اروین رومل


فیلدمارشال اروین رومل
شناسنامه
نام کامل اروین یوهانسن اوگن رومل
معروف به روباه صحرا
زادروز ۱۵ نوامبر ۱۸۹۱
زادگاه هایدن‌هایم، آلمان
تاریخ مرگ ۱۴ اکتبر ۱۹۴۴
محل مرگ آلمان
اطلاعات سیاسی
حزب سیاسی حزب ملی كارگران سوسیالیست آلمان NSDAP
سمت فرمانده لشکر هفتم زرهی
پست‌های قبلی فرمانده نیروهای محافظ هیتلر


اروین رومل Erwin Johannes Eugen Rommel فرماندهٔ نیروهای آلمانی، ملقب به «روباه صحرا» و از همه مهم‌تر معرف به مارشال مردم و همچنین به رومل ۸۸. وی توانست در دوران جنگ جهانی دوم پیروزی‌های بزرگی در شمال آفریقا و فرانسه به دست آورد. رومل به خاطر بزرگ منشی و رفتار مناسب با زیر دستان، اسیران جنگی و دشنمانش یکی از بزرگترین مارشالهای تاریخ می‌باشد. هنوز هم درس‌های مارشال را در تمام دانشکده و دانشگاه‌های نظامی جهان تدریس می‌کنند.[

 

اوایل زندگی نوجوانی و جوانی

فیلد مارشال اروین رومل با نام کامل اروین یوهانسن اوگن رومل (۲۴ آبان ماه۱۲۷۰-مرگ ۲۲ مهر ۱۳۲۳) در شهر هایدن‌هایم آلمان دیده به جهان گشود. جوانی را در شهر هایدن‌هایم در ۴۵ کیلومتری شهر اولم سپری کرد. او پسر مدیر دومین مدرسه پروتسانها در شهر آلن بود. اروین در مورد سالهای کودکیش می‌گوید سالهای زندگی من با سرعت وشادی سپری شد.

او در هنگامی که فقط ۱۴ سال داشت با کمک یک دوستش یک هواپیمای بدون موتور(گلایدر)ساختند که مسافت بیشتری را طی‌ می‌کرد. پدر و پدربزرگ او معلم بودند. او به دستور پدر راهی دانشکده نظامی دنزیگ درسال ۱۲۸۹ هجری خورشیدی شد و ۲ سال بعد به درجه استوار نایل آمد.

اودرسال ۱۲۹۰ در دانشگاه نظامی با همسر آینده اش یعنی خانم لوسی ماریا مولین که در آن زمان هفده سال داشت آشنا شد و در ۵ سال بعد یعنی ۱۲۹۵ با هم ازدواج کردند که حاصل این ازدواج در سال ۱۳۰۶ پسری به نام منفرد رومل بود.

جنگ جهانی اول

با آغاز جنگ جهانی اول اروین رومل هم به جبهه فرستاده شد ودر فرانسه، رومانی، ایتالیا و رشته‌کوه‌های وترمبرگ جنگید. موفق به دریافت سه بار مدال صلیب آهنین درجه اول نائل آمد و یک بار عالی‌ترین مدال آلمان در زمان رایش دوم یعنی مدال پروس را دریافت نمود. و این به خاطر جنگیدن دررشته کوه‌های غرب اسلوونی در میدان نبرد ایسون‌زو و پیروزی در میدان نبرد بود. رومل همچنین در در رشته کوههای غرب اسلوونی در نبرد لونگارنو ۱۵۰ افسر و ۹۰۰۰ سرباز ایتالیایی را اسیر نموده و ۸۱ دستگاه توپ جنگی به غنیمت گرفت.هچنین یک بار به دسته پیاده 'فردریک پائولس' ژنرال مشهور شتافت

به به او کمک شایانی کرد.

در میانه جنگ جهانی اول و دوم

با قبول صلح آلمان با دولت‌های متفق و امضای صلح‌نامه ورسای که یکی از عامل‌های شروع جنگ جهانی بعدی بود آلمان مجبور شد برابر با پیمان‌نامه تعداد نظامیان خود را تا صد هزار نفر کاهش دهد که این برای کشوری به بزرگی آلمان و ارتش کلاسیک آن فاجعه بود. به همین دلیل ارتش آلمان مجبور بود سربازهای خود را اخراج کند و فقط افسران باتجربه و کارآمد را نگه دارد. از آنجایی که رومل دوست داشت به عنوان یک افسر عملیاتی باشد، همانند هم درجه‌داران خود به آموزش کارآموزان در دانشکده‌های نظامی پرداخت. در بین سال‌های ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۲ در دانشکده نظامی درسدن و بین سال‌های ۱۳۱۴ تا ۱۳۱۷ در پوتسدام شروع به تدریس وآموزش جوانان آلمانی نمود. در همین سال‌ها رومل کتاب خود را با نام وقتی پیاده نظام حرکت می‌کند را نوشت که نوع‌ آوری در نوشته‌ها و کتاب‌های نظامی آن زمان به حساب می‌آمد و در حال حاضر نیز مورد استفاده دانشگاه‌های معتبر نظامی دنیا است. خواندن کتاب مذکور سبب آشنایی هیتلر و رومل بوده‌است.

رومل عضو گروه جوانان هیتلر شد و به آنان آموزش داد.

وی در ادامه کتاب اولش کتاب نقش تانک در حمله را نوشت. در این زمان رومل سرهنگ بود.

آغاز جنگ جهانی دوم

با آغاز جنگ جهانی دوم و حمله آلمان به لهستان و فتح ورشو پایتخت لهستان رومل از لهستان به برلین بازگشت و برای سازماندهی رژهٔ ارتش آلمان برای هیتلر و همراهانش آماده کار شد.

پیشروی به سوی فرانسه

با حمله فرانسه به آلمان از رومل سوال شد که آیا می‌تواند فرماندهی لشگر هفتم زرهی (پانزر) را به عهده بگیرد؟ و او این کار را قبول می‌کند. او در این جنگ به قدرت لشکر زرهی پی برد و از آن نهایت استفاده را برد.

در ۲۰ اردیبهشت سال ۱۳۱۹(۱۳۴۰م) لشکر زرهی هفتم آلمان و گردان پانزدهم آن به فرماندهی ژنرال هوت تا بلژیک پیش رفته بودند ولی در خاک بلژیک با مشکلاتی مواجه شده بودند. وقتی به رودخانه میوز نزدیک دایانت رسیده بودند پلها توسط بلژیکی‌ها برای کند کردن حرکت لشکر آلمان نابود شده بود و هر کس می‌خواست پیش برود با تک تیر اندازان و بمباران توپخانه‌های بلژیکی موجه می‌شد در چنین زمانی ارتش آلمان نیاز به نارنجک‌های دودزا برای پنهان ماندن و حمله سریع احتیاج داشت. این مشکل توسط رومل حل شد بدین ترتیب که از مشعل خانه‌ها استفاده شد و به هر تعداد توانسته بودند مشعل جمع آوری کردند و بعد از ایجاد دود غلیظ با استفاده از پل‌های پلاستیکی و سبک و قایق تانک‌ها را از رود خانه میوز عبور دادن و بدین ترتیب توانستند در آن جنگ پیروز شوند و درون خاک بلژیک پیش روند.

پایان كار

ژنرال‌های آلمانی به ویژه مارشال رومل وقتی وضع اسفناک ملت آلمان را ملاحظه کردند، تصمیم گرفتند که با کشتن هیتلر، با دولت‌های غرب صلح کرده و نبرد در جبهه شرق را ادامه دهند، بنابراین در ۲۰ ژوئیه ۱۹۴۴ «سرهنگ فن اشتوفنبرگ» (Von Stauffenberg) که یکی از افسران زیردست مارشال رومل بود و در جبهه جنگ شمال آفریقا چشم چپ، دست راست و دو انگشت از دست دیگرش را از دست داده بود و مورد احترام پیشوا بود و همیشه نیز می‌‌توانست با او ملاقات کند، با کیف حامل بمب ساعتی به مقر ستاد جنگ که هیتلر در آنجا حضور داشت وارد شد و پس از آن که به بهانه‌ای از سالن خارج شد، بمب منفجر گردید ولی هیتلر کشته نشد، فقط آرنج او زخمی و پرده یکی از گوش هایش پاره شد. در نتیجه توطئه گران دستگیر و به بدترین وضع اعدام شدند. فقط به مارشال رومل تکلیف شد که با کپسول سیانور خودکشی نماید.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic