هاینتس ویلهلم گودریان (به آلمانی: Heinz Guderian) در ۱۷ جولای ۱۸۸۸ در شهر کلوم آلمان در جنوب منطقه دانزیگ متولد شد . دانش آموخته مدرسه نظامی که پس از آن با درجه ستوان سومی در گردان دهم که تحت فرماندهی پدرش بود به خدمت مشغول شد سپس با گذراندن دوره دانشکده جنگ در ۱۹۰۸ درجه ستوان دومی را دریافت نمود و دوباره به گردان پیشین خود پیوست در ۱۹۱۳ گودریان با مارگارت گورن ازدواج کرد . آنها دارای دو فرزند پسر شدند که هر دو نیز در جنگ جهانی در لشگرهای زرهی وارد نبرد شدند تا قبل از وقوع جنگ جهانی دوم هاینز گودریان برای گذراندن دوره فرماندهی ستاد به آکادمی نظامی برلین فرستاده شد . در نوامبر ۱۹۱۴ به درجه ستوان یکمی ارتقا داده شد و مدتی بعد نیز سروان شد در طول جنگ جهانی اول به واحدهای متعددی اعزام شد و پست‌های گوناگونی را عهده دار گردید و نبردهای وردن و مارن را نظاره کرد طی یکی از نبردها موفق به دریافت مدال صلیب آهنین درجه یک گردید . در اوایل ۱۹۱۸ او نبرد سدان را مورد بررسی و بازبینی مجدد قرار داد و آنچنان توانایی خود را در حل مشکلات تاکتیکی با استفاده از عملیات‌های غیر متعارف به اثبات رساند که اساتیدش در دانشگاه جنگ تحت تاثیر قرار گرفتند و او برای ورود به ستاد کل ارتش توصیه نمودند . گودریان بعد از جنگ اول جهانی در ارتش آلمان که بر اثر عهدنامه ورسای شمار سربازانش به یکصد هزار نفر کاهش پیدا کرده بود همچنان در ارتش باقی ماند گودریان شروع به نوشتن مقالاتی در مورد واحدهای موتوریزه کرد و در پی آن مامور تشکیل اولین واحد موتوریزه شد . این واحدهای موتوریزه ابتدا برای امور لجستیکی در جبهه به کار می‌رفتند عمده تجهیزات آنها تعدادی کامیون و خودرو و موتور سیکلت بود . در ۱۹۲۷ گودریان به درجه سرگردی رسید . در تمام این مدت او در تلاش برای یافتن و بدست آوردن و هرگونه وسیله نقلیه موتوری بود که بتوان از آن به عنوان خودروی رزمی در میدان جنگ استفاده کرد . تسلط او بر زبانهای خارجی موجب ترجمه آثار استراتژیست و مورخ سروان لیدل هارت و نظریه پردازان جی اف سی فولر و همچنین نوشته به اندازه کافی جالب توجه آن زمان ناشناخته شارل دوگل که به اهمیت تانک در نبردهای نوین پی برد و از رهنمودهای ارائه شده توسط این کارشناسان بهره برد حرکت توسعه‌ای گودریان این بر پایه تئوری‌هایی نوشته شده بود. که بر اساس جنگ بدون پیاده نظام و متکی بر قدرت زره و سرعت مانور تانک‌ها و با پشتیبانی وسایل نقلیه زرهی و سربازان مکانیزه پی ریزی شده بود .

در این مقالات تانک به عنوان عنصر اصلی میدان نبرد معرفی گردیده بود در پرتو شایستگی گودریان نیروی زرهی تبدیل به هسته اصلی قدرت ارتش آلمان در طول جنگ جهانی دوم گردید و با حمایت مناسب سپهبد فن زکت Seeckt رئیس وقت ستاد ارتش آلمان نیروی زرهی به عنوان عنصر اصلی حمله رعد آسا Blitzkrieg جایگاه مناسب خود را یافت .

گودریان در زمانی که آلمان اجازه تولید تانک نداشت در سال ۱۹۲۹ طی سفری به اتحاد شوروی بازدیدی از محل سری آزمایش توانایی تانک در کازان روسیه داشت (در این هنگام آلمان با شوروی پیمان محرمانه جهت تبادل دانش نظامی داشت) در این دوران گودریان با درجه سرهنگ دومی فرمانده یگانهای ترابری موتوریزه و همچنین استاد آکادمی نظامی برلین در ترابری رسته موتوریزه بود در سال ۱۹۳۳ گودریان سرهنگ تمام شد . گودریان سرسختانه به نوشتن مقالات خود در زمینه خودروهای زرهی ادامه داد و کمکهای شایانی نیز در حل مشکلات فنی اولین تانک تولید شده در آلمان پس از جنگ جهانی اول کرد .

گودریان با اندیشه‌ای سترگ سازماندهی نیروی زرهی خرد کننده ارتش آلمان را بوجود آورد گودریان هوادار کاربرد استراتژیک نیروهای زرهی (رخنه عمیق در خاک دشمن) بود .

هنگام به قدرت رسیدن آدولف هیتلر، پیشوا دیداری از یکی از مانورهای گودریان داشت و شدیدا مجذوب قدرت تحرک و مسحور مانورهای سریع وسائط زرهی گودریان در میدان نبرد شد . هیتلر وحشت نبردهای خندقی جنگ جهانی اول را نجربه نموده بود و ارزش کار گودریان که قدرت تحرک را برای ورماخت به ارمغان آورد به خوبی می‌دانست .

بعد از الغاء رسمی معاهده ورسای و اجباری شدن دوباره خدمت سربازی، هیتلر سه لشگر زرهی را تشکیل داد . گودریان که در آن زمان روابط بسیار خوبی با هیتلر داشت به فرماندهی لشگر دوم زرهی آلمان گمارده شد و اندکی پس از آن نیز با ترفیع به درجه سرتیپ دومی رسید . کمتر از یک سال و نیم بعد به درجه سرتیپی و فرماندهی سپاه شانزدهم زرهی رسید او در عملیات الحاق اتریش به آلمان و ضمیمه نمودن چک اسلواکی به قلمرو رایش سوم در به کار گیری واحدهای زرهی موجود نقش مهمی ایفاء نمود . کمتر از یکسال بعد گودریان سر لشگر شد و مهمترین وظیفه نظامی خود که تاریخ را دگرگون ساخت بر عهده گرفت، او فرمانده کل واحدهای زرهی – موتوریزه نیروی زمینی شد این بدان معنی بود که مسئولیت استخدام، آموزش، تکنیک و طرح ریزی و اجرا تاکتیکهای تمام واحدهای موتوریزه وزرهی ورماخت به استثنا توپ‌های هجومی نیروهای پیاده در اختیار هاینز گودریان قرار گرفت . او اکنون قادر بود تا تمام توانایی‌ها، خلاقیت بی همتا و دانش وسیع خود را به کار گیرد تا آلمان را به عنوان نیرومندترین قدرت زرهی ارتشهای جهان تا آن دوران بدل نماید در کتاب خود به نام رهبری تانک نوشت : در سال ۱۹۲۹ من متقاعد شدم که کاربرد تانک همراه با پیاده نظام می‌تواند اهمیت تعیین کننده‌ای در نبرد بازی کند مطالعات تاریخی در ارتباط با تمرین‌های صورت پذیرفته در ارتش انگلستان من را متقاعد کرده بود که تانک‌ها هرگز قادر به اثر کامل خود بدون برخورداری از سرعت به ویژه عملکرد خارج از جاده (با داشتن شنی مناسب) نیستند، در شکل گیری نبردهای آینده تانک باید نقش اصلی و تجهیزات دیگر به عنوان حامی قوای زرهی به طور هماهنگ عمل کنند و تانکها تنها به صورتی قادر به اجرای نقش تعیین کننده را در جنگ ایفاء نماید که به طور انبوه و متمرکز وارد پیکار گردند .

گودریان به علت تجربیات خود در امر ارتباطات رادیویی به ویژه در ارتباط و تجهیزات ویژه دیده بانی مانند پیرابین(پریسکوپ) به عنوان تجهیزات لازم برای خدمه تانک پای فشاری نمود. لذا او اصرار داشت که هر تانک در نیروی زرهی باید مجهز به رادیو و وسایل بصری به منظور اجرای فعال فرمانده تانک در انجام نقش تعیین کنندهای در حمله را بازی نماید.


جنگ جهانی دوم، نبرد فرانسه 

در پی یورش ارتش آلمان به لهستان، گودریان فرمانده سپاه نوزدهم زرهی بود او شخصاً رهبری نیروهای آلمانی در طول نبردهای ویزنا و کوبرین را به عهده داشت تحت فرمان ارتشبد فن بوک Von Bock در طی نبرد لهستان با تاختی عمیق از پروس شرقی گذشت و به دژ برست لیتوفسک رسید و آزمایش نظریه خود را در برابر واقعیت جنگ برای اولین بار در حمله به لهستان به اجرا درآورد . در تهاجم به فرانسه در سال ۱۹۴۰ سپاه زرهی گودریان با رخنه استراتژیک از درون جنگل‌های آردن پیش تاخت و به رودخانه موز در آنسوی مرز درون فرانسه رسید و ضربه گیج کننده‌ای را درمنطقه سدان به دشمن وارد ساخت در بیستم ماه مه سپاه زرهی گودریان به آبویل رسید و به این ترتیب ارتشهای متفقین را به دو نیم کرد که منجر به قطع ارتباط این نیروها با قوای اصلی گردید و سرانجام ارتش فرانسه را به زانو درآورد و ارتش اعزامی انگلستان را از بندر دونکرک متواری ساخت .

پیشرفت سریع نیروهای زرهی تحت رهبری گودریان سبب به ارمغان آوردن لقب هاینز سریع برای او شد .

در نبرد فرانسه سپهبد گودریان به عنوان فرمانده سپاه نوزدهم زرهی یک نمایش واقعی از جنگ برق آسا را به اجرا گذاشت . وی ابتدا با گذر از رودخانه موز ماموریت حفظ یک سرپل در آنسوی کرانه موز را دریافت داشت طی این نبرد گودریان با شهامت غیر قابل وصفی دست به پیشروی‌های سریع تا جایی که مردان و تانکهای او توانایی رفتن داشتند زد سپاه زرهی گودریان تمام خطوط پشت جبهه فرانسوی‌ها را در هم کوبید و باعث مختل شدن خطوط ارتباط فرانسویان شد، در ۱۲ مه فرمانده سپاه نوزدهم زرهی موفق شد سرپل نیروهای زرهی تحت امرش را تا ۲۰ کیلومتر وسعت دهد در سحرگاه ۱۳ مه تانکها به همراه یگانهای پیاده از رود موز گذشتند در این روز تانکهای گودریان با همراهی تانکهای سرلشگر راینهارت با پشتیبانی ۱۰۰۰ فروند هواپیما دفاع فرانسه را در سدان شکافتند دو روز بعد یگانهای زرهی ورماخت از سرپلهای نیرومند خود بیرون خزیدند و در عمق خاک فرانسه به پیشروی پرداختند هنگامی که تانکهای سرلشگر هوپنر از تنها پل ساخته شده از رود موز گذشتند از محور شمال همزمان با واحدهای ارتش چهارم که از سمت جنوب به دور شهر لیژ حلقه زدند، در بعد از ظهر ۱۳ مه هنگامی که عناصر لشگر هفتم زرهی تحت امر سرلشگر رومل به سر پلی بر موز دست یافته بودند سپاه چهل و یکم زرهی سر لشگر راینهارت همزمان با تانکهای گودریان از موز عبور نمودند اما راینهارت از کرانه جلوتر نرفت ولی گودریان به پیشروی ادامه داد و سرپل را تا عمق ۵در۳ کیلومتر گسترش داد . گودریان به لشگر دهم زرهی و هنگ آلمان بزرگ دستور داد در محور جنوب دست به عملیات شناسایی نیرومند بزنند در همین حال سپهبد چارلز هانتزینگر فرمانده ارتش دوم فرانسه کلیه قوای زرهی ذخیره موجود را برای حمله متقابل و از بین بردن سرپل نیروهای زرهی در نظر گرفت این پاتک ارتش دوم فرانسه منجر به برخورد تانکهای طرفین بین روزهای ۱۵مه تا ۱۸ مه در اطراف روستای استون گردید و این روستا چند بار بین ارتش فرانسه و قوای آلمان دست به دست گردید در شب ۱۶ مه هانتزینگر مجبور به قبول وضعیت دفاعی و حفاظت از پهلو نیروهایش در برابر تانکهای لشگر دهم زرهی شد .

در بعد از ظهر۱۴ مه گودریان با لشگر یکم زرهی و هنگ دوم نارنجک انداز با هدف شکافتن پهلوی جنوبی تانکهای فرانسوی در غرب اقدام به تک نمود این تعرض گودریان سبب متوقف شدن حملات برنامه ریزی شده فرانسویان گردید . در بعد از ظهر ۱۴ مه سه لشگر تانک گودریان از پلی که توسط آتشبارهای ضد هوایی قدرتمندی پدافند می‌شد عبور کردند تانکهای سپاه نوزدهم زرهی از طریق درهم شکستن نقطه ضعیف لشگر ۱۸ و هنگ ۲۳ بریتانیا در آبویل به پیش تاختند سپاه زرهی موفق به اشغال آمین و گذر از پل رودخانه سامه در غرب آبویل شدند این حرکت گودریان منجر به جدا شدن نیروهای انگلیسی، فرانسوی، هلندی و بلژیکی در شمال با نیروهای فرانسوی در جنوب گردید . همان شب یک واحد شناسایی از گردان دوم زرهی به ناحیه مر – نویلیس رسید که فاصله اندکی با کانال انگلیس داشت . در شامگاه ۱۶ مه در حالی که دو لشگر زرهی گودریان با مانوری ماهرانه به عقبه نیروهای فرانسوی چرخیدند و موجب از هم پاشیدن آخرین خط دفاعی ارتش فرانسه گردیدند راه تانکها برای جهش به سوی کرانه مانش فراهم شده بود ناگهان از قرارگاه سپاه زرهی فرمانی به گودریان از سوی مافوقش سپهبد فن کلایست رسید که اشعار می‌داشت قبل از تثبیت وضعیت و رسیدن واحدهای پیاده متوقف شود ! گودریان پس از مجادله بیهوده با رئیس ستاد سپاه زرهی، مستقیم به سپهبد کلایست تلفن کرد پس از تبادل نظری هیجان انگیز کلایست اجازه پیشروی و گسترش سر پل را تا ۲۴ ساعت صادر نمود این آزادی عمل موجب تاخت همگرا سه لشگر زرهی گودریان از یکسو دو لشگر زرهی راینهارت و دو لشگر زرهی هوت از سوی دیگر گردید این یورش یکپارچه هفت لشگر زرهی موجب از هم پاشیدن همه جانبه مقاومت فرانسویان شد تانکها ۸۰ کیلومتر دیگر به سوی کانال مانش پیشروی کردند اما بازهم دستور توقف از ستاد کل ارتش - این بار از سوی هیتلر - صادر گردید.

هیتلر که از پیشروی سریع یگانهای زرهی متعجب شده بود از ضد حمله جناحی ارتشهای متفقین هراسناک بود لذا طی فرمانی پیشروی واحدهای زرهی را تا رسیدن قوای پیاده و تامین جناحین به تاخیر انداخت . در صبح ۱۷ مه کلایست به دیدن گودریان رفت، گودریان این خطر را دریافته بود که توقف منجر به از دست رفتن ابتکار عمل خواهد شد لذا با کلایست به مخالفت برخاست و تهدید به استعفا نمود اما ارتشبد لیست فرمانده ارتش دوازدهم که مامور تعقیب یگانهای زرهی بود به قرارگاه گودریان رفت و پس از شنیدن نظرات گودریان استعفا او را لغو نمود و به فرمانده جسور تانک اجازه داد تا به یک شناسایی قدرتمند اقدام کند این شناسایی قدرتمند گودریان را قادر ساخت طی دو روز دیگر به پیشروی بپردازد و با تمام قدرت به سوی مانش بتازد و در پشت جبهه جناح چپ ارتشهای متفقین در بلژیک بغلطد در ۲۰ مه گودریان به آبویل رسید و ارتباط قوای متفقین را با پایگاهشان قطع نمود، در ۲۲ مه زرهپوشهای سپاه نوزده زرهی در غرب آراس به شهر بولون رسیدند و کاله را محاصره کردند و به ۱۵ کیلومتری دونکرک رسیدند سرلشگر راینهارت نیز به کانال ایر وارد شد در این هنگام تنها یک گردان انگلیسی در برابر راینهارت قرار داشت و تنها مانع طبیعی موجود، تمامی پلها بر روی کانال ایر سالم بدست سپاهیان آلمانی افتاد هنگامی که گودریان مهیا بستن راه عقب نشینی قوای متفقین از سمت دریا گردید بار دیگر دستور توقف از سوی شخص هیتلر به واحدهای پیشرو زرهی رسید . سرتیپ ریتر فن توما فرمانده تانکهای سپاه زرهی گودریان که در این هنگام به حومه ناحیه برگ رسیده بود و می‌توانست با دوربین چشمی بندر دونکرک را ببیند لذا توما مکررا از ستاد کل نیروی زمینی درخواست نمود تا اجازه پیشروی داده شود اما درخواست او رد شد او با اشاره به رفتار هیتلر اظهار داشت : او شانس پیروزی را از دست داد نوک یورش سهمی شکل تانکهای لشگر دهم زرهی تحت فرمان گودریان در ۲۳ مه کاله را دور زده و کلیه قوای موجود در آن را به محاصره گرفت . با تاخت سریع گودریان پیروزی در جبهه غرب در مقابل فرانسویان قطعی شد . فتح فرانسه بدون توفق و برتری کامل تانکهای آلمانی در جنگ میسر نمی‌شد . این در حالی بود که تانکهای مارک ۴ آلمان مجهز به توپ ۷۵ میلی متری در مقابل همتایان فرانسوی خود برتری داشتند عاملی دیگری در پیروزی یگانهای زرهی آلمان نقش داشت، تجهز تمام تانکهای آلمانی به بی سیم و رادیو بود و همچنین تانکها قابلیت تحرک بالایی داشتند و به سادگی قابل نگهداری بودند . تمام تانکهای آلمانی در عملیات نه تنها جذب واحدهای زرهی مختلف شده بودند بلکه به شکل توده‌ای انبوه با پشتیبانی یگانهای موتوریزه و با پوشش بمباران تاکتیکی هوایی نه مانند ارتش فرانسه به عنوان جزئی از لشگرهای پیاده در پیکار شرکت داشتند . و مهمترین عامل در برتری تانکهای آلمان چیزی که دیگر ارتش‌ها از آن بی بهره بودند، وجود فرمانده‌ای خلاق به نام هاینز گودریان بود . بعد از رسیدن به کانال انگلستان، سپاه زرهی گودریان در عمق خاک فرانسه نفوذ کرده و موجب ایجاد شکافی بزرگ در پشت خط دفاعی معظم ماژینو شده بود . در آن زمان هر خودرویی، اعم از تانک، کامیون، زره پوش که در یگان‌های تحت امر گودریان خدمت می‌کردند، منقش به یک G بزرگ بر روی بدنه خود بودند که حرف اول نام خانوادگی گودریان بود و به این ترتیب واحدهای سپاه زرهی گودریان از سایر واحدها متمایز می‌شد.

عملیات بارباروسا

پیش از تهاجم به شوروی، گودریان دوباره ترفیع درجه یافت و به مقام سپهبدی و فرماندهی ارتش دوم زرهی ورماخت رسید در اولین مرحله از تهاجم به روسیه در ۲۲ ژوئن سال ۱۹۴۱ گودریان تحت امر گروه ارتشهای مرکز زیر نظر ارتشبد فن بوک در عملیات بارباروسا، تهاجم آلمان به اتحاد جماهیر شوروی شرکت فعال نمود ارتش گروه مرکز با پیشقراولی سپاه سوم و دوم زرهی در حالیکه چهار ارتش شوروی را در مقابل خود داشتند از قلمرو لهستان تحت اشغال ارتش سرخ گذشتند و به طرف شهرهای بیالیستوک مرکز اتصال راه آهن و مینسک پایتخت روسیه سفید به عنوان اهداف کلیدی دو گروه زرهی به جنبش درآمدند پس از شکست یگانهای شوروی تانکهای تحت امر سپهبد گودریان به رودخانه نیمان رسیدند و با عبور از رودخانه مذکور بدون اینکه منتظر الحاق واحدهای پیاده بمانند همچنان به پیشروی ادامه دادند و در نهایت موفق شدند سربازان شوروی را در بیالیستوک به محاصره درآورند .

در تاریخ ۱۷ جولای ارتش دوم زرهی که همواره نوک پیکان تعرض زرهی را رهبری می‌نمود موفق به احاطه ارتشهای متعدد شوروی و اسارت هزاران تن از سربازان ارتش سرخ در مینسک و اسمولنسک گردیده بود آماده راه اندازی حمله نهایی با هدف تسخیر مسکو شد اما ناگهان با دستور آدولف هیتلر گرانیگاه تعرض ورماخت به سمت جنوب شوروی و منطقه اکراین به ویژه شهر کیف برگشت در برابر اعتراض گودریان و سایر امرای ارتش به جز ارتشبد روندشدت که فرماندهی گروه ارتشهای جنوب را بر عهده داشت هیتلر با اعتماد به نفس تصمیم خود را تغییر نداد پس از یک رشته کامیابی‌ها و انهدام ارتشهای مامور دفاع از کیف تحت امر ارتشبد بودینی که منجر به اسارت بیش از ۰۰۰/۶۰۰ سرباز گردید .

نبرد مسکو – عملیات توفان

پیشوا دستور از سر گیری تعرض به مسکو را در در سی ام سپتامبر ۱۹۴۱ صادر کرد سپاهیان آلمان با فرمانی از سوی هیتلر عملیات توفان را از سه محور جهت تصرف مسکو آغاز نمودند، طبق نقشه عملیاتی مقرر گردیده بود که تانکهای ورماخت از دو سمت شمال و جنوب پایتخت شوروی را درمیان بگیرد و پیاده نظام از آنها پشتیبانی نماید، ارتش نهم به فرماندهی ارتشبد فدر فن بوک Bock Fedor von با گروه زرهی سپهبد هرمان هوت در جناح چپ و ارتش چهارم به فرماندهی ارتشبد گلوکه با گروه زرهی سپهبد اریش هاپنر در مرکز و سپهبد هاینز گودریان در راس یک ارتش زرهی مستقل (ارتش دوم زرهی) از سمت جنوب برای محاصره مسکو به جنبش درآمدند . تعرض با حملات تانکهای گروه دوم زرهی از محور غرب در ناحیه بریانسک آغاز گردید و تانکها توانستند علی رغم دفاع شدید واحدهای ارتش سرخ در جبهه آنها رخنه نمایند، در سوم اکتبر نیروهای موتوریزه آلمان وارد اورل شدند و در امتداد شاهراه اورل – تولا از سمت جنوب به شمال به پیشروی خود ادامه دادند . هیتلر امیدوار بود در پرتو کاردانی گودریان موفق به تسخیر مسکو و انهدام کرملین به عنوان نماد رژیم بلشویکی گردد در پنجم اکتبر پیشروی ورماخت در جبهه غربی با تصرف مناطق مختلف ادامه یافت و شش ارتش شوروی در خطر محاصره قرار گرفتند و به ناچار عقب نشینی نمودند، اما واحدهای موتوریزه آلمان راه گریز ارتشهای ۱۹ و ۲۰ و ۲۴ و ۳۲ شوروی را بستند و آنها را در میان خود گرفتند و ارتشهای باقی مانده جنگ کنان عقب نشستند به دنبال فروپاشی جبهه غرب و فرار سربازان استاوکا (ستاد کل ارتش سرخ) فورا دست به اقدام زد و قوای ذخیره خود را با هواپیما به شکل بسیار ساده هوا برد نمود . نبرد سختی در ناحیه متسنسک بین یگانهای موتوریزه ارتش آلمان و دو تیپ زرهی ارتش سرخ و سربازان هوا برد روی داد، روسها تلاش کردند قوای آلمان را از جناحین دور بزنند ولی یگانهای تانک راه را بر آنها بستند به دنبال نبردهای سختی که درگرفت گودریان موفق گردید ۶۰۰۰۰۰ اسیر دیگر بگیرد .

استالین علاوه بر بسیج همه ساکنان مسکو یک ارتش عظیم با۱۲۵۰۰۰۰ سرباز ، ۷۶۰۰ قبضه توپ و ۱۰۰۰دستگاه تانک و ۹۰۰ فروند هواپیما در قالب دو سپاه هوایی را جهت دفاع از مسکو گرد آورده بود ۴۵۰۰۰۰نفر از اهالی مسکو، زنان، دانشجویان، کارگران اطراف مسکو را چندین رشته استحکامات به طول صدها کیلومتر خندق و خاکریز احداث نمودند به دستور استالین فرمانده عالی دفاع کشور کلیه نیروها و منابع و امکانات کشور برای دفاع همه جانبه از پایتخت بسیج شده بود مسکو دارای سه خط دفاعی گردید حلقه خارجی و داخلی و یک کمربند ایمنی در داخل شهر که در امتداد راه آهن مسکو ایجاد گردیده و دفاع از آن را به زبده‌ترین یگانهای شوروی با پشتیبانی شبه نظامیان و ساکنان مسکو محول نموده بودند، هر خط دفاعی دارای چند موضع مخصوص به شکل یک نیمدایره به شعاع ۲۰ کیلومتر بود ارتشبد گئورگی ژوکوف فرماندهی می‌دانی دفاع از پایتخت را عهده دار گردید .

پیشروی نیروهای گودریان کم کم در میان گل و لای کند گشت و در برابر رودخانه نارا که توسط عناصر ارتش سرخ به خوبی پدافند می‌گردید متوقف شد بارانهای سیل آسا که سبب گل شدن جاده‌های شوسه شوروی شده و اتومبیلها و وسائل نقلیه موتوری غیر زنجیری را در خود فرو بردند در تمامی موارد یگانهای زرهی مجبور شدند از تعرض دست کشیده به خطوط پیشین بازگردند تا خودروها و توپخانه هویتزر را از گل و لای بیرون بکشند، گودریان معتقد بود اینک فقط گل و لای بر جبهه حاکم است .

در سپیده دم هفتم اکتبر نخستین برف زودرس زمستانی بر زمین نشست در این هنگام نیروهای آلمانی در شاهراه مسکو در تقاطع گشاتسک به بوردینو دست به حمله زدند برای نخستین بار با عناصر لشگر ۳۲ تیرانداز سیبریایی که با سه تیپ مجهز به تانکهای تی - ۳۴ پشتیبانی می‌شدند در گیر شدند این سربازان که از شرق دور (مرز شوروی با ژاپن) اعزام گشته بودند دارای تجهیزات کامل، روحیه قوی، ملبس به البسه زمستانی، کلاه و چکمه‌های پوستی و مسلسلهای آفتومات بودند، طی نبردی خونین واحدهای زرهی و موتوریزه ورماخت با ارتش سیبریایی که بالغ بر ۰۰۰/۵۰۰ نفر می‌گردید با تلفات سنگین به حومه مسکو رسیدند اما در حساسترین لحظه نبرد، استالین زبده‌ترین نیروهایش را پای دروازه‌های مسکو آورده بود؟

این امر مدیون برجسته‌ترین جاسوس شوروی ریچارد سورژه Richard Sorge، که تحت پوشش وابسته مطبوعاتی سفارت آلمان در توکیو خدمت می‌کرد بود .

در ۲۷ سپتامبر سورژه از طریق یکی از اعضاء مهم شبکه اش که به اسناد مشاوران رئیس شورای وزیران ژاپن دسترسی داشت پی برد که ژاپن در صدد حمله بسیار گسترده به جنوب هنگ کنگ، سنگاپور و فیلیپین می‌باشد تعرض در ماه نوامبر صورت می‌گیرد، سورژه به سرعت اطلاعات بدست آمده را که حاکی از عدم تعرض قوای ژاپن به شوروی بود به کنترل کنندگانش در N.K.V.D اطلاع داد و استالین بیدرنگ دستور احضار قوای سیبریایی را از مرز مشترک با ژاپن صادر کرد، به سرعت یگانهای مجهز و تازه نفس سیبریایی با تانکهای تی - ۳۴ از طریق راه آهن به مسکو اعزام گردیدند و در شاهراه مسکو در مقابل سپاهیان آلمانی قرار گرفتند .

در ۲۲ اکتبر گودریان همراه قوای متحرک وارد ناحیه یاسنایا پولیانا، سرای تولستوی نویسنده شهیر روس گردید و فرمانده جسور تانک ستاد خود را در در آن مکان تاریخی مستقر نمود در ۳۰ اکتبر ارتش دوم زرهی گودریان به حومه تولا رسیدند جایی که ارتش ۵۰ شوروی با پشتیبانی گردانهای جوانان کومسومول و کارگران از جبهه تولا دفاع می‌کردند .

در ۱۵ نوامبر تعرض نهایی جهت محاصره مسکو از سوی هیتلر اجرا گردید مجموعا بیست لشگر زرهی و موتوریزه ستون فقرات این موج حمله را تشکیل می‌دادند در ۱۸ نوامبر ارتش دوم زرهی آلمان موفق گردید در محور جنوب خط پدافندی ارتش ۵۰ شوروی را بشکافد و با تاختی سریع شهر تولا را دور بزند و در ۲۲ نوامبر یک لشگر زرهی وارد بخشی از شهر کاشیرا شدند و با یگانهای سپاه اول سواره گارد، لشکر ۱۱۲ زرهی و یک هنگ پدافند هوایی روبرو شدند اما پس از رزمی سخت عقب نشینی کردند گودریان کوشید پس از این ناکامی تولا را از جهت شمال شرق دور بزند اما با با تعرض متقابل دو ارتش ۴۹ و ۵۰ ارتش سرخ روبرو شد نیروهای زرهی ارتش دوم به خط آهن تولا – اوزلووایا عقب نشست در اول دسامبر رزم نهایی جهت تسخیر مسکو با آرایش جدید آغاز گردید در دوم دسامبر یگانهای متحرک ورماخت به ۱۵ کیلومتری مسکو در ناحیه نیکلایف رسیدند برودت هوا به ۳۰- سانتیگراد رسید بنزین و روغن تانکها یخ زد فقط نیمی از موتورهای مخصوص تانک درخواستی ارسال گردیدند، اما کفشک‌های یخ شکن شنی تانکها که گودریان قبلا درخواست کرده بود هرگز نرسیدند بر اثر سرمای شدید دید خدمه از تلسکوپ تانکها مقدور نبود به جهت عدم ارسال البسه پشمی سربازان دچارسرمازدگی شدید شدند، گودریان از دیدن سربازان نیمه گرسنه و کم لباس تحت امر خود در برابر سیبریایی‌های تازه نفس مجهز به یونیفرم زمستانی و با تغذیه مناسب دریافت توانش به پایان رسیده‌است .

در ۵ دسامبر نیروهای ورماخت در یک جبهه گسترده ۲۰۰ کیلومتری به شکل نیم دایره به دور پایتخت شوروی گرد آمده و در جا میخکوب گردیده بودند، گودریان که توان تعرضی ارتش خود را از دست داده درخواست عقب نشینی می‌کند .

هیتلر که از سرنوشت گراند آرمه یا همان ارتش بزرگ ناپلئون حین عقب نشینی از مسکو در ۱۳۰ سال قبل آگاه بود طی فرمانی هرگونه عقب نشینی عمومی را ممنوع ساخت و از سربازان ورماخت مواکدا خواست در همان نقطه‌ای که پیش رفته‌اند بمانند و آرایش دفاعی خارپشتی بگیرند و گامی به عقب بر ندارند . گودریان که دستور ممنوعیت از هر نوع عقب نشینی را مغایر با آموزش‌های نظامی می‌دید آشکارا از این فرمان انتقاد نمود به دنبال کنفرانسی که دسامبر ۱۹۴۱ به منظور پیشبرد عملیات توفان جهت تصرف مسکو در ستاد هیتلر بین او و گودریان در گرفت فرمانده عالی تانک نتوانست خداوند جنگ نازی را نسبت به ادامه تعرض با توجه به وضع افراد که در شرف یخ زدگی بوده و امکانات تدارکاتی ضعیف و اوضاع اسفبار لجستیکی قانع سازد و پس از تغییر فرماندهی عالی جبهه و انتصاب ارتشبد فن کلوگه و به دنبال عقب نشینی گودریان به مواضع قابل دفاع تر علی رغم مخالفت هیتلر با هر گونه عقب نشینی در واپسین روزهای زمستان آن سال و بر اساس گزارش ارسالی از سوی کلوگه در بیست و پنجم دسامبر هیتلر وی را از فرماندهی برکنار کرد و کارت تبریک نمک ناشناسانه عید میلاد مسیح را برای جسورترین فرمانده اش ارسال داشت که بیشتر از هرکس دیگری پیشوای آلمان پیروزی‌هایش را مدیون او بود، هیتلر شکست ورماخت در انهدام ماشین جنگی شوروی را در پای دروازه‌های مسکو را به نام گودریان و سایر امرای ارتش همچون سپهبد اریش هاپنر نوشت اما پیشوا بیش از هر فردی در شکست ارتشهایش مقصر بود او مسبب اصلی حرکت دیرهنگان واحدهای آلمانی برای تصرف مسکو بود و فرصت طلایی جهت تقویت خطوط دفاعی مستحکم پیرامون پایتخت شوروی را برای استالین و استاوکا ایجاد نموده بود و مجموعه قوای آفندی که از نظر برتری عددی دستکم باید سه برابر مدافعین باشند را فراهم نساخته بود و تعداد سربازان آلمانی مامور تصرف مسکو از تعداد مدافعان کمتر بود .

پس از اخراج گودریان، او نزد همسرش و املاک اش بازگشت در سپتامبر ۱۹۴۲، زمانی که اروین رومل به دلیل مشکلات جسمانی در آلمان به سر می‌برد ستاد کل ارتش به گودریان به عنوان تنها کسی که می‌تواند به طور موقت جایگزین رومل گردد پیشنهاد فرماندهی قوای موجود در آفریقا را نمود اما گودریان قاطعانه پاسخ منفی داد پس از شکست آلمان را در استالینگراد در فوریه ۱۹۴۳ گودریان به سمت بازرس کل نیروهای زرهی منصوب شد. در این مسئولیت گودریان به بازسازی و مدرنیزه کردن نیروهای زرهی و نظارت بر طراحی و تولید تانک و آموزش نیروهای زرهی مشغول شد او گزارش‌های خود را به طور مستقیم به هیتلر ارائه می‌نمود .

با توجه به گزارش گودریان هیتلر متقاعد شد بسیاری از زمینه‌های جدید، طراحی و تولید تانک بیش از حد متنوع بوده و این امر منجر به ایجاد مشکلات لجستیکی و تعمیر و نگهداری گسترده برای نیروهای آلمانی در روسیه شده‌است. لذا گودریان ترجیح داد به جای تعداد زیادی از تانکهای مارک ۳ و ۴ می‌توان از تعداد کمتری از تانکهای سنگین تر مانند تانک ببر که دامنه عملیاتی بیشتری در خارج از جاده به ویژه در استپ‌های پر از گل و لای روسیه استفاده نمود، او سریعا روابط نزدیکی با آلبرت اسپیر، وزیر تسلیحات آلمان برقرار ساخت و در کنار هم موفق شدند نرخ ساخت تانک در هر ماه را به طرز چشمگیری افزایش دهند همچنین بسیاری از اصلاحات تانکهای در حال ساخت شخصاً توسط گودریان که به صورت خستگی ناپذیر از کارخانه‌ها و دیگر مراکز تولید بازدید می‌نمود صورت پذیرفت .

بعد از ترور ناموفق هیتلر به وسیله سرهنگ کلاوس فن اشتافنبرگ Claus von Stauffenberg در بیستم ژوئیه ۱۹۴۴ گودریان رییس ستاد نیروی زمینی شد، گودریان همواره در مقابل تصمیم خودسرانه هیتلر می‌ایستاد سرانجام مجموعه طولانی بحث و جدل بی پایان با هیتلر منجر به اخراج گودریان در مارس ۱۹۴۵ گردید در واپسین دیدار پیشوا اظهار داشت حفظ سلامت جسمی شما مرا ملزم می‌دارد که شما را بی درنگ به مرخصی استعلاجی بفرستم، معمولاً مشکلات پزشکی در رایش سوم هنگامی مورد استفاده قرار می‌گرفت تا به عنوان پوشش خارجی حذف مدیران اجرایی و فرماندهان عالی رتبه قرار گیرد اما آنچه از قرائن و خاطرات خود گودریان آشکار است او واقعا دچار نارسایی قلبی شده بود کمی بعد سرلشگر کربس جانشین گودریان گردید .

پس از پایان جنگ در ۱۰ مه ۱۹۴۵ گودریان همراه باقی مانده پرسنل زرهی خود به نیروهای آمریکایی تسلیم شد و مدتی را در بازداشت به سر برد علی رغم درخواست استرداد لهستان و شوروی، او از اتهام جنایات جنگی در دادگاه نورنبرگ تبرئه شد و اعمال و رفتار گودریان مطابق با عملکرد یک سرباز حرفه‌ای شناخته شد هنگامی که گودریان زندانی جنگی متفقین بود بیوگرافی خود و شرح نبردهایش را منتشر کرد و در ژوئن سال ۱۹۴۸از زندان آزاد شد پس از تشکیل دولت آلمان غربی در اوایل ۱۹۵۰ گودریان در ارائه مشاوره جهت تاسیس ارتش نوین آلمان موسوم به بوندس وهر مشارکت نمود .

گودریان تفکرات خود را بر پایه جابه جایی سریع نیروها در میدان نبرد گسترش داد . زمانی که ایده‌های او مورد توجه هیتلر قرار گرفت شروع به نگاشتن کتابی با عنوان «Achtung Panzer»مواظب تانکها باشید نمود . به طور کلی این کتاب شامل طرحهای گودریان در زمینه جنگ متحرک به وسیله پیشروی هماهنگ نیروها که هرگز به دشمن فرصت متجمع شدن دوباره را نخواهد داد، بود، گودریان در سلسله مراتب ورماخت با مشکلات عدیده‌ای رو به رو بود بسیار از فرماندهان سالخورده ورماخت که هنوز اعتقاد به تاکتیکهای کلاسیک بودند در مقابل نقشه‌های نو و تازه او جبهه می‌گرفتند . گودریان ایده‌های مبتکرانه و بی سابقه‌ای داشت و با سرسختی ایده‌های خود را بر اندیشه امرای ارتش غالب ساخت . گودریان از نظر شخصی مردی شوخ طبع، شاد و علاقمند شکار گوزن بود، سرانجام سپهبد هاینز گودریان در ۱۴ مه ۱۹۵۴ مه در ۶۵ سالگی دقیقا چهارده سال پس از شکافتن خطوط ارتش فرانسه در گذشت و پیکرش در شوونگو درجنوب باواریا به خاک سپرده شد .


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات