یکشنبه 31 اردیبهشت 1391

شهر«وه آنتیوخ خسرو» به جای آنتیوک (انطاکیه)

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


بیستم ماه می 526 میلادی یک زمین لرزه بسیار سخت شهر باستانی انطاکیه (انتیوک Antioch ـ در ترکیه امروز) واقع در کنار خلیج اسکندرون و رودخانه اورونتس Orontes را ویران و سیصدهزار تن از نفوس شهر را کشت. خسروانوشیروان ـ شاه ساسانی ایران که در سال 540 منطقه معروف به «چهار شهر» را از دست ژوستینیان امپراتور روم درآورد در کنار شهر آنتیوک، شهری به نام «وه آنتیوخ خسرو» ساخت و باقیمانده نفوس آنتیوک را به آنجا منتقل کرد زیراکه که نوسازی آنتیوک [که رومیان در آن زمینه کوتاهی کرده بودند] هزینه سنگین داشت و دهها سال طول می کشید.
     آنتیوک و نواحی اطراف آن پس از نابودی امپراتوری آشور، به قلمرو ایران اضافه شده بود و تا نوامبر سال 333 پیش ازمیلاد ساتراپی پنجم ایران بود. در این سال اسکندر مقدونی در ایسوس واقع در همان ناحیه ارتش ایران را شکست داد و همه منطقه را متصرف شد که به نام او اسکندرون خوانده شده است. در همان منطقه، سلوکوس یکم جانشین اسکندر چهار شهر بزرگ که اینک در ترکیه و سوریه واقع اند ازجمله سلوکیه، لاذقیه و آفامیا را ساخت. سلوکیه در مجاورت انطاکیه قرارداشت. پیش از تعرّض اسکندر، ایرانیان انتیوک را «مِروئهMeroe » می نامیدند و همه منطقه را ایونی، که واژه یونان از ایونی گرفته شده است. اشکانیان پس از بیرون راندن سلوکی ها باردیگر قلمرو ایران را به اسکندرون رسانیدند و ساسانیان برسر آن دائما با امپراتوری روم در جنگ و جدال بودند که جنگ سال 540 در همان چارچوب بود.


یکشنبه 31 اردیبهشت 1391

ناخرسندی شاه ایران از حذف شعار آریانیسم در اسپانیا

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


هرمز چهارم شاه ایران از دودمان ساسانیان [پسر خسروانوشیروان] در ماه می سال 587 میلادی پس از اطلاع از تصمیم پادشاه ویزیگُت Visigoth [ژرمن نژاد اسپانیا) مبنی بر کنار گذاردن شعار نژادی «آریانیسم»، از این کار ابراز ناخرسندی کرد و نظر خودرا در پیامی برای «رکارد Reccared» پادشاه تازه اسپانیا فرستاد. «رکارد ـ 1» که در 27 سالگی برجای پدر نشسته بود در ژانویه 587 خواست شورای روحانیون کاتولیک اسپانیارا که پیشنهادکرده بود پادشاه از اِعمال برتری نژاد آرین که دودمان ویزیگُت های حاکم بر اسپانیا (هیسپانیا شامل همه شبه جزیره ایبریا ازجمله گالیسیا Galacia + جنوب شرقی فرانسه امروز و در آن زمان معروف به سِپتیمانیا Septimania) از آن نژاد بودند دست بردارد و رضای اکثریت اسپانیایی هارا با برافراشتن پرچم کاتولیسیسم [که برتری نژادی را تایید نمی کند] تامین کند. گُتیک (آرین) در لغت به معنای مردم خوب، نجیب زاده، عالی نسب و ... است که هیتلر در قرن 20 دوباره آن را شعار قرارداد. گُت ها که ایرانیان آنان را از قدیم آلمان [آلمانی ـ نام یکی از قبایل ژرمن] می نامند پس از مهاجرت تدریجی از منطقه فرارود (تاجیکستان امروز) به اروپا، در این قاره به دو دسته تقسیم و به برانداختن حکومت های محلی دست زدند و در سال 410 میلادی با تصرف شهر رُم و ویران ساختن آن به سلطه رومیان براروپای مرکزی و غربی پایان دادند.
    مورّخان غرب در تفسیر اقدام هرمز چهارم نوشته اند؛ هرمز در آن سالها در دو سوی قلمرو خود سرگرم نبرد بود ـ در شرق با تُرکان و در غرب با رومیان (حکومت قسطنطنیه). در شرق، تُرکان حتی به شهر کرمان رسیده بودند که احساسات نژادی هرمز تحریک شده بود. بعلاوه، دولت قسطنطنیه رسما اقدام «رکارد» را تایید کرده بود که با این عمل برخشم هرمز افزوده بود. بنابراین، واکنش هرمز چهارم سیاسی بود نه درحقیقت نژادی.
     سال بعد (سال 588 میلادی) ارتش ایران به فرماندهی ژنرال بهرام مهران (چوبین) تُرکان را شکست کامل داد، خاقان آنان را در منطقه بلخ کشت و از قلمرو ایران بیرون افکند. بخشی از این تُرکان در دوران حکومت خلفای اموی و عباسی به منطقه فرارود بازگشتند و ....


یکشنبه 31 اردیبهشت 1391

استعمار غرب در آسیا، امروز 513 ساله شد

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    



Vasco da Gama

وسكو دا گاما Vasco da Gama دریانورد پرتغالی بیستم ماه می سال 1498 وارد «كالیكوتCalicut و امروزه Kazhikode واقع در ایالت کرالا Kerala» در جنوب غربی هند شد و با خود استعمار غرب را هم وارد قاره آسیا كرد كه 513 سال است با چند بار تغییر لباس دادن هنوز ماندگار است. دا گاما هشتم ژوئیه سال 1497 پرتغال را با چهار كشتی به مقصد هند ترك كرده بود. وی پس از عبور از دماغه جنوب آفریقا (امید نیك!) و اندك توقف در موزامبیك عازم هند شده بود. او فاصله ساحل شرقی آفریقا تا ساحل غربی هند را ظرف 23 روز طی كرده بود. حاكم هندی منطقه برخورد بدی با او نداشت زیرا به نیات وی پی نبرده بود. دا گاما پس از یك بررسی، عزم بازگشت كرد و نهم سپتامبر سال 1499 به لیسبون رسید و عنوان دریا سالاری گرفت. دولت پرتغال برپایه اطلاعاتی كه داگاما به دست آورده بود هیات دیگری را به هند فرستاد كه حكمران محل به این هیات روی خوش نشان نداد. این خبر كه به داگاما رسید، خود با 20 كشتی و عمدتا توپدار و صدها تفنگدار عازم هند شد و به ایجاد قرارگاه و مستعمره دست زد. داگاما بازهم به هند سفر كرد و 24 دسامبر سال 1524 در همانجا درگذشت.


یکشنبه 31 اردیبهشت 1391

درگذشت كریستوفر كلمبوس در تنگدستی

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


کلمب
بیستم ماه مه 1506كریستف كلمب (كریستوفر كلمبوس) كه راه استیلای اروپائیان بر قاره آمریكا را باز كرد در ۵۵ سالگی در اسپانیا درگذشت. وی كه در سال ۱۴۹۲ در چارچوب رقابت اسپانیا و پرتغال در یافتن راههای دریایی، در جهت غرب عازم هند بود به قاره ناشناخته آمریكا (ناشناخته برای ساکنان سایر قاره ها) رسید و جزیره ای را كه امروز نیمی از آن جمهوری دومینیكن را تشكیل می دهد و نیم دیگر هائیتی، «هیسپانیولا» نامید و مقر حكومت اسپانیایی ها قرار داد و مقدمات بنای شهر «سانتو دومینگو» را در آن جزیره فراهم ساخت. 
     برخی مورخان نوشته اند: كلمب كه بعدا مورد بی مهری پادشاه اسپانیا قرار گرفته بود در تنگدستی و انزوا از این دنیا رفت. وی در ایتالیا به دنیا آمده بود.


یکشنبه 31 اردیبهشت 1391

نخستین پرواز بدون توقف میان دو قاره آمریكا و اروپا

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


Lindberg
بیستم ماه مه سال 1927 «چارلز لیندبرگ» هوانورد آمریكایی در میان استقبال بیش از یكصد هزار تن، پس از 27 ساعت پرواز و پیمودن عرض اقیانوس اطلس در پاریس فرود آمد. وی 19 مه با یك هواپیمای یك موتوره به تنهایی از فرودگاهی در لانگ آیلند (واقع در ایالت نیویورك و مجاور شهر نیویورک) به پرواز در آمده بود و بدون توقف، هزاران مایل فاصله دو قاره را پرواز كرده بود. این نخستین پرواز بدون توقف میان آمریكا و اروپا بود.


شنبه 30 اردیبهشت 1391

یونیفورم اس اس

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    

سروان اس اس:

افسر اس اس:





سروان یگان زرهی اس اس:


سروان اس اس در روپوش مخصوص استتار:






سروان اس اس در روپوش زمستانی استتار:



سگک کمربند اس اس:


سرباز اس اس پیشاپیش سرباز اس آ:



هیملر در یونیفورم اس اس:





شنبه 30 اردیبهشت 1391

سالگرد مرگ سرهنگ لورنس (عربستان)

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


سرهنگ لورنس
19 ماه می 1935 سرهنگ تی. ای. لورنس (شاو) معروف به لورنس عربستان در 46 سالگی جان سپرد. وی چند روز پیش از آن در «دورست» انگلستان بر اثر افتادن از موتوسیكلت دچار ضربه مغزی شده بود. وینستون چرچیل پس از آگاه شدن از مرگ سرهنگ لورنس گفته بود: از دست رفتن لورنس به امپراتوری انگلستان چنان آسیبی زده است كه تا سالها جبران نخواهد شد. من امیدوار بودم كه در روزهای بحرانی كه دارند دوباره در افق آشگار می شوند، لورنس را در كنارمان می دیدم. از مغز بزرگ او خیلی كارها بر می آمد. او از چهره های بزرگ امپراتوری ما بود.
     چرچیل می دانست كه لورنس در جریان جنگ جهانی اول با چه مهارتی اعراب را به دام استعمار انگلستان انداخت، دامی كه به نظر می رسد هنوز كاملا برچیده نشده است و اعراب هنوز با همان آتشی كه لورنس برافروخته می سوزند. در نیمه جنگ جهانی اول، پس از توافق 15 می 1916 انگلستان و فرانسه (معروف به قرارداد محرمانه سایكس ـ پیكوت كه لنین پس از پیروزی انقلاب روسیه آن را فاش ساخت و باعث آبروریزی انگلستان و فرانسه شد) بر سر اداره سرزمین های عربی امپراتوری عثمانی و تقسیم آنها میان خود در صورت شكست عثمانی در جنگ، لورنس كه در قاهره افسر اطلاعاتی انگلستان بود و در باره اعراب عربستان و سرزمین های آنان اطلاعات و مطالعات كافی داشت مامور برانگیختن شان برضد عثمانی شد و به حجاز و نجد رفت، زیرا كه در توافق انگلستان و فرانسه، جز سوریه و لبنان بقیه سر زمین های عربی شرق سوئز سهم انگلستان شده بود و نیز تثبیت آقایی آن بر مناطق حوزه نیل. لورنس موفق شد اعراب عربستان را ترغیب به قیام مسلحانه برضد عثمانی كند و با كمك آنان عثمانی را از آنجا براند. وی بعدا پیش نویس نقشه خاورمیانه از جمله تاسیس كشور اردن و انتقال خانواده هاشمی به آنجا و نصب امیرفیصل (پسر شریف حسین) به حكومت سوریه و ... را تهیه كرد و در مذاكرات مارس 1921 قاهره به وینسون چرچیل وزیر وقت مستعرات و «سر پرسی كاكس» معروف قبولاند از جمله انتصاب امیرفیصل كه سوری ها او را اخراج كرده بودند به پادشاهی كشور عراق كه این كشور هم با نقشه كاكس و لورنس خلق شده بود. وقایع بعدی تا به امروز نتیجه همین تغییرات سیاسی ـ جغرافیایی بوده است. لورنس با تحلیل خیزهای دولت واشنگتن از اواخر سال 1917 به بعد، می دانست كه این دولت به خاورمیانه نظر دوخته و می خواهد از كردستان عثمانی (عمدتا كردستان عراق امروز) آغاز كند و در این زمینه نظر خودرا به دولت لندن منعكس كرده بود (كه دیدیم در دهه یكم قرن 21 با تصرف عراق تحقق یافت. آمریكا در دو دهه آخر قرن 20 با فرصتی كه تعرضات نظامی صدام حسین و ضعف روسیه فراهم ساخته بود در كشور سعودی و كویت استقرار یافته و بحرین را پایگاه ناوگان مركزی خود قرار داده و حضور در خلیج فارس را دائمی ساخته است). لورنس پس از پیدایش هیتلر نگران بقاء امپراتوری استعماری انگلستان شده بود و اصرار داشت كه انگلستان برای حفظ قدرت خود تا می تواند نیروی هوایی اش را تقویت كند و شخصا داوطلب كمك به انجام این طرح شده و به نیروی هوایی منتقل گردیده بود. وی بود كه دولت انگلستان را تشویق به برسمیت شناختن استقلال كشور سعودی (اعلامیه جده مورخ ماه می 1927) كرده بود 


شنبه 30 اردیبهشت 1391

شکست نهایی امویان از ابو مسلم خراسانی

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    

تصویری از ابومسلم
19 ماه می سال 749 و دو سال پس از آغاز بپاخیزی ابومسلم خراسانی بر ضد امویان، ارتش مروان آخرین خلیفه اموی شرق (دمشق) در جنگ منطقه زاب از او شكست خورد و شیرازه حكومت امویان (كه مورد تنفر شیعیان هستند) در خاورمیانه از هم گسیخت و عباسیان با كمك ابومسلم بر جای آنان نشستند و دارالخلافه را از دمشق به بغداد منتقل كردند. از آن پس، حكومت امویان تا مدتی منحصر به اندلس (اسپانیا) و گوشه دوردست آفریقای شمال غربی بود.


جمعه 29 اردیبهشت 1391

شکستن دیوار صوت

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    

هجدهم ماه می 1953 بانو «ژاکلین کوچران» خلبان نیروی هوایی آمریکای با یک جت جنگنده از نوع اف - 86 دیوار صوت را شکست و با سرعت ساعتی 652 مایل و سه دهم مایل (1050 کیلومتر) پرواز کرد که در آن زمان رکورد تازه ای بود.
     این پرواز در آسمان کالیفرنیا انجام شد.
     ژاکلین در آن زمان 43 ساله بود. وی که در 1910 به دنیا آمده بود در 70 سالگی در سال 1980 درگذشت.


جمعه 29 اردیبهشت 1391

تکرار تاریخ ایران در ایسوس

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


«فلسفه تاریخ» بحث نشست تاریخدانان مربوط در ماه می 1977 در دانشگاه کالیفرنیا شعبه برکلی بود. در این نشست و در آن زمینه (تکرار تاریخ) چند مثال از تاریخ ایران آورده شده بود ازجمله اینکه امپراتوری ایران در نیمه نوامبر سال 333 پیش از میلاد در ایسوس (ناحیه ای در ترکیه و نزدیک به مرز با سوریه ـ ساحل خلیج اسکندرون) از اسکندر مقدونی شکست خورد و دلیل این شکست درس نگرفتن از شکست قبلی در گرانیکوس بود که اسکندر نبرد را به داخل رودخانه کشانده بود و نیروهایش از نیزه های 5 متری استفاده کرده بودند. در نبرد ایسوس نیز اسکندر در داخل رودخانه و باهمان نیزه های بلند با ایرانیان جنگید و آنان را شکست داد حال آنکه ایرانیان می توانستند میدان نبردرا خود انتخاب کنند و در فاصله دو جنگ نیزه بلند بسازند. این شکست و شکست بعدی در گائوگاملا واقع در نزدیکی اربلا (اربیل کردستان عراق) به عمر امپراتوری هخامنشی پایان داد. 955 سال بعد (نیمه نوامبر سال 622 میلادی) در همان محل (ایسوس) و درکنار همان رودخانه، ارتش ایران از ارتش روم شرقی بفرماندهی هراکلیوس شکست خورد و این شکست آنچنان ایران را تضعیف روحیه کرد که 15 سال بعد (و باز در نیمه نوامبر) در قادسیه شکست نظامی خورد و عمر امپراتوری ساسانیان پایان یافت.


جمعه 29 اردیبهشت 1391

زادروز دکتر هو شی مین

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


هوشی مین
19ماه مه (هجدهم ماه مه به وقت غرب جهان) زادروز دكتر هو شی مین رهبر شهیر مردم ویتنام در قرن 20 است كه بسال 1890 به دنیا آمد و در 79 سالگی در دوم سپتامبر 1969 درگذشت. فوت این مرد بزرگ در سالروز استقلال ویتنام كه خود او آن را در دوم سپتامبر 1945 اعلام داشت همزمان است.
     هوشی مین [تلفظ درست: هو - چی مین] از مردان بزرگ قرن 20 در 19 سالگی به فرانسه رفت و پس از انجام تحصیلات دانشگاهی، در سی سالگی كمونیست شد و یكی از اعضای موسس حزب كمونیست فرانسه بشمار می آید. وی در سال 1925 به شوروی رفت تا به كار پیاده كردن نظام سوسیالیستی این اتحادیه كمك كند و در سال 1930 در زمانی كه در چین به سازماندهی كمونیستهای این كشور كمك می كرد حزب كمونیست ویتنام را تاسیس كرد. آنگاه به فكر پایان دادن به استعمار فرانسه بر ویتنام، وطن خود، افتاد و به این منظور سازمان «ویت مین» مركب از كمونیستها و ناسیونالیستهای ویتنامی را تشكیل داد. 
     در جریان جنگ جهانی دوم، شبه جزیره هندوچین از جمله ویتنام به تصرف ژاپن درآمده بود. پس از تسلیم شدن ژاپن در پی بمباران اتمی توسط آمریكا، سازمان ویت مین به سلاحهای نیروهای ژاپنی دست یافت و هوشی مین با تكیه بر این سلاحها و نیروی ملت اعلام استقلال كرد و كوشید كه فرانسه نتواند بار دیگر بر ویتنام مسلط شود و برای این منظور «بائودای» امپراتور دست نشانده و اسمی را وادار به كناره گیری كرد. جنگ ویت مین با فرانسه 9 سال طول كشید و فرانسه پس شكست نیروهایش در «دین بین فو» حاضر به مذاكره شد و طبق قرارداد ژنو سال 1954 ویتنام موقتا به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم شد و مدار 17 درجه عرض جغرافیایی خط تقسیم قرار گرفت و قرار شد كه از طریق رفراندم، وحدت ویتنام تامین شود .
     دهم اكتبر سال 1954«هوشی مین» رهبر جبهه واحد استقلال طلبان، ملی گرایان و كمونیستهای ویتنام همزمان با پایین كشیده شدن پرچم فرانسه پس از 70سال در شهر هانوی، بدون كوچكترین تشریفاتی و این كه اجازه دهد از او استقبال شود وارد این شهر شد و در نطقی از مردم خواست كه ضمن ادامه مبارزه، سازندگی را هم فراموش نكنند و تنها تولیدات ویتنام است كه می تواند پشتوانه مبارزات باشد. وی گفت كه دولتهای بزرگ به منظور حفظ برتری خود نمی خواهند كشورهای دیگر از نظر اقتصاد داخلی خودكفا و نیز دارای سلاحهای پیشرفته باشند و ویتنامی ها باید این دو نكته را از نظر دور ندارند. كشور خودكفا در امور اقتصادی و دفاع برای خود یك قدرت است و كسی در صدد در آویختن با یك قدرت بر نمی آید و بر این دو مورد باید ابزار های بالا بردن سطح آگاهی ها را اضافه كنیم كه عبارتند از نشر كتاب، رسانه ها و مدارس كه گردانندگان این سه ابزار گرانبها، آموزگاران جامعه بشمار می آیند كه باید تشویق شوند، دلگرم باشند و رعایت احوال آنان لازم است. باید بدانیم كه انسان آگاه را نمی توان اسثتمار كرد و تحت ستم قرارداد و به او زور گفت.
     چون تامین وحدت ویتنام از طریق رفراندم بارها به تعویق افتاد و هوشی مین پی به سوء نیت غرب در این زمینه برد جنگهای غیر منظم را از سر گرفت كه این بار آمریكا مداخله كرد. نخست، مستشار نظامی و سپس سرباز به ویتنام فرستاد و شمار نیروهایش یك زمان از رقم نیم میلیون تن بیشتر شد. هو شی مین كه رهبری مبارزه را بر عهده داشت سوم سپتامبر 1969 درگذشت. ولی آرزوی او در سال 1975 به تحقق پیوست و نیروهای كمونیست شهر سایگون را تصرف و آن را به «هوشی مین سیتی» تغییر نام دادند و وحدت ویتنام تامین شد.


جمعه 29 اردیبهشت 1391

تخریب توس

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


تصویر مجسمه تازه فردوسی
تخریب شهر توس به دست میران شاه پسر امیر تیمور (تیمور لنگ) را 18 مه سال 1389 میلادی گزارش كرده اند. میران شاه توس، زادگاه و مدفن فردوسی بزرگ را چنان ویران ساخت كه از آن جز ویرانه ای باقی نماند، و چون مسیر رودخانه ها را هم به سوی مشهد تغییر داده بود، توس دیگر به آن صورت آباد نشد. لكن، نام این شهر باستانی همه جا در كنار اسم فردوسی، میهندوست بزرگ ایران كه 25 اردیبهشت، روز بزرگداشت اوست، زنده مانده است.


جمعه 29 اردیبهشت 1391

زادروز عمر خیام نیشابوری

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


تصویر خیام
مورخان تاریخ عمومی (جهان) با تطبیق تقویمها، هجدم ماه مه سال 1048 میلادی (28 اردیبهشت) را روز تولد حكیم عمر خیام (غیاث الدین ابوالفتح عمر ابن ابراهیم نیشابوری) ریاضی دان، فیلسوف و ادیب بزرگ ایرانی نوشته اند كه از دیر زمان در وطن ما روز بزرگداشت این اندیشمند نامیده شده و آیین هایی برگزار می شود. تقویم هجری خورشیدی كه مورد استفاده ما ایرانیان است، ششم مارس 1079 میلادی (928 سال پیش) توسط حكیم عمر خیام تكمیل شد كه به تقویم جلالی معروف گردیده است، زیرا كه در زمان حكومت جلال الدین ملكشاه تنظیم شده بود. این تقویم دقیق تر از تقویم میلادی است، زیرا كه عدم دقت آن هر 3770 سال یك روز است و تقویم میلادی هر3330 سال. عمر خیام كه به نوشته كتب تاریخ عمومی، چهارم دسامبر سال 1131 وفات یافت نه تنها یك ریاضی دان و فضا شناس بزرگ بوده است بلكه در فلسفه، پزشكی و شعر نیز شهرت جهانی دارد و رباعیات او در سال 1839 توسط «ادوارد فیتزجرالد» به انگلیسی ترجمه شده و انگلیسی زبانان از همین طریق با مضامین رباعیات خیام آشنا شده اند. این رباعیات هنوز هر سال به زبان انگلیسی با حاشیه نویسی فیتز جرالد تجدید چاپ می شود. آثار دیگر خیام از جمله «نوروزنامه» و «رساله در وجود» معروفند. وی در طول حیات خود چند سفر تحقیقاتی به اصفهان، سمرقند، بخارا و ری كرده بود. خیام بر خلاف همدوره اش خواجه نظام الملك، به كار دیوانی (دولتی) علاقه زیاد نداشت، باوجود این دعوت شاه وقت را برای ساختن رصدخانه ری پذیرفته بود. برخی از روزشمارنگاران فرنگی ولادت وی را 18 مه سال 1044 میلادی و وفات او را در سال 1124 ذكر كرده اند كه ظاهرا ماخذ آنان تقویم های میلادی قدیم بوده است. پاره ای از مورخان خیام را در عین حال یك ناسیونالیست ایرانی خوانده اند كه برخی ویژگی های ایرانیان از جمله مهربان بودن و مهربانی كردن رابه بهترین صورت توصیف كرده است از جمله درباره جشن مهرگان گفته است: «این ماه را از آن (جهت) «مهرماه» گویند كه مهربانی بود مردمان را بر یكدیگر، از هر چه رسیده باشد (داشته باشند)؛ از غله و میوه نصیب باشد بدهند و بخورند با هم». نام خیام همه جا با نیشابور همراه است. آرامگاه خیام در این شهر قرار دارد و به همین سبب نیشابور در جهان به شهر «عمر خیام » معروف است. عمر خیام علاقه ای عجیب به زادگاهش، نیشابور، داشت كه یادگار دوران ساسانیان (شاپور یكم) است و یک بار هم برای مدتی كوتاه پایتخت ایران شده بود. این شهر در ردیف بلخ، بخارا، هرات و مرو یکی از پنج شهر بزرگ خراسان بشمار می رفت و طاهر ذوالیمینین در همین شهر حكومت ایران را مستقل از جهان عرب اعلام داشت. 22 نوامبر سال 1267میلادی (666 هجری قمری) یك زمین لرزه شدید این شهر تاریخی خراسان را ویران كرد و هزاران تن را مقتول و مجروح ساخت. نیشابور سه سال بعد به هزینه دولت وقت تجدید بنا شد. 
    
آرامگاه خیام در نیشابور


پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391

دکتر مورل ( پزشک شخصی آدولف هیتلر )

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


تئودور گیلبرت مورل (22 ژولای 1886 – 26 مه 1948) پزشک آلمانی مخصوص آدولف هیتلر در طول حیات حزب نازی بود .
مورل در درمان بیماری های ناشناخته و نا علاج مهارت ها و تجربه های بسیاری داشت وی مدرک تخصصی و اموزش ها و تجربیاتش را مدت ها قبل از اولین ملاقاتش با ادولف هیتلر به دست اورده بود .
زندگی :
تئودور گیلبرت مورل پسر دوم از معلم مدرسه ای در روستای کوچکی به نام trais-munzenberg 
در شمال (هس) متولد و در آنجا پرورش یافت . اصل و نسب پدری مورل منشا فریسی داشت و مربوط به قبل از قرن 12 میشد .
در گرونبل و پاریس به تحصیل در رشته پزشکی پرداخت و سپس در سال 1910 در مونیخ به رشته تخصص زنان و زایمان روی آورد . در سال 1913 مدرک دکترا خود را اخذ نمود و در همان سال مجوز پزشکی برایش صادر شد و رسما به عنوان پزشک مشغول به کار شد . پس از یک سال خدمت به عنوان دستیار پزشک در کشتی کروز به ارتش روی اورد . مورل در جنگ جهانی اول خدمت نمود سپس به عنوان افسر پزشکی در سال 1919 در برلین به حرفه پزشکی و مداوا سربازان پرداخت در نهایت در سال 1920 با بازیگری ثروتمند ازدواج کرد . به دلیل درمان بیماری های ناشناخته و نا متعارف به شهرت زیادی رسید و در مجامع زیادی نامش بر سر زبان بود و در نهایت برای درمان توسط دکتر مورل از طرف پادشاه ایران و رومانی از وی دعوت به عمل آمد .
در دانشگاه های زیادی به تدریس پرداخت و جایزه نوبل دریافت نمود و چندین شرکت های دارویی اروپا از وی دعوت به همکاری به عمل اوردند مورل در سال 1933 به حزب نازی ملحق شد .
در حزب دکتر مورل برای اولین بار ادولف هیتلر را در منزلش در obersalzberg ملاقات کرد که و گفت میتواند ظرف یک سال هیتلر را درمان کند . همسر مورل ازعنوان شغل همسرش به عنوان پزشک مخصوص برای هیتلر ناخشنود بود.
سرانجام مورل شروع به درمان هیتلر کرد و در ابتدا برای وی ترکیبات ویتامینی و هیدرولیز وباکتری مولتیفلور برای وی تجویز کرد مورخان نوشته اند که مورل سعی در پیدا کردن علاج بیماری ادولف هیتلر را داشت .
مرگ :

پس از اشغال برلین توسط متفقین مورل برلین را ترک کرد اما خیلی سریع توسط سربازان امریکایی دستگیر شد وی در اردوگاه های کار اجباری بوخنوالت به بردگی کشیده شد و وضع سلامتی اش هر روز ضعیف تر میشد و با داشتن چاقی و اضافه وزن و فقدان بهداشت در 26 ما مه 1948 بر اثر سکته از دنیا رفت . 


پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391

استقلال نروژ از دانمارك

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    

198 سال پیش در روز 17 مه سال 1814 میلادی یك مجلس برگزیدگان در ایدسوول استقلال نروژ را اعلام كرده و یك قانون اساسی كه از قانون اساسی فرانسه و قانون اساسی آمریكا اقتباس شده بود را تصویب می كند و از كشوردانمارك جدا می شود.

براساس قانون اساسی یك مجلس نمایندگان تشكیل می شود و شاهزاده كریستیان فردریك نایب السلطنه دانماركی سابق نروژ را به مقام پادشاه منصوب می كند.

جدا شدن نروژ پس از چهار قرن از پادشاهی دانمارك یكی از عواقب جنگ های ناپلئون بود.

تا سال 1247 میلادی نروژ از پادشاهی های كوچكی تشكیل شده بود تا این كه در این سال هاكن چهارم نروژ را متحد می كند.

به دلیل ازدواج ها میان خاندان های سلطنتی نروژ ، دانمارك و سوئد ، این سه كشور دارای پادشاه واحدی به نام اریك دوپومرانی می شوند و در روز 20 ژوییه سال 1397 میلادی براساس پیمان اتحاد كالمار به یك كشور واحد تبدیل می گردند.

این اتحاد بیش از یك قرن دوام می آورد تا اینكه سوئد با تلاش یك سوئدی به نام گوستاو واسا در سال 1523 میلادی از دو كشور دیگر جدا می شود.

اما نروژ تا زمان جنگ های ناپلئون به عنوان بخشی از پادشاهی دانمارك باقی می ماند.

در سال 1807 میلادی انگلیسی ها به تلافی این كه پادشاه دانمارك بی طرفی را نقض كرده و در جنگ های انگلیس و فرانسه به ناپلئون امپراتور فرانسه پیوسته بود به ناوگان دریایی دانمارك حمله می كنند.

این مساله برای نروژ مصائب زیادی به بار می آورد ، زیرا به دلیل محاصره شدن از سوی انگلستان دسترسی این سرزمین به دانمارك و سایر بخش های اروپا غیرممكن شده و نروژ منزوی می شود.

در یك همبستگی جمعی اشراف و دهقانان به فكر استقلال می افتند.

سپس نروژی ها به تلخی از توافق دانمارك و سوئد آگاه می شوند كه بدون اطلاع آنها براساس پیمان كیل در روز 14 ژانویه سال 1814 میلادی دانمارك كشور آنها را به سوئد بخشیده بود.

این تهدید به تحولات سرعت می بخشد.كریستیان فردریك نایب السلطنه دانماركی نروژ به سرعت مجلس ایدسوول را تشكیل می دهد تا استقلال نروژ تحقق یابد.

اما ، وارث تاج و تخت سوئد ، ژان برنادت مارشال فرانسه و كارل چهاردهم آینده به سرعت دست به اشغال نروژ می زند.

براساس یك توافق مسالمت آمیز كه فقط اقوام اسكاندیناو از راز و رمز آن آگاه هستند ، مجلس نمایندگان نروژ كناره گیری پادشاه كریستیان فردریك را می پذیرد و قبول می كند پادشاه سوئد جانشین وی شود.

كارل چهاردهم به نوبه خود یك خودمختاری گسترده به نروژ می دهد ، قانون اساسی ایدسوول را می پذیرد و فقط زمان روابط خارجی نروژ را در دست می گیرد.

اتحاد این دو پادشاهی تا سال 1905 میلادی دوام می آورد.در روز 13 اوت سال 1905 میلادی نروژ به طور یك جانبه از این اتحادیه خارج می شود و در روز 25 نوامبر سال 1905 میلادی یك پادشاه جدید به نام هاكن هفتم را برای تاج و تخت نروژ انتخاب می كند.

این سرآغاز استقلال نروژ بود.روز 17 مه را مردم نروژ به عنوان روز ملی خود جشن می گیرند.


تعداد کل صفحات: 20 1 2 3 4 5 6 7 ...