزی (ایتالیایی، متولد 1254 و متوفی در 1324) از چین در اواخر قرن سیزدهم میلادی و مشاهده باروت و فراگرفتن چگونگی باروت سازی و انتشار راه تهیه آن پس از بازگشت به اروپا (در کتاب سفرنامه مارکو پولو)، سبب ساخت توپ و تفنگ در این قاره و برتری دولت های صاحب تفنگ شد.
     پیدایش امپراتوری عثمانی در سال 1453 و بستن راههای زمینی اروپا به آسیا باعث یافتن راههای دریایی از سوی اروپاییان و استعمار سرزمین های دیگر شد. شکست شاه اسماعیل از سلطان سلیم، سبب شد که اروپاییان متوجه ایران و جلب دوستی دولت ایران و قراردادن آن در برابر عثمانی شوند. به علاوه، شکست چالدران اختلافات مذهبی مسلمانان را تشدید کرد و اروییان از آن سوء استفاده کردند و ....



رضاشاه پهلوی 23 آگوست 1941 بالاخره دستور داد آن دسته از اتباع آلمان كه در ایران به وجودشان نیاز نیست از این كشور خارج شوند. شاید او هنوز متوجه نشده بود که اخطارهای پی در پی لندن و مسکو دایر بر اخراج آلمانی ها، فریب او و خرید وقت برای اشغال نظامی ایران بود. رادیو دولتی لندن که در کنترل ماشین جنگی انگلستان بود پنج روز پیش از آن، شمار آلمانی هارا در ایران دو هزار و هفتصد تن اعلام كرده بود و گفته بود كه وجود این آلمانی ها در ایران امنیت همسایگان این کشور را تهدید می كند. 
     رضاشاه که در سالهای آخر سلطنت خود تلاش کرده بود از حلقه نفوذ انگلیسی ها خارج شود به احتمال زیاد تفسیر درستی از تحولات بین المللی تیر و مرداد 1320 نداشت از جمله این تحولات: قرارداد دفاع متقابل انگلستان و شوروی در 21 تیرماه، ملاقات چرچیل و روزولت و طرح منشور اطلس (اتلانتیک) در 23 تیرماه، ملاقاتهای پی در پی آندره اسمیرنوف سفیر تازه شوروی در تهران و ریدرزبولارد سفیر انگلستان با علی منصور نخست وزیر وقت و اظهارات ضد و نقیض آنها، دستور محرمانه چهارم امرداد چرچیل به ژنرال
     «ویول» در هند که نیروهای آماده خودرا هرچه زودتر به عراق بفرستد، توجیه پارلمان انگلستان در 15 hمرداد از سوی ایدن وزیر امور خارجه وقت از خطر ادامه اقامت آلمانی ها در ایران و ... و بالاخره افزایش گزارشها و مقالات رسانه های غرب درباره گرایش ایران به سوی آلمان، هدفهای هیتلر در ایران و خاورمیانه و استقرار آلمانی ها در گوشه و کنار ایران. 
    از نخستین روزی كه ارتش آلمان به شوروی حمله ور شده بود حساسیت مسكو و لندن نسبت به ایران بیشتر شده بود و اخطارهای پی در پی مقامات آن دو كشور به ایران به همین دلیل و نیز برای توجیه اقدامات بعدی آنها بود. تصمیم رضاشاه به صدور دستور خروج آلمانیهای غیر لازم هنگامی صورت گرفت كه واحدهای یك لشكر هندی كه عده آنان به چهار هزار نفر هم نمی رسید در خاك عراق به مرزهای ایران نزدیك می شدند. حال آن كه افراد ارتش ایران پنجاه برابر آنان بودند، ولی رضاشاه در آن دو ماه حساس سازمان ارتش را از افسرانی که احتمال تطمیع شدن داشتند پاک نکرد، نظامیان رزمنده و میهندوست را سمت فرماندهی نداد، حالت فوق العاده در کشور اعلام نکرد و با این که رجال وابسته به انگلستان را بخوبی می شناخت آنان را برکنار و تحت نظر قرارنداد تا تماس نامطلوب نداشته باشند، و مردم را از خطری که در اطرافشان کمین کرده بود آگاه نساخت و اقدامات دفاع غیر نظامی و بسیج مردمی و .... بعمل نیاورد، تنها روز یکم شهریور مرخصی افسران ارتش ایران لغو شد که ابدا کافی نبود.
    در پاسخ برخی مفسران که می گویند: تسلیم شدن بهتر از تحمل تلفات است، باید گفت که غرور ملی و دفاع از وطن چه می شود که تکلیف و رسالتی است بزرگ و غیر قابل مصالحه و صرف نظر کردن. تلفات ناشی از گرسنگی و انواع بیماری و اسارت سیاسی پس از تسلیم خانئانه ایران در شهریور 1320 بمراتب بیش از تلفاتی بود که اگر مقاومت صورت می گرفت وارد می آمد. بعلاوه،«مقاومت» ملت را زنده و گوش بزنگ می ساخت و پس از آن، تسلیم هر شرایط سیاسی نمی شد و رویدادهای سیاسی ـ اجتماعی پس از شهریور 1320 به وقوع نمی پیوست و ملت در مسیر دیگری که قطعا بهتر بود قرارمی گرفت و دست کم از شر رجال وابسته به خارجی راحت می شد و ....
با این كه رضاشاه با تایید و حمایت انگلیسی ها روی كار آمده و قاعدتا عوامل داخلی آنان در ایران را می شناخت و روش انگلیسی ها را در تطمیع مقامات می دانست، در ماههای منتهی به سوم شهریور 1320 موفق به مقابله با شگرد و حیله های ایشان نشده بود و در نتیجه خود را به اسارت داد و كشور را تحت اشغال نظامی، و سه سال بعد (4 مرداد 1323) در تبعید و تحت نظر ماموران انگلیسی ها در یوهانسبورگ افریقای جنوبی درگذشت، در مصر جسدش را مومیائی كردند و سالها بعد به ایران بازگرداندند! و دفن کردند که سوم شهریور 1358 به دستور خلخالی قاضی شرع سنگ قبر اورا هم از جایش درآوردند. عكس، جسد رضاشاه را در تابوتش نشان می دهد. وی نتوانست دست كم بموقع از شمار رجال و اصحاب مقام که مستعد خیانت بودند بكاهد 



مولوتوف درحال امضای پیمان
23 آگوست 1939میان دو دولت آلمان و شوروی (هیتلر و استالین) یك پیمان عدم تجاوز ده ساله به امضا رسید. از سوی آلمان، فون ریبنتروپ Von Ribbentrop و از سوی شوروی، مولوتوف (وزیران امور خارجه دو کشور) این پیمان را امضا کردند. سران وقت شوروی كه از سابقه دشمنی و كینه هیتلر نسبت به كمونیسم آگاه بودند فریب خودشان و اورا خوردند و تن به امضای پیمان دادند. برای هیتلر، این پیمان تنها دو سال و دو ماه مفید بود و در سال 1941 خاك شوروی را مورد حمله قرارداد و بزرگترین تلفات یك جنگ در طول تاریخ را به آن اتحادیه وارد ساخت و ویرانی فراوان به بارآورد. مورخان معاصر، پیمان عدم تجاوز هیتلر و استالین را نخستین فریب روسها از غرب در قرن بیستم بشمار آورده اند و دومین فریب را اغفال گورباچف در سه سال آخر دهه 1990 و یلتسین در تمامی طول زمامداری اش دانسته اند.
     از زمان فروپاشی شوروی، روسها شاهد نقض همه وعده هایی بودند كه غرب قبلا به آنان داده بود. آنان خاك آلمان را به رغم اخطار مورخان روس كه آلمانی ها دوباره ضربه خواهند زد تخلیه كردند، از اروپای مركزی، لهستان و اروپای شرقی و جنوب شرقی خارج شدند و در برابر فروپاشی شوروی مقاومت خشونت آمیز نكردند زیرا كه غرب می گفت «عملی غیر دمكراتیك و زور» است!. در آگوست 2008 همان لهستان با آمریكا قرارداد استقرار پایگاه موشكی امضاء كرد و گرجستان كوچولو كه از بطن شوروی بیرون آمده است با رقیب ساخت و بهانه مداخله تراشید.
     از سال 2004 بود كه روسها به این حقیقت كه فریب خورده بودند واقف شدند و دام گرجستان در آگوست 2008 با شبیخون نظامی به اوستیای جنوبی (كه نقشه دیگران بود) آنان را به خود آورد، صریحا حرفهایی را كه در دل داشتند زدند و استوار ایستادند و با متوقف ساختن همكاری های خود با «ناتو» بنای «نه گفتن» را ولو موقتا گذاردند که ممکن است نقطه پایان بر یك دوره كوتاه تاریخی باشد كه از 1989 آغاز شده بود. 
    هیتلر نتیجتا از فریب دادن مسکو سودی نبرد. مطالعه «تاریخ» نشان داده است كه اگر هیتلر به شوروی حمله نكرده بود، جهان اینك چهره دیگری داشت؛ انگلستان منهدم شده بود، آمریكا وارد جنگ نمی شد و ایران كه با آلمان مناسبات حسنه داشت، دست كم در آن زمان از سلطه انگلستان رها می شد. هیتلر هشدار آن دسته از ژنرالهایش كه مخالف حمله به شوروی بودند، نادیده گرفت و با این حمله جنگ را باخت و كمتر از چهار سال بعد، این نیروهای شوروی بودند كه پایتخت او - شهر برلین را تصرف كردند.


چهارشنبه 1 شهریور 1396

قول «دوگل» به رهاساختن مستعمرات فرانسه

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    





    شارل دوگل رهبر وقت فرانسویان 23 آگوست 1958 در آخرین مرحله سفر طولانی به مستعمرات فرانسه كه امپراتوری این كشوررا تشكیل می دادند در شهر برازاویل پایتخت كنگوی فرانسه در اجتماعی خطاب به هزاران تن از ساكنان این شهر قول داد كه در برابر تمایلات استقلال طلبانه مستعمرات فرانسه قرار نخواهد گرفت و گفت كه به سود فرانسه است كه مستعمرات را رها سازد و با هم یك گروه مشترك المنافع تشكیل دهند (عكس بالا). بیان چنین مطلبی از سوی دوگل كه در احساسات ناسیونالیستی او تردید نبوده است در سراسر جهان با اهمیت ویژه تلقی شد و سایر دولتهای مستعمره دار نیز در صدد رها ساختن مستعمرات برآمدند كه ظرف چهار سال (پس ازنطق دوگل) بسیاری از مستعمرات استقلال یافتند.


دوشنبه 30 مرداد 1396

انتقال پایتخت ایران به شهر نیشابور ـ هون ها در یک نگاه

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


21 آگوست سال 441 میلادی (30 اَمُردادماه)، یزدگرد دوم شاه وقت ایران از سلسله ساسانی تصمیم گرفت كه برای نزدیك بودن به شمال خاوری كشور و جلوگیری از ورود باقیمانده هونها به فرارود (بخش شمال شرقی خراسان بزرگتر) موقتا پایتخت را از تیسفون (نزدیك بغداد) به نیشابور (از شهرهای خراسان) منتقل کند. شهرهای بزرگ و معروف دیگر خراسان وقت عبارت بودند از سمرقند، بخارا، مرو، خجند، بلخ و هرات. 
    یزدگرد دوم كه 18 سال حكومت كرد در سال 438 میلادی پس از مرگ پدرش، بهرام گور، شاه شده بود. همین هونهای رانده شده به اروپا، كشور هونگری (هنگری – مجارستان) را به وجود آوردند كه «آتیلا» یكی از رهبرانشان بود.
    رنگ پوست و قیافه هون ها بر حسب دوری و نزدیكی شان از سرزمین مغولها با هم تفاوت داشت و آن دسته كه به دریای مازندران نزدیكتر بودند پوستی سفیدتر داشتند و ایرانیان ایشان را هون سفید خطاب می كردند. ایرانیان همه هونها را «بدقیافه ها» می خواندند و این، برای هون ها عُقده شده بود. به گونه ای كه پس از رسیدن به اروپا و فتوحات متعدد، بر هر نقطه اروپا، از روسیه امروز و سواحل دانوب تا آلمان و فرانسه كه استیلا می یافتند زنان زیبا را به ازدواج خود در می آوردند تا فرزندانشان تغییر قیافه بدهند و زیبا شوند و زیبایی نسبی مردم مجارستان به همین سبب است. شماری از هون های سفید در فنلاند و استونی امروز و مناطق مجاور مستقر و با مردم این نواحی مخلوط شدند. مشابهت زبان مردم این مناطق با مجارستانی ها به همین سبب است. هون ها پس از همسایه شدن با ایرانیان شیفته رعایت حق و قانون و نظام قضایی ایران شدند و به همین دلیل در مناطق متصرفی خود، كمتر به كشتار مغلوبین و تسلیم شدگان و تجاوز به عنف به زنان دست می زدند.
     پریسكوس Priscus مورخ نوشته است هون ها به هر تدبیر و نقشه جنگی كه دست زدند تا وارد قلمرو ایران شوند موفق نشدند. یك بار به مدت 15 روز از كوهها عبور كردند تا از حاشیه دریای کاسپیان (دریای مازندران) وارد ایران شوند كه به محض سرازیر شدن از كوه با سوار نظام ساسانی كه در دنیای آن زمان نظیر نداشت رو به رو شدند و همین وضعیت باعث شد كه روانه اروپا شوند و آنجا را مورد تاخت و تاز قرار دهند. از زمانی كه هونها در ساحل دانوب استقرار یافتند، امپراتوری روم، دیگر روی آرامش ندید.
     امپراتوران رومی پس از شكست هایی كه در دوران اردشیر و پسرش شاپور یکم و نیز شاپور دوم از ایران خوردند به سیاست تعرّضی شان پایان دادند. اوگوستوس دكترین تازه ای ارایه داده بود و آن پایان یافتن سیاست جهانگیری رومیان و قناعت كردن به آن چه كه تا آن زمان داشتند بود و این دكترین از زمان تیبریوس به صورت یك قانون نانوشته درآمد و از این تاریخ، این ایران بود كه روحیه تعرضی به خود گرفته بود به گونه ای كه رومی ها از ترس مجبور شدند، نخست یك پایتخت شرقی (قسطنطنیه) برای خود به وجود آورند و سپس به تجزیه امپراتوری تَن دردهند و آن گاه در غرب تسلیم مهاجران مهاجم شوند و از میان بروند.
    برتری ایرانیان در عهد ساسانیان عمدتا این بود كه از دست یافتن به سلاحهای تازه و تاكتیك جنگی جدید باز نمی ایستادند. نظام اداری و قضایی پیشرفته و خوبی داشتند. تلاش برای بهسازی تسلیحات و تقویت روحیه سربازان امری روزانه بود كه متوقف نمی شد. ساسانیان به سواره نظام توجه كامل داشتند. دست سرباز در مصرف تیر باز بود و مانند رومی ها و هون ها به 30 «تیر» محدود نبود. هر سوار دو اسب ذخیره و یك یدك داشت و ارتش ایران دارای یك نیروی ضربتی همیشه آماده بود و رومیان پس از استقرار در قسطنطنیه ابتكار نظامی ایران را تقلید كردند.
     رومیان پس از این كه خود را زیر فشار آتیلا (سَرکرده هون ها) دیدند او را هنگامی كه در ساحل دریای سیاه سرگرم تاخت و تاز بود فریب دادند كه به قلمرو ایران وارد شد، ولی ایرانیان در مرز شمالی ارمنستان چنان گوشمالی به او دادند كه برای همیشه نام ایران را هم نبرَد. تاخت و تاز هون ها در قلمرو روم با مرگ آتیلا در 453 میلادی به تدریج پایان گرفت و سلطه ایشان تا مدتی محدود به قسمتی از مجارستان شد.


دوشنبه 30 مرداد 1396

كشته شدن ماكان كاكی و رساندن این خبر با کبوتر نامه بَر

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


ماكان كاكی یكی از سرداران احیاء استقلال ایران كه بر شمال كشور حكومت داشت 21 آگوست سال 940 میلادی (329 هجری قمری) در جنگ با افراد سردار دیگر ایرانی از سامانیان كشته شد و خبر كشته شدن او بوسیله كبوترنامه بَر كه بر پایش جمله «ماكان كاسمه ـ ماکان بمانند اسمش شد یعنی دیگر زنده نیست» را بسته بودند تا سَبُك باشد به نصر سامانی در بخارا رسانده شد و این روزی غم انگیز در تاریخ وطن ما است كه یك ایرانی به دست ایرانی دیگر كشته می شد. حال آن كه در اصل هر دو سردار یك هدف مقدس را كه تحقق استقلال وطن و حاکمیّت ملّی بود دنبال می كردند.



محمدرضاشاه پهلوی كه پس از شكست مرحله نخست برنامه براندازی حكومت دكتر مصدق در 25 اَمُرداد 1332، به عراق و سپس ایتالیا فرار كرده بود 21 آگوست 1953، و دو روز پس از انجام كودتای 28 اَمُرداد [اَمُرداد 1332] در پیامی كه از رُم فرستاده بود و از رادیو تهران پخش شد به مردم وعده دمكراسی داد.
     وی این قول را كه به آن عمل نكرد درست 25 سال بعد (2 شهریور 1357 ـ سال انقلاب) در نطقی با هدف آرام كردن مردم تكرار كرد و گفت كه فقط اوست كه می تواند در كشور دمكراسی (واقعی) برقرار كند، تظاهرات از این دست (که آن روزها در ایران جریان داشت) به دمکراسی منتهی نمی شود، كه دیگر كسی به حرف او توجه نكرد. 
     هدف پهلوی دوم از بیان این مطلب این بود كه به مردم بگوید هر انقلاب لزوما به دمکراسی منتهی نمی شود و به وعده های انقلابیون در این زمینه توجه نكنند. شاه اظهارات آن روز خودرا به همانگونه که عادت وی بود به صراحت و ذکر جزئیات و مثال (استدلال) بیان نکرد.
    راهپیمایان در واکنش به اظهارات شاه شعار می دادند: «دروغ تکراری»، «ما دمکراسی و انتخاباتِ به سَبک غرب و پُر از تقلّب و کلَک نمی خواهیم»، «دمکراسیِ ایرانی ـ اسلامی».


یکشنبه 29 مرداد 1396

بانی استقلال كشور شیلی و سرانجام او

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


Bernardo O’ Higgins
امروز زادروز برناردو او هیگینز Bernardo O’ Higgins بانی استقلال كشور شیلی است كه 20 آگوست 1778 به دنیا آمد. وی سرهنگ نیروهای نظامی محلی وابسته به دولت اسپانیا بود كه در سال 1810 به جنبش استقلال طلبان شیلی پیوست، اما در جنگی كه روی داد از نیروی اعزامی اسپانیا كه شیلی را یك مهاجر نشین خود می دانست شكست خورد و به پرو Peru گریخت. 
    وی در جنگ بعدی هم از اسپانیا شكست خورد و باز از عقیده اش عدول نكرد و در سومین جنگ پیروز شد و به عنوان نخستین رئیس جمهوری شیلی انتخاب گردید. 
    O’ Higgins مردی لیبرال چپ و هوادار اصلاحات ارضی و بر ضد فئودالیسم و اشرافیت بود كه برنامه تقسیم اراضی او و اعطای حقوق برابر به توده ها، دشمنی مالكان بزرگ اراضی و ثروتمندان را برانگیخت؛ به گونه ای كه ادامه حكومت برایش دشوار شده بود. بO’ Higgins برای سركوب مخالفان به خشونت متوسل نشد و به خاطر بقاء شیلی و پایان دو دستگی در جامعه از ریاست كشور كناره گیری كرد و به «پرو» رفت و تا پایان عُمر همانجا ماند. او در سال 1842 فوت شد.


یکشنبه 29 مرداد 1396

وسیله مرگ بیش از 140 هزار ژاپنی در موزه واشنگتن

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


بمب افكن بی ـ 29 شماره 82 نیروی هوائی آمریكا كه سَرخلبان آن نام مادرش «انولاگی» را بر آن گذارده بود با هزینه كردن میلیونها دلار مرمت شده و به حالت اولیه درآمده و از آگوست 2003 در موزه اسمیتسونیان شهر واشنگتن قرار گرفته است تا عموم بتوانند از آن دیدن كنند.
     با این بمب افكن ، ششم آگوشت سال 1945 نخستین بمب اتمی كه در جنگ بكار رفت بر شهر هیروشیمای ژاپن فروافكنده شد كه ضمن آن بیش از 140 هزار ژاپنی كشته شدند. 
    تصمیم مربوط به قرار گرفتن این بمب افكن در موزه واشنگتن كه چندی پیش اتخاذ شده بود در همان زمان با مخالفت برخی ژاپنی ها رو به رو شده بود كه تاثیری در اجرای تصمیم نداشت.
    
بمب افكن انولاگی در موزه واشنگتن



Octavian
اكتاویان (گایوس اکتاویوس تورینوسGaius Octavius Thurinus) امپراتور روم كه در سالهای آخر حکومت خود ملقب به اوگوستوس شده بود و ارتش او در سال 36 پیش از میلاد از ایران شكستی سخت خورده بود 19 آگوست سال 14 میلادی درگذشت. وی در جنگ اكتیوم در سال 30 پیش از میلاد بر رقیب خود ماركوس آنتونیوس پیروز شده بود كه در پی این پیروزی ماركوس و همسرش كلئوپاترا یكی پس از دیگری خودكشی كردند. اکتاویان با این که تشنه قدرت مطلق بود تلاش می کرد تا ظاهر جمهوریت را در روم حفظ کند و انتخابی باشد. او درسال 27 پیش از میلاد و در روز گشایش دوره تازه سنای روم کنار گیری خودرا از این سمت تسلیم کرده بود که سنا در همان جلسه با دادن رای اعتماد اورا در سمت امپراتور تثبیت کرد. اکتاویان در سال 20 پیش از میلاد به جای جنگی دیگر با دولت وقت ایران وارد مذاکره شد تا پرچمها، نشانهای نظامی و علائم ویژه ای را که رومیها در سه جنگ پیش از آن ازدست داده بودند پس بگیرد که به این هدف رسید. اکتاویان 82 سال عمر کرد. اصطلاح جنگ الفاظ (The War of Words) از زمان اوست که مدتها با رقیب خود مارکوس آنتونیوس دعوای شفاهی داشت و هریک دیگری را متهم می کرد و این اتهامات شامل گذشته و افشاء اشتباهات دوران جوانی هم شده بود.


شنبه 28 مرداد 1396

كشتی جنگی ساخت قرن 18 كه هنوز دریاپیمایی می كند

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


USS Constitution


    19 نوامبر سال1812 توپدار كانستیتوشن USS Constitution متعلق به دولت نوبنیاد ایالات متحده آمریکا در نزدیكی آبهای كانادا كشتی نظامی انگلیسی «گوری یر Guerriere» از نوع فری گیت را در هم كوبید و از صحنه نبرد خارج ساخت. این كشتی دوهزار و دویست تنی 71 متری مجهز به 44 توپ و 450 ملوان ساخت نوامبر سال 1797 سپس به تنهایی جمعا به شش كشتی دیگر انگلیسی آسیب رساند و دولت ایالات متحده را دلگرم به ساختن شش توپدار دیگر از این نوع كرد.
     كانستیتوشن همان ناوی است كه در مدیترانه دزدان دریائی را شكست داد و پیمان دریایی با لیبی (ترابلس) در عرشه آن امضاء شد. این كشتی در منطقه كارائیب كشتی های فرانسوی را هم كه مزاحم بازرگانان آمریكایی بودند متواری ساخته بود. بنابراین کانستیتوشن نخستین ناو جنگی ایالات متحده است که درخارج از آبهای این کشور وارد عملیات نظامی شده است.
    با این سوابق میهنی، مردم آمریكا در نیمه قرن نوزده مانع اوراق كردن آن شدند و این كشتی تا به امروز باقی مانده، پایگاهش در ماساچوست است و همانند اواخر قرن 18 قادر به بحر پیمایی است. كانستیتوشن در آگوست سال 1997 با پیمودن یك مسافت رفت و برگشت هزار مایلی از بزرگترین پایگاه دریایی امریكا در نورفك ویرجینیا بازدید كرد. كانستیتوشن تنها كشتی جنگی قابل استفاده جهان است كه در قرن 18 ساخته شده و آن همه جنگ و گریز داشته است.
    
درآبهای بندر نورفوك در 1997، ملوانان یك ناو تازه ساخت آمریكا به كانستیتوشن كه از برابرشان عبور می كند به حالت احترام نظامی ایستاده اند



18 اوت (27 امرداد) سال 1227 میلادی (رمضان 624 هجری)، چنگیزخان مغول پس از تصرف سرزمین هایی از چین تا حاشیه اروپا، در 72 سالگی در مغولستان درگذشت و در گوری پنهان به خاک سپرده شد. گروه بین المللی مامور كشف گور چنگیزخان مركب از تاریخدانان، جغرافیون و باستاشنان پس از چهل سال بررسی، در دهه یکم قرن 21سرانجام این گوررا در تپه ای در 260 كیلومتری شمالشرقی اولان باتور (پایتخت جمهوری مغولستان) و به فاصله نزدیكی از زادگاه وی (دامنه كوههای لینبانشان، نزدیك شهرك باتشیریت، ایالت هنتی Hentii) كشف كرده اند كه به صورت یك اطاقك 3 در 3 در 4 متری سنگی در عمق دو متری و در نزدیكی قله تپه ساخته شده است. پیرامون این گور، قبور سنگی متعدد وجود دارد تا یافتن قبر چنگیز دشوار باشد. چنگیزخان كه بیم داشت روزگاری دشمنانش گور او را بیابند و بقایای جسدش را بیرون بیاندازند و روح او تا ابد ناراحت باشد محرمانه دستور داده بود كه همه كسانی كه در ساختن گور او و مراسم تشییع و تدفین جنازه شركت كنند كشته شوند و این وصیت پس از مراسم تدفین به دست «اگدای» انجام گرفت و به همین جهت چهل سال طول كشید تا هیات بین المللی گور او را پیدا كند. 
    چنگیز خان درجریان تعقیب جلال الدین خوارزمشاه تا رود سند كه لشگریان اورا در منطقه پروان (افغانستان فعلی) شكست داده بود، به علت ناسازگار بودن آب و هوای منطقه (پاكستان امروز) بیمار شده بود و پس از بازگشت به زادگاه خود، هنگام شكار نیز از اسب افتاده بود و این دو عامل باعث مرگ او شد. 
    چنگیزخان پیش از مرگ «گوریلتا (نشست ـ قوریلتا)» سران مغول را تشكیل داده بود و وصیت های خودرا در این نشست مطرح كرده بود از جمله تاكید كرده بود كه مجموعه قوانین وی ـ دزاساك (یاسا) ـ دقیقا رعایت شوند، در قلمرو مغول باید با دروغ، دزدی و تجاوز به زنان شوهردار شدیدا مبارزه شود. همچنین پیش از توسل به خشونت باید دست كم یكبار اخطار داده شود. 
    چنگیزخان همچنین وصیت کرده بود که دانشمندان، ادیبان و آگاهان - هركس كه می خواهند باشند باید به خدمت گرفته شوند و بدون مشورت با آنان كاری صورت نگیرد، در وحدت سران مغول كوچكترین خللی نباید به وجود آید، قوم مغول در هرجا كه باشد باید از زندگی در داخل شهر و آلوده شدن به مفاسد شهری جدا امتناع كند و زندگانی چادر نشینی و یا به دور از شهررا از دست ندهد و .... 
    قدیمی ترین یاسای چنگیزی به خط ایغوری نوشته شده است. در آخرین قوریلتای زمان چنگیز، دو پسر از سه پسر اصلی و زنده او Ogodei (اگدای یا اكتای) و Toluy (تولی یا تولوی) شركت داشتند. «جوجی» پسر بزرگ او و فاتح بخش وسیعی از روسیه و قفقاز شمالی پیش از تشكیل این نشست درگذشته بود و پنج پسر دیگر چنگیز از زنان غیر رسمی بودند كه نقش مهمی به آنان واگذار نمی شد. نوه های چنگیز بر این پنج پسر برتری داشتند.جغتای (Jaghatay) كه در میان سه پسر اصلی چنگیز كوچكتر از همه بود در آخرین "قوریلتای" شركت نداشت. وی كه در عملیات رود سند در كنار پدر بوده همانجا مامور شده بود كه سند، مكران و كرمان را تصرف كند تا بعدا جلال الدین خوارزمشاه از آنها به صورت پایگاه استفاده نكند و جغتای كرمان را در سال 1222 میلادی متصرف شد، غارت كرد و ویران ساخت تا چیزی برای جلال الدین باقی نماند.
     نام چنگیز كه موفق به متحد كردن اقوام مغول و سپس تصرف سرزمین های ترك نشین و آنگاه شمال شرقی و شرق ایران شد در ابتدا «تموچین» بود. در غرب نام او را گنگیز (Genghis) تلفظ می كنند. 
     مورخان ضمن تاكید بر خونریز بودن و شقاوت چنگیز خان در عین حال وی را مردی باهوش و دارای عزم و اراده نیرومند دانسته اند.
تصویر چنگیزخان بر اسكناسهای 500 توگریكی جمهوری مغولستان، چرا تصویر كوروش و داریوش بر دو اسكناس از انواع اسكناسهای ایران نباشد؟. داریوش بود كه 25 قرن پیش در ایران سكه (داریك) ضرب كرد كه نمونه های آن هنوز در موزه ها نگهداری می شوند



تانكها در میدان سرخ و مردمی كه این كار جدّی نگرفته بودند، بی اعتناء به رویداد در حال تماشای آنها!. معمولا پس از وقوع هركودتا كه در ساعات بعد از نیمه شب روی می دهد، نه روز روشن، مقررات منع رفت و آمد در معابر به اجرا در می آید و آثار سختگیری آشكار می گردد كه در كودتای 18 آگوست 1991 نمایشی و ساختگی مسكو چنین نبود

پیش از ظهر 18 آگوست 1991 كه اوضاع شوروی بر اثر سیاست ها و یا به نظر بعضی؛ «ماموریت!» گورباچف به هم ریخته بود و امكان اصلاح وجود نداشت تانكها وارد خیابانانهای مسكو شدند و جمعی از مقامات نظامی و سیاسی شوروی در حالی كه در كنار هم نشسته بودند و اظهارات آنان مستقیما از تلویزیون پخش می شد گفتند كه مجبور شده اند برای نجات! كشور دست به اقدام اضطراری (كودتا) بزنند و گورباچف كه برای استراحت به كریمه رفته، در آنجا تحت نظر است!. این نخستین کودتای تاریخ بود که در روز روشن انجام گرفته بود و لذا جدّی گرفته نشد و (به دلایلی) نظر مفسرّان بر ساختگی بودن آن بود.
    در این روز اقدام فوق العاده دیگری از جمله مقررات منع رفت و آمد و اجتماعات و دستگیری مخالفان احتمالی و تعلیق قوانین عادی و آماده باش پادگانها و احضار افراد ذخیره و احتیاط كه معمولا در پی هر كودتای نظامی - مخصوصا در كشوری چون روسیه كه مردم عادت به مشاهده خشونت دارند روی نداد و همین امر باعث شد كه طبق انتظار، در روزهای بعد شماری (و احتمالا ازپیش سازمان داده شده) وارد خیابانها شوند و كودتا! شكست بخورد. رهبران كودتا بعدا دستگیر شدند كه هركدام پس از مدتی ماندن در زندان آزاد شدند و برخی از آنان مقام تازه یافتند!. باید دانست كه به علت نبودن مورّخ و روزنامه نگار واقعی، شجاع و آزاد و وفادار به حرفه ژورنالیسم اسرار رویدادهای نیمه دوم دهه 1980 شوروی و تحولات روسیه و سایر اعضای اتحادیه منحله (جماهیر شوروی که برجای امپراتوری روسیه نشسته بود تا مقدمه ایجاد یک کنفدراسیون جهانی باشد) در دهه 1990 و ادامه آن همچنان در پرده ابهام است بویژه که اقدام چشمگیر برای دستاوردهای علمی و ... این جماهیریه هم نشده است.


خوزه سن مارتین
«خوزه سن مارتین» قهرمان استقلال آرژانتین كه در این كشور دارای احترام خاص است 17 آگوست 1850 درگذشت. وی 25 فوریه 1778 به دنیا آمده بود. در جوانی به اسپانیا رفته و در ارتش این كشور افسر شده بود. در همانجا، اندیشه استقلال آرژانتین و سایر سرزمین های تحت سلطه اسپانیا در قاره امریكا به او راه یافته بود. او اسپانیا را كه به سهولت به چنگ ناپلئون افتاده بود كشوری ضعیف كه استحقاق آقایی بر زادگاه او را ندارد تشخیص داده بود. در بازگشت به آرژانتین، «خوزه سن مارتین» برای دولت محلی یك هنگ سوار به وجود آورد كه بعدا با همین هنگ و كمك استقلال طلبان دیگر موفق به گرفتن استقلال آرژانتین از اسپانیا شد و آنگاه به كمك استقلال طلبان سایر سرزمین های لاتین نشین قاره آمریكا شتافت.


پنجشنبه 26 مرداد 1396

آغاز محاكمه Francis Gary Powers خلبان «یو ـ 2 » آمریكا در مسكو

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


Francis Gary Powers در دادگاه مسکو
محاكمه «فرانسیس گاری پاورز Francis Gary Powers» خلبان هواپیمای جاسوسی «یو ـ 2 » آمریكا كه یکم ماه می 1960 بر فراز خاك شوروی هدف موشك قرار گرفته و سرنگون شده بود 17 آگوست همین سال در مسكو آغاز گردید. 17 آگوست درعین حال زادروز فرانسیس بود كه در 1929 به دنیا آمده بود. معلوم نشده است كه آیا با توجه به زادروز او، روسها تعمدا این روز را برای آغاز محاكمه اش انتخاب كرده بودند.
     سقوط این هواپیما كه از پاكستان به پرواز در آمده بود و در شرق میانه اتحاد شوروی هدف موشک قرارگرفت در آستانه دیدار خروشچف و آیزنهاور، سران دو كشور، بحران دامنه داری به وجود آورده بود. قرار بود كه مذاكرات سران دو كشور رقیب به منظور تنش زدایی انجام شود. بعدا شایعات متعدد رواج یافت كه شاید دستهایی در آمریكا در جریان بوده كه مانع از تشنج زدائی در روابط دو كشور شود.
    پاورز که در استخدام سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ـ CIA بود در جریان محاکمه به همه چیز اعتراف کرد و به ده سال زندان محکوم شد. دو سال بعد، وی با یک جاسوس روسیه به نام «رودولف آبل» که در زندان آمریکا بود مبادله شد. پاورز سپس به استخدام یک تلویزیون محلی در کالیفرنیا درآمد که با هلی کوپتر بر فراز خیابانها و جاده ها پرواز می کرد و خبر ترافیک می فرستاد و از حریق و رویدادهایی نظیر آن فیلم و خبر تهیه می کرد. وی در یکم آگوست 1977 در پایان تهیه یک فیلم خبری از آسمان ـ از یک رویداد حریق، و در راه بازگشت به به فرودگاه براثر تمام شدن سوخت هلی کوپتر برفراز لس آنجلس سرنگون شد و جان سپرد. در این سانحه، فیلمبردار تلویزیون نیز کشته شد. پاورز هنگام مرگ 48 ساله بود.


تعداد کل صفحات: 385 1 2 3 4 5 6 7 ...