در سال 1942، دریاسالار یاماموتو برای حمله به خاک آمریکا نقشه ای بکر طرح کرد. اسطوره و مغز متفکر نیروی دریایی ژاپن در حمله به پرل هاربر کلیدی ترین نقش را به ناوهای هواپیمابرش واگذارکرده بود. اما اینبار، یاماموتو در خیال استفاده از سلاحی شگفت انگیز بود. مثل همیشه، مهمترین عنصر نقشه وی غافلگیرکردن دشمن بود. یاماماتو خیال داشت برای حمله به خاک آمریکا از زیردریایی هایی استفاده کند که هر کدام می توانستند چندین فروند هواپیما حمل کنند.


حمل هواپیما و به پرواز درآوردن آن از روی عرشه زیردریایی امر سابقه داری بود و سابقه آن به جنگ جهانی اول می رسید. اولین هواپیماهای محمول توسط کشتی ها و زیردریایی ها هر دو به یک منظور بکارمی رفتند؛ شناسایی و دیده بانی. اولین حمله از این دست توسط 1 فروند هواپیمای آبنشین -که از زیردریایی آلمانی یو-12برخواسته بود- انجام شد. این هواپیما در جنگ جهانی اول توانست خود را به لندن برساند ولی ظرفیت اندک این هواپیما باعث شد تا حمله اش خسارتی برجای نگذارد.  ظرفیت کم  زیردریایی ها از یک سو و مشکلات فنی از سوی دیگر باعث شده بود که قدرتهای دریایی آن زمان بکارگیری زیردریایی های هواپیمابر را خیلی جدی نگیرند. اما برخلاف طرح های قبلی، زیردریایی که یاماماموتو قصد استفاده از آن را داشت  یک طرح کاملا جسارت آمیز بود. بنا بر طرح او باید در حدود 20 فروند زیردریایی بزرگ ساخته می شد که هریک توان حمل 3 فروند بمب افکن کوچک را داشته باشند. بدین سان،  یک نیروی قابل توجه از 60 فروند بمب افکن می توانستند خسارت زیادی را به اهدافشان وارد کنند. اما جالبترین نکته طرح او استفاده از 3 فروند هواپیما در یک زیردریایی نبود بلکه اهدافی که یاماماتو انتخاب کرده بود طرح او را پیچیده و جالب توجه می ساختند. در طرح یاماماتو، زیردریایی های ژاپنی باید بدون سوختگیری از اقیانوس هند عبور می کردند و پس از دورزدن جنوب آفریقا وارد اقیانوس اطلس شده و به شهرهای واشنگتن، نیویورک و کانال پاناما حمله می کردند. این حمله، حمله ای بود که هیچ فرمانده آمریکایی انتظار آن را نداشت و کاملا واضح است که در صورت اجرا -مانند حمله به پرل هاربر- می توانست به خوبی مدافعین را غافلگیرکند. هدف اصلی یاماماتو تخریب کانال پاناما بود تا آمریکا نتواند از طریق آن لوازم و نفرات مورد نیازش را از اقیانوس اطلس به اقیانوس آرام منتقل کند. حمله به شهرهای آمریکا هدف دوم او بود و یاماماتو می خواست با کشاندن جنگ به خاک آمریکا روحیه مردم را ضعیف کرده و دولتمردان آمریکایی را به پای میز مذاکره بکشاند. در آن زمان ژاپن در جنگ دست بالا را داشت. فیلیپین و سنگاپور را از دست آمریکا و بریتانیا خارج کرده بود و سربازانش درحال پیشروی به سمت استرالیا و هندوستان بودند. اما یاماماتو می دانست که غول خفته صنعت آمریکا در حال بیدارشدن است و ژاپن برای حفظ پیروزی نظامی اش فرصت اندکی دارد. یاماماتو قصد داشت قبل از اینکه آمریکا بتواند از تمام ظرفیت صنعتی اش در جنگ استفاده کند رئیس جمهور آمریکا را به پای میز مذاکره بکشاند.

برای انجام این ماموریت، صنایع دریایی کوره ژاپن در سال 1942 طراحی و ساخت بزرگترین زیردریایی دنیا را آغازنمود. سلاح جدید نیروی دریایی، زیردریایی کلاس "سن تکو آی400"[1] نام گرفت. در ابتدا 18 فروند از زیردریایی جدید سفارش داده شد. در ژانویه سال 1943 ساخت اولین نمونه آغازشد ولی تعداد سفارش ها به 5 فروند کاسته شد و در انتها -به دلیل کمبود قطعات و فلزات مورد نیاز- تنها 3 فروند از این غولها ساخته و به نیروی دریایی سلطنتی ژاپن تحویل داده شدند.

اما، ساخت این زیردریایی ها خیلی به طول انجامید و تعداد آنها کمتر از آن بود که بتوانند برای حمله ای موثر به خاک آمریکا بکارروند. حال، ژاپن به انتهای خط نزدیک شده بود. یاماماتو در اثر حمله جنگنده های آمریکایی به هواپیمایش کشته شد. نیروی دریایی آمریکا بر اقیانوس آرام مسلط بود و بمب افکنهای دورپرواز بی-29 هر روزه شهرهای ژاپن را بمباران می کردند. نیروی دریایی ژاپن کاملا در لاک دفاعی فرورفته بود و در وضعیتی نبود که بتواند یک تهاجم گسترده را سازمان دهد. از طرف دیگر تاکتیک های ضدزیردریایی متفقین در طول جنگ بهبود یافته بود و تجهیزات مناسبی برای مقابله با زیردریایی توسط شناورهای متفقین بکارگرفته می شد.

با تغییر شرایط جنگ، اولویت نیروی دریایی ژاپن نیز تغییر کرد. ژاپنی ها متوجه شدند که نیروهای آمریکا قصد پیاده شدن در جزایر اصلی ژاپن را دارند. به همین دلیل استراتژیستهای ژاپنی تصمیم گرفتند تا سلاح مخفی خود را بر علیه پایگاه های دریای آمریکا بکارگیرند. اما بمباران اتمی شهرهای ژاپن این فرصت را نیز از آنها گرفت. در روز 22 آگوست سال 1945 به ناخدای آی-400 دستور داده شد که سلاح هایش را نابود کند. کاپیتان آریزومی به خدمه آی-400 دستور داد تا اژدرهای زیردریایی را بدون هدف شلیک کنند و هواپیماهایش را به دریا بیاندازند. وی پس از تسلیم کردن زیردریایی تحت فرمانش به یک ناوشکن آمریکایی خودکشی کرد. خدمه ناوشکن آمریکایی با دیدن ابعاد غول آسای آی-400 بهت زده شدند. آنها آنچه را که با چشمانشان می دیدند باور نمی کردند چراکه جثه آی-400 سه برابر بزرگتر از زیردریایی های معمول آن زمان بود.

نیروی دریایی آمریکا توانست 24 فروند زیردریایی ژاپنی را سالم تصرف کند که 3 فروند زیردریایی کلاس آی-400 در میانشان بودند. روسها از آنها درخواست کردند که زیردریایی های ژاپنی را برای تحقیق در اختیار یک هیات کارشناسی روس قراردهند. اما دیگر جنگ به پایان رسیده بود و استالین دشمن جدید آمریکا بود نه شریک قدیمی. 20 فروند زیردریایی ژاپنی به میان دریا برده شده و توسط آمریکایی ها غرق شدند تا اسرار فنی آنها به دست روسها نیافتد. 4 فروند زیردریایی باقیمانده به هاوایی فرستاده شدند تا تحقیقات فنی بر روی آنها از سرگرفته شوند. این زیردریایی ها عبارت بودند از آی-400، آی-401، آی-201 و آی-203. اما در هاوایی هم روسها دست بردار نبودند و تقاضا کردند که هیات آنها زیردریایی های ژاپنی را در اختیار بگیرد. 10 ماه پس از پایان جنگ و پس از کسب اطلاعات فنی لازم از زیردریایی ها توسط متخصصین آمریکایی، آنها را به 60 کیلومتری ساحل برده و به زیردریایی یو.اس.اس کابـِـزون[2] دستور داده شد تا زیردریایی های ژاپنی را به اژدر ببندد. 60 سال بعد -مارس 2005 - و در طی یک پروژه تحقیقاتی، بدنه آی-400 در عمق 820 متری اقیانوس آرام یافته شد.

کارشناسان آمریکایی در حال بازدید از آشیانه هواپیماهای آی-400

آی-400 دارای 120 متر و 6500 تن وزن داشت. این زیردریایی تا زمان ساخته شدن زیردریایی های حامل موشکهای هسته ای در دهه 60، بزرگترین زیردریایی ساخته شده در تاریخ باقی ماند. 4 فروند موتور دیزل -که هرکدام 3000 اسب بخار توان داشتند- وظیفه به جلو راندن آی-400 را برعهده گرفته بودند. ذخیره سوخت آی-400 به اندازه ای بود که می توانست بدون نیاز به سوختگیری مجدد 1.5 برابر محیط کره زمین را طی کند. رسیدن به این رکورد تا سالها پس از جنگ جهانی دوم برای آمریکا امکان پذیر نشد. آی-400 به 8 قبضه اژدر افکن مسلح شده بود. اژدرهای آی-400 "نیزه بلند" نام داشتند و بزرگترین و خطرناکترین اژدرهای آن دوران محسوب می شدند. علاوه بر اژدر،  برای دفاع در برابر هواپیماهای مهاجم 4 قبضه توپ ضدهوایی و یک قبضه توپ سنگین بر روی عرشه آن کارگذاشته شده بود.

بدنه آی-400 به صورت یک 8 انگلیسی ساخته شده بود. در قسمت بالای بدنه یک آشیانه ضدآب ساخته شده بود که در آن از جلو باز می شد و ظرفیت حمل 3 فروند هواپیما داشت. برای این زیردریایی ها هواپیمای مخصوصی ساخته شد که تا زمان تسلیم شدن ژاپن برای سرویس های اطلاعاتی متفقین کاملا ناشناخته بود. این هواپیما "ام-6 سیران"[3] نام داشت و می توانست یک بمب 800 کیلوگرمی را با سرعت 470 کیلومتر و تا فاصله 1000 کیلومتر حمل کند. سیران 11.6 متر طول و 12 متر عرض داشت اما برای سوارشدن در آشیانه زیردریایی بالها و سکانهای عمودی و افقی آن تا می شدند. تنها 4 نفر خدمه مورد نیاز بود تا بتوانند در زمان 45 دقیقه 3 هواپیمای موجود در آشیانه آی-400 را آماده پرواز کرده و به پرواز درآوردند. بر روی عرشه زیردریایی یک منجنیق[4] به طول 37 متر نصب شده بود که نیروی مورد نیاز برای بلندشدن هواپیما را تامین می کرد. از این هواپیما تنها یک نمونه باقی مانده است که اکنون در موزه هوافضای شهر واشنگتن از آن نگهداری می شود. 

تنها بازمانده سیران در موزه

ژاپن تا انتهای جنگ جهانی دوم 47 فروند زیردریایی هواپیمابر تولید کرد که اغلب آنها تنها یک فروند هواپیما حمل می کردند. قرار بود که آی-400 به مانند وی-2 هیتلر سرنوشت جنگ را عوض کند . اما بر خلاف وی-2 که افقهای جدیدی را بر روی بشر گشود و نوع دیگری از جنگ را عرضه کرد،  آی-400 بکارنگرفته شده از رده خارج شد. نسل این غولها بلافاصله پس از پایان جنگ جهانی دوم منقرض شد.

طرح بدنه آی-400 در زیردریایی هایی که پس از جنگ ساخته شدند کمترین نفوذ را داشت. در حقیقت فاتحین به کپی از زیردریایی های آلمانی پرداختند و طرح های ژاپن به کنارگذاشته شدند. سالها پس از پایان جنگ و ورود موشکهای بالستیک به عرشه زیردریایی ها، نیاز به ساخت زیردریایی های هواپیمابر کاملا مرتفع شد. دیگر لزومی نداشت که یک  زیردریایی با زحمت زیاد به حمل هواپیماهای بمب افکن بپردازد تا بتواند به شهرها و مراکز نظامی دشمن حمله کند. خطر اصلی هنگامی بود که زیردریایی به روی آب می آمد و با صرف وقت زیاد هواپیمایش را به هوا می فرستاد. در این زمان زیردریایی کاملا نسبت به حملات هوایی و سطحی آسیب پذیر و بی دفاع بود. اولین زیردریایی های حامل موشک برای پرتاب موشکهای بالستیک خود باید مانند آی-400 به سطح آب می آمدند ولی برای پرتاب موشک زمان خیلی کمتری را صرف می کردند.  به زودی پیشرفتهای فنی سبب شدند تا زیردریایی ها بتواند از زیر آب هم اقدام به شلیک موشکهای بالستیک کند. با این روش، امکان کشف زیردریایی توسط هواپیماها و شناورهای دشمن به مقدار زیادی کاسته می شد. موشکهای بالستیک در حقیقت میخی بر تابوت زیردریایی های هواپیمابر بودند.

آی400

مشخصات

شناورها

آی400، آی401، آی402

تاریخ سفارش

؟

تاریخ شروع پروژه

ژانویه 1943

تاریخ به آب انداختن

45-1944

تاریخ به خدمت گرفته شدن

1945

تاریخ بازنشسته شدن

در سال 1946 توسط آمریکا غرق شدند

وزن کامل

6560-5223 تن

ابعاد

122×12×7 متر

پیشرانه

4 موتور دیزل هر یک به توان 3000 اسب بخار

موتور الکتریک برای حرکت زیرآب به توان 2400 اسب بخار

سرعت در روی آب

18.7 گره دریایی(35 کیلومتر/ساعت)

سرعت در زیرآب

6.5 گره دریایی (12 کیلومتر/ساعت)

حداکثر عمق

100 متر

برد

37500 مایل دریایی

با سرعت 14 گره دریایی

(69500 کیلومتر)

خدمه

144نفر

هواپیما

3فروند هواپیمای آیچی ام6آ1 "سیران"

تجهیزات الکترونیک

؟

تسلیحات

8 قبضه اژدرافکن  533 میلیمتری

 3 قبضه مسلسل سه لول 25 میلیمتری برای دفاع هوایی

1 قبضه مسلسل 25 میلیمتری

1 قبضه توپ 140 میلیمتری

 

 

مترجم:رضاکیانی موحد


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات