تاریخ:19 آگوست 1942

محل: دیپ، فرانسه

نتیجه: پیروزی آلمان

 

متخاصمین

بریتانیا

کانادا

ایالات متحده آمریکا

آلمان

فرماندهان

لوئیس مانتباتن فرمانده نیروهای مختلط

ناخدا هالت فرمانده ناوگان رزمی

مارشال هوایی ترافورد لی مالوری فرمانده عملیات هوایی

سرلشکرجان هامیلتون رابرتزفرمانده لشکر دوم پیاده کانادا

سرهنگ دوم جان درانفورد اسلیتر فرمانده هنگ سوم کماندو

 

فیلدمارشالفون روندشتت 

کنراد هاسه فرمانده لشکر 302 پیاده

استعداد رزمی

6086 نفر

69 اسکادران هواپیما

60 عراده تانک

252 فروند کشتی شامل 6 فروند ناوشکن کلاس هانت

1500نفر

200 فروند جنگنده

100 فروند بمب افکن

تلفات

3623 نفر کشته

761 مجروح و اسیر

550 کشته از پرسنل نیروی دریایی سلطنتی

49 عراده تانک

106 تا 119فروند هواپیما

1 فروند ناوشکن

33 فروند شناور مخصوص پیاده کردن نیرو

311 نفر کشته

280 نفر مجروح

46 تا 107فروند هواپیما

 

در آگوست1942 متفقین به دیپ -شهری در شمال فرانسه- حمله کردند. دیپ به صورت یک قتلگاه برای سربازان متفقین درآمد اما درسهای مهمی که از آن آموخته شد، در تهاجم روز دی -ششم ژوئن1944- به ساحل نورماندی بکارآمدند.

پس زمینه

تهاجم هیتلر به روسیه در سال 1941، دو دشمن قدیمی یعنی استالین و چرچیل را در کنارهم قرارداد. پس از اندک زمانی، حمله غافلگیرانه ژاپن به پرل هاربر باعث شد تا آمریکا هم به طرفداری از روسیه و بریتانیا وارد جنگ شود.

اما در آغاز سال 1942 وضعیت برای متفقین بسیار دشوار و ناامید کننده بود. ارتش سرخ ضربات سختی از ورماخت دریافت کرده بود و در حال فروپاشی بود. بریتانیا در نبرد هوایی متحمل خسارات زیادی شده بود و بمباران های سنگین لوفت وافه بر حجم این خسارتها می افزود. علیرغم میل آمریکایی ها به جنگ زمینی با نازیها، هیچ میدان جنگی در اروپا برای آنها وجود نداشت. هیتلر خاک اروپا را کاملا اشغال کرده بود و در حال ساختن استحکامات دفاعی در شمال فرانسه بود که کمی بعد به "دیوار آتلانتیک" معروف شد.

در این میان، روسها به چرچیل و روزولت فشار می آوردند که هرچه زودتر جبهه ای در غرب اروپا برپاکنند تا ارتش سرخ کمی از فشارهای ورماخت آسوده شود و تجدید سازمان کند. روزولت با تقاضای روسها کاملا موافق بود و به ژنرال مارشال و ژنرال آیزنهاور دستور داد تا نقشه تهاجم به خاک فرانسه را با نام رمز "پتک" آماده کنند. استالین فکر می کرد که چرچیل تعمدا از گشایش جبهه دوم در غرب اروپا جلوگیری می کند. روسیه و آلمان همدیگر را کاملا خسته می کردند تا بریتانیا بتواند پس از جنگ به عنوان کشور پیشتاز اروپا ظاهر شود. البته فکر استالین کاملا هم اشتباه نبود. اما چرچیل با تجربه ای که از عملیات آبی-خاکی گالیپولی در زمان جنگ جهانی اول به دست آورده بود، می دانست که حمله مستقیم به خاک اروپا جز تبدیل کانال مانش به جوی خون نتیجه ای دربرنخواهد داشت. چرچیل میزان توانایی های ورماخت را می شناخت و به توانایی های ارتش هایی بریتانیا و آمریکا کاملا واقف بود. در حقیقت، در آن زمان تنها برتری متفقین در دریاها بود -که آنهم اگر کمی غفلت می کردند توسط زیردریایی های آلمانی از کف می رفت- و بریتانیا و آمریکا هیچ شانسی برای مقابله زمینی با ارتش کارآزموده آلمان نداشتند.

در روز 18آوریل 1942، ملاقاتی بین ژنرال بروک بریتانیایی و ژنرال مارشال آمریکایی در وزارت جنگ بریتانیا انجام شد تا خطوط کلی عملیات "پتک" ترسیم شوند. طرح مارشال بر این پایه بود که با پشتیبانی 5800 فروند هواپیما و 200 فروند کشتی در مرحله اول عملیات 6 لشکر از خاک بریتانیا حرکت کرده و در خاک فرانسه پیاده شوند. در مرحله دوم باید 12 لشکر دیگر از کانال عبور می کردند. بر طبق طرح ژنرال مارشال، تهیه 2500 فروند هواپیما، تمام کشتی های مورد نیاز و همچنین لشکرهای خط شکن بر عهده بریتانیا گذاشته می شد و آمریکا ملزم می شد که هر هفته صدهزار نفر وارد کارزار کند تا تعداد واحدهایش به 30 لشکر افزایش یابد. بروک به مارشال خاطرنشان کرد که در آن زمان آلمان در غرب اروپا 25 لشکر مجهز دارد که آمادگی رزمی بسیار بیشتری نسبت به نیروهای بریتانیا و آمریکا دارند.

چرچیل و نظامیان بریتانیایی این طرح را غیرعملی می دانستند و از صمیم قلب با آن مخالف بودند. درعوض، آنها عقیده داشتند که بهتر است در ابتدا با استفاده از حملات کماندویی، فریبهای اطلاعاتی، استفاده از گروه های مقاومت کشورهای اروپایی و بمباران هوایی مراکز صنعتی و نظامی؛ مقاومت آلمانها را کاهش داد تا جایی که در هنگام آغاز تهاجم زمینی، ورماخت به جای مقاومت کردن در برابر متفقین از درون دچارفروپاشی شود. چرچیل ترجیح می داد که به جای حمله مستقیم به خاک اروپا، متفقین نوک پیکان حمله خود را به سمت شمال آفریقا -عملیات مشعل- برگردانند و پس از آن عملیات نظامی را از بالکان و ایتالیا ادامه دهند تا هیتلر مجبور شود که هر چه بیشتر نیروهایش را در سراسر اروپا پخش کند و قدرت دفاعی او در شمال فرانسه بیشتر کاهش یابد.

در همان زمان که گفتگوهای استراتژیک بین طرفین بر سر عملیات پتک ادامه داشت استراتژیستهای بریتانیایی بر روی طرح حمله به شهری در شمال فرانسه کارمی کردند. استراتژی نبرد در روز 13 می 1942 توسط رؤسای ستاد تصویب شد. نام رمز اولیه این عملیات "روتر" بود. اهداف اولیه این عملیات این بود که با اسیرکردن افراد و غنیمت گرفتن ابزار مورد استفاده از آلمانها به کسب اطلاعات تاکتیکی و فنی از آنها بپردازند. هدف دیگر عملیات این بود که واکنش هیتلر را در صورت حمله به خاک اروپا بررسی کنند. درضمن طراحان حمله امیدوار بودند که بتوانند لوفت وافه را به میدان جنگ بکشانند و با سرنگون کردن هواپیماهای آن تلفاتی غیر قابل جبران بر نیروی هوایی هیتلر واردسازند.

در آوریل 1942 بندر دیپ برای پیاده شدن نیروهای متفقین انتخاب شد. چرچیل این تهاجم را به دلایل زیر تصویب کرد:

"این حمله باید یک شناسایی پرقدرت باشد.

این حمله باید آزمایشی از قدرت دفاعی حریف در یک ساحل مستحکم فرانسه باشد.

این حمله باید مقاومتی را که برای تصرف یک بندر با آن روبرو می شویم تعیین کند."

در طرح عملیات روتر قرار بود که حمله اصلی به ساحل دیپ به وسیله دو حمله هوابرد در جناحین حمله اصلی پشتیبانی شود.

در روز 5 جولای سربازان سوار کشتی ها شدند اما در یک حادثه بدشگون در آخرین روز مساعد برای حرکت کاروان دریایی، بمب افکنهای آلمانی کشتی های متفقین را یافتند و به 250 ناو بریتانیایی که در سواحل جنوبی انگلستان قرارداشتند حمله بردند. ظاهرا غافلگیری مورد نیاز عملیات از بین رفته بود. مونتگمری عقیده داشت که باید عملیات روتر را کاملا لغو کرد اما نظر مونتباتن -فرمانده نیروهای مختلط- خلاف نظر او بود.

در روز 8 جولای چرچیل تلگرافی برای روزولت فرستاد:" هیچ یک از ژنرالها، دریاسالارها یا مارشالهای نیروی هوایی حاضر به پشتیبانی از اجرای عملیات پتک در سال 1942 نیستند. گزارش رؤسای ستاد حاکی است حصول شرایطی که تهاجم پتک را به یورشی آسان و حساب شده تبدیل کند بسیار بعید است." در همان روز طرح تهاجم به دیپ نیز لغو شد. هوای کانال نامساعد شده بود و لشکر دهم زرهی ورماخت به سمت دیپ حرکت کرده بود. ظاهرا آلمانها از حمله باخبر شده بودند و طراحان حمله توصیه کردند که طرح حمله به دیپ کنارگذاشته شود.

تلگراف چرچیل وضعیت وی را در نزد آمریکایی ها خراب کرد. ژنرال مارشال گمان می کرد که بریتانیایی ها قابل اعتماد نیستند. دیل از -همراهان مارشال- در روز 15 جولای به چرچیل تلگراف زد:"اگر نتوانید مارشال را متقاعد کنید که از عملیات پتک حمایت می کنید، همه چیز در این جهت پیش خواهد رفت که رابطه ما دگرگون شود. آمریکا با بیرون رفتن از صحنه جنگ اروپا، به جنگ خودش در اقیانوس آرام می پردازد و انگلستان را با کمکی محدود رها می کند تا با توان خودش در برابر آلمان ایستادگی کند." اردوی متفقین در حال فروپاشی بود. فشار روسها و آمریکایی ها باعث شد تا در روز 15 جولای چرچیل دستور دهد که طرح حمله به دیپ دوباره در دستورکار قرارگیرد. او تصمیم گرفت که جان 5000 نفر را در کوششی بیهوده فداکند تا به آمریکایی ها ثابت شود که هرگونه تلاشی برای پیاده کردن نیرو در خاک اروپا در سال 1942 به مصیبت ختم خواهد شد. ظاهرا چرچیل در رسیدن به هدف خود موفق شد چرا که پس از شکست در دیپ حمله متفقین به شمال فرانسه تا  بهار سال 1944 عقب افتاد.

در روز 20 جولای کنفرانس دیگری بین فرماندهان بریتانیایی و آمریکایی در بریتانیا آغاز شد. پس از چهار روز مذاکرات در جوی خصمانه، در نهایت چرچیل و ژنرال بروک توافق آمریکایی ها را برای حمله به شمال آفریقا به دست آوردند. ظاهرا دیگر نیازی نبود تا به دیپ حمله شود اما -در نهایت تعجب- چرچیل و روسای ستادش طرح حمله به دیپ را کنارنگذاشتند. بعضی از اهداف این حمله یعنی مشغول کردن لوفت وافه، آزمایش تئوری های جدید در نبردهای مدرن و تلاش برای کاهش فشار بر روسها هنوز به قوت خود باقی بودند. پس از آن، دلیل دیگری مطرح شد. چرچیل در پیامی به روزولت اطلاع داد که باید تهاجم به شمال نروژ و تهاجم به دیپ انجام شوند تا هیتلر نتواند مقصد کاروانهای دریایی که از آمریکا عازم شمال آفریقا بودند را حدس بزند.

طرح ریزی حمله؛ فریب و ضدفریب

مسیر کاروانهایی که عازم دیپ بودند

چرچیل دستور داده بود که کار به صورتی انجام شود که هیچ سابقه ای از طرح بر جای نماند. به دستور او هیچ صورت جلسه ای بر روی کاغذ تنظیم نشد. گروه کوچکی وظیفه داشتند در نهایت پنهانکاری طراحی حمله را انجام دهند. فرماندهان واحدها تا زمان نشستن در کشتی ها نمی دانستند که چه وظیفه ای دارند. به کانادایی ها گفته شده بود که در حال رفتن به یک مانور هستند. حتی لرد اول دریاداری نمی دانست که چرا باید 250 فروند کشتی را در اختیار طراحان نقشه حمله قراردهد.

اما از همه چیز عجیبتر این بود که قرار شد هیچ نوع پوشش و عملیات فریب آمیزی در کار نباشد. از اواخر بهار رادیوی برون مرزی بی.بی.سی به مردم شمال فرانسه هشدار می داد که این مناطق برای غیرنظامیان امن نخواهد بود. بریتانیا و روسیه در یک اعلامیه مشترک بیان کردند که به یک "تفاهم کامل .... در مورد امر خطیر و فوری خلق جبهه دوم در سال 1942" دست پیداکرده اند." به واتیکان اطلاع داده شد تا از گنجینه هایش در شمال فرانسه محافظت کند. حملات ایذایی کشتی های سریع السیر و گروه های کماندویی به شمال فرانسه به صورت روز افزونی زیادشدند. 43000 سورتی پرواز انجام شد تا آلمانها باورکنند که بریتانیا در حال شناسایی شمال فرانسه برای حمله است. شب 18 آگوست -یک روز قبل از تهاجم- مدافعین آلمانی در حد اعلای هوشیاری و آمادگی جنگی قرارداشتند.

اما عملیات فریب تنها محدود به بریتانیایی ها نبود. فیلدمارشال  فون روندشتت -فرمانده جبهه غرب- به متفقین القا کرده بود که حفاظت از ساحل دیپ بر عهده 1400 نفر از افراد لشکر 100 پیاده است. این واحد در روسیه ضعیف شده بود و برای استراحت و تجدید قوا به شمال فرانسه فرستاده شده بود. اما حقیقت این بود که دفاع از این منطقه برعهده لشکر قدرتمند 302 پیاده نظام بود. ظاهرا مدافعان موجود در بندردیپ گردانی از سربازان تازه کار بودند اما در حقیقت یک هنگ به استعداد 5000 نفر در آنجا حضور داشتند. علاوه بر آنها،  یک نیروی ذخیره شامل یک گردان پیاده، یک گردان توپخانه، یک گروه زرهی و یک لشکر کامل زرهی در دسترس بودند و می توانستند در عرض 6 ساعت خود را به دیپ برسانند. اطلاعات گمراه کننده آلمانها توسط بریتانیایی ها پذیرفته شده بود و چرچیل نوشت:

" مطابق اطلاعات موجود، دیپ توسط یک گردان از نیروهای غیرنخبه آلمان ویک نیروی پشتیبانی -که بیشتر از 1400نفر نیستند- حفاظت می شد."

در روز 15 آگوست آلمانها متوجه تغییر الگوی مخابرات بیسیم جنوب انگلستان شدند که برخی اوقات نشانه آغاز یک حمله بود. در همان زمان، واحد کشف رمز نیروی دریایی آلمان یکی از پیام های رمز نیروی دریایی سلطنتی را کشف رمز کرد و دریافت که یک حرکت دریایی در ابعادی وسیع در حال انجام است.

مدافعین دیپ از روز اول ماه آگوست در آماده باش بودند. در یکی از مناطقی که قراربود کانادایی ها پیاده شوند آنها بر روز زمین خوابیده و موضع گرفته بودند. 14000 مین در ساحل کاشته شده بود و تعدادی از ساختمانها تخریب شده بود که میدان دید بازتری در اختیار مدافعین قراردهد. تعدادی از ساختمانهای شهر بمبگذاری شده بودند تا در صورتیکه به دست مهاجمین بیافتند آنها را منفجر کنند. یکی از افسران کانادایی نشانه های تمرینی آتشبارهای خمپاره را در محلی که بر روی ساحل پیاده شده بودند دیده بود که ظاهرا به تازگی نصب شده بودند. احتمالا آلمانها برای ایجاد یک منطقه کشتار -توسط آتش خمپاره- آن نشانه ها را کارگذاشته بودند.به علاوه، به محض اینکه پای سربازان بر روی زمین رسید لندینگ کرافت ها با دقت بسیار زیادی مورد هدف قرارگرفتند. این نشانه گیری دقیق نشان می دهد که مدافعین از قبل به خوبی آماده بودند.

ساحل دیپ پس از تهاجم

یورش به دیپ بزرگترین عملیات مختلطی بود که از ابتدای جنگ تا آن زمان انجام گرفته بود. این عملیات یک هجوم آبی-خاکی بود که باید توسط جنگنده هایی که از فرودگاه های بریتانیا برخواسته بودند پشتیبانی می شد. نقشه این نبود که نیروهای متفقین در صورت کامیابی در دیپ برای همیشه باقی بمانند. قرار بود تا حمله ای انجام شود، خطوط دفاعی آلمان در ناحیه دیپ تخریب شوند و سپس عقب نشینی انجام شود. تمام اینها باید در 9 ساعت -زمانی که جزر و مد اجازه می داد تا کشتی ها به خطوط ساحلی نزدیک شوند- انجام می پذیرفت. چنین تهاجمی به نقشه ای عالی و عنصر غافلگری نیاز داشت تا به موفقیت می انجامید.

دیپ -که آلمانی ها به صورتی واقع گرایانه ارزش آن را به عنوان یک بندر می دانستند- به خوبی دفاع می شد. طول ناحیه ساحلی حدود 1500متر بود و دو دماغه در دو سوی ساحل وجود داشت. رمز دماغه شرقی "هس" و دماغه غربی "گوبلز" بود. هس دارای استحکامتی سنگین بود و  تونلهایی در آن کنده بودند که یک حمله هوایی را بی اثر می ساخت. بزرگترین مشکلی که هس ایجاد می کرد این حقیقت بود که متفقین نمی دانستند که آن را به چه سلاح هایی مجهز کرده اند. آنها می دانستند که در هس توپ کارگذاشته شده است، اما هیچکس -از هیچ رده ای- در ارتشهای متفقین از تعداد و کالیبر آن توپها خبرنداشت. گوبلز دفاعی کمتر داشت اما هنگامی که قدرت آتش آن با هس ترکیب می شد هنوز یک مشکل بزرگ برای متفقین بوجود می آورد. درحقیقت، آتشبار گوبلز به 3 قبضه توپ 170 میلیمتری و 4 قبضه توپ 105 میلمیتری مسلح بود.

در نهایت، عملیات هرچه بیشتر کاهش یافت و عملیات پیاده شدن چترباز در جناحین لشکر دوم پیاده کانادا با یک عملیات آبی-خاکی توسط کماندوها جایگزین شد.

یکی از استحکامات ساحلی آلمان 

آشیانه های مسلسل و توپخانه محل بازدید توریستها


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic