چهارشنبه 22 مهر 1394

کانال رسمی سایت در تلگرام

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    

به ما در تلگرام بپیوندید : @HistoryPlace



https://telegram.me/HistoryPlace


سه شنبه 20 تیر 1396

انگیزه خودكشی نرون

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


Nero

نهم جولای سال 68 میلادی «نرون» امپراتور وقت روم پس از 14 سال حكومت، با زدن رگ های گردنش خودكشی كرد تا محكوم به مرگ با ضربات چوب در ملاء عام نشود.
     سنای روم همان روز وی را از ریاست امپراتوری خلع و مقرر داشته بود كه در جلسه بعدی سنا، به اتهامات مختلف او از جمله توطئه آتش زدن شهر رم با هدف احیاء آن و گذاردن نام خویش بر شهر (نرو پولیس)، تعیین مقامات دولتی در جلسات خوشگذرانی و از میان بستگان و دوستان شخصی خود، رنجاندن سران سرزمین های تابعه به گونه ای كه حمل گندم به روم را ممنوع كرده بودند و بالاخره حركات شرم آور از جمله نواختن ساز، خواندن آواز و رقصیدن در حال مستی در انظار، محاكمه شود. 
    نرون با كمك منشی مخصوص كاخ امپراتوری خودكشی كرد، زیرا كه جرات زدن نخستین ضربه كارد را به رگ گردنش نداشت!.


سه شنبه 20 تیر 1396

سفرهای دریایی «ژنگ هه»

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


11 جولای سال 1405 «ژنگ هه» از درباریان چین با چند كشتی برای رسیدن به مناطق دور دست غرب چین، خاك این كشور را ترك كرد. وی در این تلاش از راه دریا به مالاكا، جاوه، سوماترا، هند، ایران و مناطق اطرف خلیج فارس و شبه جزیره عربستان در آسیا، و مصر، و سواحل شرقی و موزامبیك در آفریقا رسید.
     ژنگ هه مسلمان و در اصل از مردم آسیای میانه بود. پدر وی به دربار امپراتور چین راه یافته و نام پسرش را كه محمود بود و به كسوت خواجگان دربار درآمده بود به «ژنگ هه» تغییر داد. خاطرات ژنگ هه از سفرهای دریایی اش جالب و خواندنی است.
     وی در یك سفر، صدها زن و مرد چینی را به مالاكا ( مالزیای امروز) منتقل كرد كه پس از شش قرن فرزند زادگان آنان خود را چینی می خوانند و زبان و رسوم كشور نیاكان را حفظ كرده اند.



الکساندر هامیلتون - Aaron Burr
ماندنی ترین «دوئل» در طول تاریخ، 11 جولای سال 1804 میان "آرن بر Aaron Burr" معاون رئیس جمهور وقت آمریكا و الكساندر هامیلتون وزیر خزانه داری وقت این كشور در «ویهاكن weehawken» ایالت نیوجرزی ــ نه چندان دور از شهر نیویورك ــ روی داد كه به كشته شدن هامیلتون انجامید. هر دو 49 ساله و از رزمندگان انقلاب استقلال آمریكا بودند و هامیلتون از پدران مؤسس این كشور بشمار می رود. دوئل (تیراندازی به یكدیگر از فاصله نزدیك با حضور شاهد به منظور دفاع از حیثیت) مدت ها در غرب مرسوم بود. این دو سیاستمدار درعین حال دولتمرد ـ عقاید سیاسی مختلف داشتند و هامیلتون فدرالیست (هوادار وجود یك دولت مركزی در آمریکا با اختیارات زیاد و محدود بودن اختیارات ایالت ها) و «بر» هوادار توزیع اختیارات حکومتی میان ایالات و وجود یک دولت مرکزی با اختیارات محدود (كنفدراسیون) بود. 
    در جریان مبارزات انتخاباتی نیویورك، هامیلتون برضد «بر» سخن گفته بود و به رای دهندگان اخطار كرده بود كه اگر بار دیگر آراء خود را به سود «بر» به صندوق ها بیاندازند و او فرصت تازه به دست آورد اتحادیه ما (فدراسیون آمریکا) را فرو خواهد پاشاند و این مطلب در روزنامه ها به چاپ رسید و «بر» از هامیلتون خواست كه در ملاء عام حرف خود را پس بگیرد و عذرخواهی كند و چون پاسخ هامیلتون اورا قانع نساخت، دوئل كردند و هامیلتون كه در جوانی افسر و درجریان جنگ های انقلاب، آجودان جورج واشنگتن بود و به تیراندازی خود با سلاح كمری اطمینان داشت گلوله خورد و روز بعد درگذشت. وی نخستین وزیر خزانه داری دولت ایالات متحده آمریكا بود.



دولت رومانی یازدهم جولای سال 1913 ـ و در اثنای جنگ دوم بالكان ـ به دولت بلغارستان اعلان جنگ داد و متعاقب آن خاك این كشور را مورد حمله قرار داد. در آن زمان یونان، صربستان و عثمانی در حال جنگ با بلغارستان بودند.
    جنگ اول بالکان هشتم اکتبر 1912 میان اتحاد بالکان مرکب از صربستان، بلغارستان، یونان و مونته نِگرو از یک سوی و دولت عثمانی از سوی دیگر روی داد و تا ماه می 1913 ادامه داشت و به شکست عثمانی، امضای پیمان لندن و اخراج آن امپراتوری پس از چهار قرن و اندی از اروپای جنوبی (شبه جزیره بالکان) انجامید.
    بلغارستان که از طرز تقسیم مقدونیه Macedonia ـ از متصرفات سابق عثمانی ـ ناراضی بود عامل جنگ دوم بالکان Balkan بود که از ششم ژوئن 1913 آغاز شد. بلغارستان بازنده این جنگ بود که با امضای معاهده بوخارست پایان یافت و بسیاری از امتیازاتی را که طبق معاهده لندن به دست آورده بود از دست داد. در این جنگ عثمان، یونان و صربستان با بلغارستان درگیر شده بودند که در اثنای جنگ، رومانی هم به عثمانی پیوست.


دوشنبه 19 تیر 1396

قضاوت تاریخ درباره هرمز دوم شاه ساسانی

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


دهم ژوئیه (جولای) سال 302 میلادی «نرسی» شاه وقت ایران از دودمان ساسانی پس از این كه شنید یك واحد از ارتش ایران مورد شبیخون رومی ها قرار گرفته و متحمل تلفات شده از فرط اندوه بیمار شد و همان روز، پس از ده سال پادشاهی به سود پسرش هرمز كناره گیری كرد، اما هرمز تا روزی كه پدر زنده بود عنوان «شاه» بر خود ننهاد. نرسی قبلا ارتش روم به فرماندهی گالریوس را در منطقه فرات شمالی (محلی میان جنوب غربی ترکیه و شمال سوریه امروز) شكست و فراری داده بود و چون پیش بینی حمله مجدد را تا سالها نمی كرد، نیمی از ارتش را روانه شمال شرقی كشور كرده بود كه گالریوس از فرصت استفاده کرده به سپاه ایران مستقر در جنوب ترکیه امروز (نه چندان دور از شمال عراق کنونی) شبیخون زده و تلفات وارد ساخته بود. اختلاف ایران و روم در زمان نرسی بر سر ارمنستان بود.
     دو ماه بعد، همان بیماری ناشی از افسردگی شدید، سرانجام نرسی را از پای درآورد و هرمز به نام «هرمز دوم» تاج بر سر گذارد. 
     هرمز دوم كه هفت سال و چهار ماه سلطنت كرد، نخستین شاه ایران است كه اجازه داد تصویر زن او - دختر پادشاه [دست نشانده و محلی] كوشان ـ بر سكه ضرب شود. 
     هرمز دوم كه «تاریخ» اورا به عنوان «عادل» مورد قضاوت قرار داده است، دادگاههای كیفری ایران را دو مرحله ای كرد و دستور داد كه احكام اعدام بدون تصویب و امضای او اجرا نشوند.


دوشنبه 19 تیر 1396

چهارمین طلاق هنری هشتم

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    




هر سال چند بار عكس هنری هشتم پادشاه قرن 16 انگلستان، و هر دفعه به مناسبت سالگرد یكی از ازدواجهای شش گانه اش و یا گردن زدن و سر به نیست كردن برخی از آنان به جای طلاق گفتن، و عكس همسرانش كه در بالا دیده می شود در رسانه ها انتشار می یابد، و نهم جولای دوباره این عكس چاپ شده بود كه مصادف با سالگرد طلاق چهارمین همسر هنری هشتم «آن كلیوز Anne Cleves » بود كه 9 جولای سال1540 مطلقه شده بود. 


هنری هشتم

    این بار هنری متوسل به وارد آوردن اتهام عدم وفاداری كه مجازاتش گردن زده شدن بود نشده بود زیرا كلیسای انگلستان را از دستگاه پاپ جدا ساخته و خود رئیس آن شده بود و نام «كلیسای انگلستان» به آن داده بود و دیگر كسی نبود كه اورا به خاطر طلاق و ازدواج مجدد كه در مذهب كاتولیك منع شده است تكفیر كند.



دهم جولای 1584 ویلیام اورانژ (معروف به ویلیام آرام ـ ساکت) امیرزاده هلندی كه با تلاش فراوان و جنگ، استقلال وطنش هلند را تأمین كرده بود و آن را از زیر سلطه طولانی اسپانیا خارج ساخته و حاضر نشده بود با فیلیپ دوم پادشاه اسپانیا كه در آن زمان توانمند ترین مرد روی كره زمین بود سازش كند با اصابت دو گلوله در شهر Delft كشته شد. 
    ویلیام (در زبان هلندی؛ ویلِم) سال های رهبری مخالفان سلطه اسپانیا را که برخی از مورخان «انقلاب مسلحانه» توصیف کرده اند برعهده داشت. اسپانیا نه تنها حکومت هلند را به دست داشت بلکه با پروتستانهای این سرزمین نیز مبارزه می کرد. اسپانیا خودرا پرچمدار مذهب کاتولیک می دانست.
    نقشه قتل ویلیام اورانژ ( متولد 1533 و متوفی در 1584) را فیلیپ دوم طرح كرده بود كه به دست «بالاتازار گرارد» انجام گرفت. هنوز جای یكی از گلوله در دیوار ساختمان محل حادثه دیده می شود و مردم به تماشای آن می روند. پادشاه اسپانیا برای کشتن ویلیام اورانژ 25 هزار کرونا پاداش نقدی تعیین کرده بود.
    گرارد پس از تیر زدن ویلیام، هنگام فرار دستگیر شد و پس از محاکمه، به طرزی بسیار خشونت آمیز ازجمله قطع اعضای بدن در حالی که زنده بود و سوزاندن یکی از دست هایش و بریدن عضلات آن اعدام شد و پیش از اعدام، به او شلاق هم زده بودند.
    
ویلیام اورانژ


«بریا Beria» مرد مقتدر شوروی و سالها رئیس پلیس مخفی این جماهیریه (چِكا) دهم جولای 1953 بركنار و بازداشت شد. اتهام او و شش تن دیگر «توطئه بر ضد دولت» اعلام شده بود كه در دسامبر همین سال پس از محاكمه مخفیانه اعدام شدند.
     دستگیری «بریا» چهار ماه پس از درگذشت ناگهانی استالین صورت گرفت.
بریا



اختلاف نظر میان ساتراپ تخارستان (منطقه ای در شمال خاوری افغانستان امروز) و شاه ایرانزمین از جولای 127 پیش از میلاد آغاز شد. شاه وقت از دودمان اشكانی (خراسانیان) سركوبی فرماندار یاغی با فرستادن سرباز را بر مذاكره با او ترجیح داد. پس از رسیدن سپاه اعزامی به تخارستان، نظامیان محلی حاضر به جنگ با دولت متبوع و برادرکُشی نشدند. 
     ساتراپ (استاندار) تخارستان به دلیل خودداری افرادش از جنگ با نیروهای دولت، با فرار از طریق کوههای پامیر به دولت محلی منطقه آرین نشین شرق این کوهها ـ منطقه ای که امروزه شهر اورومچی حاکم نشین آن است و با کوچ دادن انبوه چینی ها از شرق، آن را چینی کرده اند ـ پناهنده شد و دولت اشكانی ایران استرداد اورا درخواست نكرد تا قضیه بزرگ و پیچیده و منجر به لشکرکشی به آن سوی پامیر نشود. منطقه مورد بحث (امروزه شین جیانگ) در دوران سیل مهاجرت اقوام آلتائیک و سپس حکومت مغول ها تغییرات پی در پی داشته است. در سازش های انگلستان و روسیه در آگوست 1907 در سن پترزبورگ، این منطقه به دولت پکن که خود تحت نفوذ ابرقدرت های وقت بود داده شد. هدف دولت لندن از واگذارشدن این منطقه و نیز تبّت به دولت پکن این بود که میان قلمرو تزار روسیه و هندوستانِ انگلستان منطقه حایل ایجاد شود. پکنی ها بعدا با کوچ دادن میلیون ها چینی (هان) به این منطقه، اکثریت نفوس منطقه را چینی کردند ولی هنوز اویغورها خواهان استقلال هستند و مبارزه مسلحانه می کنند و گاهی همراه با تلفات سنگین. یک مورد از این مبارزات استقلال طلبانه پُرتلفات در ژوئن 2014 روی داد که ضمن آن دهها تَن کشته شدند.


یکشنبه 18 تیر 1396

روز استقلال آرژانتین، سرزمین نقره

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


9 جولای روز استقلال آرژانتین است كه در سال 1816 عملی شد. به عبارت دیگر؛ در این روز (9 جولای 1816) اتحادیه ایالتهای اسپانیایی «ریو دو لاپلانتا Rio de La planta» به نام جمهوری آرژانتین به وجود آمد. قبلا هم چند بار آرژانتینی ها به داشتن استقلال ابراز تمایل کرده و حتی آن را علام داشته بودند که این بار تحقق یافت. آرژانیتن یك مهاجر نشین اسپانیایی در آمریكای جنوبی بوده است.
    
Kristina رئیس جمهوری پیشین آرژانتین

امِریکو وِسپوسی که قاره آمریکا به نام اوست در سفر دریایی خود در 1502 پای برسرزمینی گذارد که پس از کشف معادن نقره در آنجا آرژانتینا (سرزمین نقره) نامیده شده و در 25 ماه می 1810 اعلام استقلال از اسپانیا کرده که این استقلال پس از مبارزات فراوان در نهم جولای 1816 به رسمیت شناخته شده است. درصد نفوس اروپایی تبار آرژانتینِ 2 هزار و 780 هزار کیلومتری ِ 43 میلیونی بیش از هر کشور دیگر قاره آمریکا و حدود 96 درصد است. اسپانیا «بوئنوس آیرس» را از سال 1536 قرارگاه نظامیان خود در آرژانتین قرار داد که پایتخت جمهوری آرژانتین و شهری 4 میلیون نفری و دومین شهر بزرگ آمریکای جنوبی است. آرژانتینِ کاتولیک مذهب اسپانیایی زبان، از لحاظ وسعت هشتمین کشور جهان است. [روسیهِ فدراتیو اول، کنفدراسیونِ کانادا دوم و ...]. آرژانتین که در قرن 20، کشور کودتاهای نظامی لقب گرفته بود اینک سالهاست که به دمکراسی بازگشته و بانو کریستینا فِرناندِز دِ کِرچنِر (متولد 19 ژانویه 1953) پنجاه و پنجمین رئیس جمهور آن بود ـ بانویی با تفکر ناسیونال سوسیالیستی. این تفکر میراث «خوان پِرون» است که دوبار رهبری آرژانتین را برعهده داشت. وی دومین بانویی بود که رئیس جمهوری آرژانتین شده بود. قبلا و در دهه 1970 هم ایزابل پرون Isabel Peron برجای شوهرش خوان پرون (ناسیونال سوسیالیست) نشسته و رئیس کشور آرژانتین شده بود. آلمانی هایی که پس از سقوط هیتلر به آرژانتین مهاجرت کردند این تفکّر ـ ناسیونال سوسیالیسم ـ را با خود به این کشور منتقل کرده اند. 
    آرژانتین عضو اتحادیه های آمریکای لاتین است ازجمله اتحادیه نیرومند UNASUR که به دلایل متعدد ازجمله وحدت زبان و فرهنگ و تاریخ خودرا یک ملت (ملتی واحد با دولت های متعدد) می دانند. [و می رود شاید اتحادیه ای مشابه اتحادیه اروپا شود. آرزوی ساکنان قطعات منفصله امپراتوری پیشین ایران هم همین است که اخیرا «منطقه نوروز» نام گرفته است.].
    
Isabel Peron نخستین بانو که رئیس جمهوری آرژانتین شده بود



مطالعه تاریخ و در رابطه ایران و گرجستان سه رویداد مشاهده می شود که محاسبات تقویمی وقوع آنهارا در یکم جولای نشاه می دهد، از این قرار:
    ـ برکناری مِهرداد دوم آخرین پادشاه محلی (دست نشانده ـ Vassal) اشکانیِ ِ گرجستان به تصمیم شاپور یکم ـ شاه ساسانی ایران و انتصاب هامازاسپ ـ بزرگزادهِ کرمانی ـ به سمت مرزپان (مرزبان = فرماندار ساتراپی های مرزی و معمولا یک ارتشی) گرجستان و اعزام شماری بیشتر موبد زرتشتی برای آموزش این آیین به گرجیان و ترویج آن در آن منطقه که از قرن ها پیش از آن وجود داشت در یکم جولای 260. (مبلغان مسیحی در سال 303 وارد گرجستان شدند).
    ـ امپراتور موقت روم یکم جولای 363 و پنج روز پس از کشته شدن ژولیان امپراتور این کشور به دست یک سرباز ایران ـ درجریان جنگ دو امپراتوری، گرجستان را به ایران بازگردانید و از دعاوی روم بر گرجستان غربی (که رومیان هر دو قسمت را ایبریا می گفتند و ایرانیان گُرگیا ـ گورگیا) صرف نظر کرد. در آن زمان غرب گرجستان تنها چند سال و در زمان کودکی شاپور دوم که از شکم مادر شاه ایران شده بود در اشغال نظامی رومیان بود.
    ـ هرمز چهارم شاه ساسانی ایران در فرمان مورخ یکم جولای 580 خود سلطنت محلی (دست نشانده) گرجستان را که باردیگر برقرار شده بود لغو کرد و ساتراپ (مرزبان = فرماندار منطقه مرزی) به آن منطقه اعزام داشت.
    ... و می توان برقراری مجدد روادید ورود (ویزا) اتباع ایران به گرجستان از یکم جولای 2013 را رویداد چهارم بشمار آورد که به تصمیم یکجانبه این دولت و احتمالا به اشاره غرب گرفته شده است. از گزارش های رسانه ای چنین برمی آید که ایرانیانی که هدف مهاجرت داشته، در دو دهه گذشته به هر کشوری که تسهیلات ورودی داشته وارد شده اند.
    حكمران وقت گرجستان در سال 1783 خود را تحت حمایت تزار روسیه قرارداد كه آغامحمدخان قاجار در سال 1795 به تفلیس لشكر كشید و حكمران متمرّد و همدستانش را تنبیه كرد.
    گرجستان (اینک 4.5 میلیونی 70 هزارکیلومتری) در پی لشکرکشی سال 1795 شاه قاجار و مجازات سخت گرجی ها که به روسیه متمایل شده بودند و آسیب زدن به شهر تفلیس، در سال 1801 خودرا تحت الحمایه تزار روسیه قرار داد که یکی از علل جنگ ایران و روسیه بود. گرجستان طبق موافقتنامه گلستان ـ مورخ 24 اکتبر 1813 که به دور اول جنگهای روسیه و ایران پایان داد به روسیه واگذار شد. بزرگان صفویه و قاجاریه دختران گرجی را وارد حرمسراهای خود می کردند و از این طریق فامیل می شدند و مقام می گرفتند و نفوذ همین مقامات گرجی دربار صفویان باعث سقوط اصفهان و فروپاشی دولت آنان در سال 1722 شد و از عوامل فروپاشی شوروی در 1991 نیز تا حدی همین مقامات گرجی دولت مسکو بودند. مسکو پس از روی کارآمدن استالین ِ گرجی، به گرجیان مقامات دیپلماتیک متعدد داده بود. ادوارد شواردنادزه آخرین وزیر امور خارجه شوروی یک گرجی بود که بعد هم رئیس جمهوری گرجستان شد که اعلام استقلال کرده بود. واژه تفلیس ـ اینک شهری یک میلیون و چندصد هزار نفری به معنای بخار آب گرم (آب معدنی) است که نوشته اند «تَف به فتح ت» به معنای بخار آب گرم، واژه ای پارسی است. این شهر، 15 ـ 16 قرن پیش در منطقه چشمه های جوشان آب معدنی و در کنار یک رودخانه بنا شده است.


شنبه 17 تیر 1396

حمله ناوگان عثمانی به جزیره هرمز!

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


دولت عثمانی (تركیه) كه از زمان جنگ چالدران (آگوست سال 1514) به دلیل داشتن اسلحه آتشین (توپ و تفنگ) و از این لحاظ برتری نظامی، به حملات زمینی خود به قلمرو ایران ادامه می داد، در سال 1552 (زمان سلطنت شاه طهماسب صفوی) تصمیم به حمله به جزایر ایرانی خلیج فارس گرفت. بهانه این حمله دریایی، اخراج پرتغالی های مسیحی از جزیره ایرانی «هرمز» بود!. عثمانی در سال 1546 میلادی یمن را تصرف كرده بود و بر دریای سرخ و تنگه كلیدی آن «باب المندب» مسلط شده بود و برای توسعه این متصرفات، قدرت دریایی پرتغال را در برابر خود می دید.
    دریاسالار پرتغالی آلفونس آلبوكرك (آلبوكركی) در سال 1506 جزیره «سكوتره Socotra» در جنوب شبه جزیره عربستان و در سال 1507 جزیره هرمز در مدخل خلیج فارس را متصرف شده بود. پرتغالی ها علاوه برمنطقه گوا در هند، در سال 1511 در «مالاكا» مستقر شده بودند و در هرجا كه مستقر می شدند میسیون های مسیحی هم به تبلیغ و ترویج این دین می پرداختند. 
    حمله دریایی عثمانی به جزیره هرمز هشتم جولای (17 تیرماه) 1552 و با کمک پاشای مصر (كارگزار عثمانی) آغاز شد، ولی با شكست رو به رو گردید و پیشروی عثمانی در جزیرة العرب، به حجاز و یمن محدود ماند. باید دانست كه پیش از حمله عثمانی به هرمز، سلیمان پاشا حكمران عثمانی مصر در سال 1538 میلادی برای بیرون راندن پرتغالیها از منطقه «دیو Diu» در گجرات هند، از طریق دریا به این منطقه نیرو فرستاده بود كه این نظامیان كاری از پیش نبرده بودند. 
    جزیره هرمز و سایر مناطق ایرانی متصرفی پرتغالیها در خلیج فارس در سال 1621 میلادی- دوران پادشاهی شاه عباس- آزاد و به قلمرو ایران بازگشت داده شدند. 
    
دریا سالار«آلبوكرك» عامل سلطه پرتغال بر چند نقطه درخلیج فارس و هند



سازش شاه طهماسب صفوی و سلطان سلیمان عثمانی که در پی سه جنگ حاصل شد از هشتم جولای 1555 میان ایران و عثمانی صلح برقرارکرد ـ صلحی که تقریبا دهه برقرار بود. این سه جنگ از سال 1533 آغاز شده بود و یکی پس از دیگری تا سال 1553 ادامه داشت و مذاکرات صلح تا انعقاد قرارداد سال 1555 دو سال طول کشیده بود. در دو جنگ از این سه، ایران شکست خورده بود. دو شکست ایران عمدتا به سبب رقابت و دشمنی سران ایلات تشکیل دهنده نیروی قزلباش با یکدیگر و توطئه و دسیسه بود. همین نزاع داخلی سران ایلات بر سر قدرت و کنترل امور و منافع سبب شده بود که در نخستین جنگ، شاه طهماسب نتواند بیش از چند هزار (کمتر از ده هزار) نیرو وارد میدان کند و در نتیجه تبریز پایتخت وقت و بخشی از غرب و شمال غربی ایران به تصرف عثمانی درآمد. آن چند هزار نیرو هم از صوفیان (درویشان) بودند که شاه طهماسب را «مرشد کامل» و اطاعت از اورا واجب محض می پنداشتند. سلطان سلیمان برای این جنگ نزدیک به دویست هزار نظامی و سیصد توپ فراهم آورده بود.
     دو دولت در سازشنامه 1555 ارمنستان را میان خود قسمت کردند، دولت ایران بغداد و مناطق غربی بین النهرین را به عثمانی داد و به این ترتیب دولت عثمانی به مناطق جنوب شرقی جزیرة العرب دسترسی یافت. این سازشنامه، علویان (شیعیان) آناتولی شرقی که بخشی از آنان را مهاجران دیلمی (گیلانی) تشکیل می دادند و هوادار صفویان بودند دلسرد کرد و همچنین کُردهارا. شاه طهماسب برای دور ساختن پایتخت از دسترس عثمانی آن را از تبریز به قزوین منتقل کرد. 
    شاه طهماسب یکم که در فوریه 1514 به دنیا آمده و در می 1676 درگذشت در طول نیم قرن سلطنت خود نه تنها با مشکل خودخواهی سران ایلات قزلباش بلکه شاهزادگان صفوی رو به رو بود و برادرش القاص میرزا بر ضد او با عثمانی متحد شده بود!. رقابت و کشمکش داخلی سران ایلات و شاهزادگان و ازجمله شاهزاده خانم ها که تا زمان شاه عباس یکم ادامه یافت، یک ضعف بزرگ دولت صفویان در آن زمان بود.



هفدهم تیرماه 1316 (هشتم جولای 1937) میان ایران، تركیه، عراق و افغانستان یك پیمان عدم تجاوز امضاء شد كه چون دركاخ سعد آباد (تجریش) امضاء شده بود به پیمان سعد آباد معروف شده است. وزیران امور خارجه افغانستان، تركیه و عراق برای این منظور به تهران آمده بودند. [در آن زمان هنوز پاكستان تاسیس نشده بود كه وارد این پیمان شود].
     رسانه های آلمان دو سال و چند ماه بعد و پس از آغاز جنگ جهانی دوم مدعی شدند كه این پیمان طبق نقشه انگلیسی ها منعقد شده بود تا رضاشاه پهلوی در اجرای اندیشه «احیاء ایران زمین»، با كمك گرفتن از آلمان و احیانا سازش با مسكو و آنکارا، در صدد ضمیمه كردن افغانستان، همه بلوچستان و شرق رود دجله به ایران برنیاید. قرارداد پاریس که به جنگ انگلستان با ایران پایان داد و دولت تهران مناطق تاجیک نشین افغانستان ازجمله شهر هرات را که از زمان کوروش بزرگ بخش اصلی ایران بود واگذار کرد (در شرایطی) دست دولت تهران برای لشکرکشی به افغانستان و استقرار نظامی در آنجارا بازگذارده است. به گمان دولت لندن، پیمان سعدآباد می توانست شرایط مندرج در قرارداد مورخ چهارم مارس 1857 پاریس را منتفی و دست کم کمرنگ کند!. 
     مورخان معاصر در تالیفات خود، نزدیك شدن بعدی افغانستان به دولت مسکو را هم یك نقشه لندن به منظور رهانیدن خود از كابوس وحدت ایران و تاجیکهای افغانستان ذكر كرده اند. هرگونه الحاق تاجیک ها به ایران باعث وحدت پشتون های دو سوی خط مرزی لندن ساخته ِ «دورَند = دوراند»، پیدایش کشوری تازه (پختونستان) و احتمالا از میان رفتن افغانستان و پاکستان خواهد بود که هر دو کشور با نقشه لندن ساخته شده اند. سیاست های انگلستان در آسیای جنوبی عامل اصلی تجزیه ایران زمین و جدا شدن تدریجی افغانستان بود. بیش از دو قرن است که انگلستان نسبت به افغانستان حساسیت ویژه از خود نشان داده است!. به باور برخی از مفسران، تلقینات و نظرات دولت لندن در اجرای سیاست های دولت واشنگتن بویزه از سال 2001 بی تاثیر نبوده است. نظر این مورخان بر این است که دولت تهران به افغانیان که به صورت آواره و پناهنده وارد ایران می شوند تابعیت بدهد زیرا که ایرانی هستند و سیاست های لندن آنان را از وطن قدیمی جدا کرده نه اراده خودشان. تهران با دادن تابعیت به این افغانیان به هدف های متعدد دست خواهد یافت ازجمله برنامه افزایش جمعیت و ....


شنبه 17 تیر 1396

روزگاری که آمریكای شمالی یك ایالت انگلستان بود

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


هشتم جولای 1623 (17 تیرماه)، پادشاه وقت انگلستان 16 سال پس از استقرار مهاجران انگلیسی در آمریکای شمالی، منطقه مسکونی آنان را، یك ایالت انگلستان خواند و فرمان مربوط صادر شد. انگلیسی هایی که در سال 1607 پا به آمریكای شمالی گذارده و در دهانه خلیج چساپیک و اطراف آن و امتداد جیمز ریور مستقر شده بودند این منطقه را به افتخار الیزابت اول، ملكه باكره (ویرجین) و بدون شوهر انگلستان «ویرجینیا» نامگذاری كرده بودند.
     مورخان نوشته اند پس از آنكه ارزش محصول توتون (تنباكو) صادراتی ویرجینیا در سال 1618 (11 سال پس از استقرار انگلیسی ها) به پنجاه هزار لیره طلا رسید، کینگ جیمز پادشاه وقت انگلستان که نام او بر نخستین آبادی ساخت مهاجران گذارده شده بود و هنوز «جیمزتاون» خوانده می شود به فكر ضمیمه كردن آن منطقه به خاك انگلستان، به عنوان یک ایالت دوردست آن کشور افتاد ولی بهانه در دست نداشت. درگیری خونین بومیان (اصطلاحا سرخپوست ها) که از اراضی نیاکان در برابر تعرض مهاجران دفاع می کردند با این مهاجرین در سال 1623 این بهانه را به کینگ جیمز داد و به پارلمان انگلستان اطلاع داد كه قتل سه هزار انگلیسی در طول 15 سال به دست سرخپوستان غیرقابل تحمل است و بنابراین ویرجینیارا یك ایالت آن کشور اعلام می كند. [همه ایالات متحده امروز در آن زمان ویرجینیا خوانده می شد]. مهاجرنشین امریكا و بعدا مرکب از 13 منطقه از آن تاریخ تا سال 1776 كه اعلام استقلال كرد متعلق به انگلستان و پایتخت آن شهر ویلیامزبرگ بود. مهاجران تصمیم به جدایی از انگلستان نداشتند و دلیل این جدایی عمدتا این بود که لندنی ها حاضر نبودند آنان را که از محل صدور توتون و پنبه و ... ثروتمند شده بودند در حکومت با خود شریک کنند و با حضور نمایندگان آنان مالیات وضع کنند و عوارض و مالیاتی بیش از اتباع مقیم کشور تحمیل نکنند. دو قرن و چند دهه پس از اعلام استقلال، هنوز رسانه های آمریکا اخبار مربوط به خاندان سلطنتی انگلستان را وسیعا منتشر می کنند. بیشتر روسای جمهوری آمریکا تبار انگلیسی داشته اند.
باقیمانده ساختمان كلیسایی كه مهاجران انگلیسی 32 سال پس از استقرار در آمریكای شمالی، بسال 1639 در جیمزتاون برای خود ساختند. مهاجران انگلیسی كه در آغاز، همگی مَرد بودند 14 می 1607 با ساختن قلعه ای برای محافظت خود در كنار جیمز ریور، سكونت در آمریكای شمالی را آغاز كردند. آنان در زمستان 1606 انگلستان را با سه كشتی به مقصد آمریكا ترك كرده بودند


تعداد کل صفحات: 379 1 2 3 4 5 6 7 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic