چهارشنبه 22 مهر 1394

کانال رسمی سایت در تلگرام

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    

به ما در تلگرام بپیوندید : @HistoryPlace



https://telegram.me/HistoryPlace


دوشنبه 12 تیر 1396

قتل مازیار به دست خلیفه عباسی

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


ورخان اروپایی كه در باره بپاخیزی ایرانیان برضد خلفای اموی و عباسی تحقیق كرده اند وقوع قتل «مازیار» حكمران وقت مازندران (تبرستان ــ تپورستان) به دست المعتصم خلیفه عباسی را سوم ژوئیه سال 839 میلادی نوشته اند. مازیار از خاندان اسپهبدان مازندران پسر قارن و قارن پسر ونداد هرمز و ونداد نوه سوخرا بود. مازیار در آمل بر اثر خیانت برادرش «كوهیار» كه فریب عوامل خلیفه را خورده بود دستگیر و به سامرا (سامره) منتقل و به المعتصم تحویل داده شده بود كه پس از شكنجه بسیار كشته شد. جسد مازیار که زیر شکنجه کشته شده بود در همان محلی که جسد بابک خرمدین بر دار شده بود به دار کشیده شد.
     خلیفه قبلا از راه ریا و نیرنگ حكومت مازیار بر مازندران را تایید كرده بود. المعتصم دو استقلال طلب معروف دیگر ایران - بابک و افشین - را به همین ترتیب نابود کرد. تاریخ بپاخیزی ایرانیان از جالبترین و قهرمانانه ترین فصول تاریخ عمومی است كه بپاخیزی ویتنامی ها در قرن 20 را می توان در ردیف آن قرار داد.


دوشنبه 12 تیر 1396

بنای شهر كوبك Quebec در كانادا (فرانسه نو)

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    

A half-length portrait of a man, set against a background that is a red curtain to the left and a landscape scene to the right. The man has medium-length dark hair, with a goatee and a wide mustache that is crooked up at the ends. He is wearing a white shirt with a wide collar, covered by a darker surcoat.

 ساموئل دو شامپلین Samuel de Champlain 

سوم ژوئیه سال ۱۶۰۸، ساموئل دو شامپلین Samuel de Champlain جغرافیدان فرانسوى در چهل و یكمین زادروز خود بناى شهر «كبكQuebec» را در كانادا آغاز كرد كه این منطقه بعداً به «فرانسه نو» معروف شد. این شهر اینک مرکز ایالت فرانسوی زبان کوبک کنفدراسیون کانادا است. ساکنان این ایالت از زمانی که شارل دوگل خطاب به آنان فریاد کشید «زنده باد کوبک مستقل» تاکنون دو بار به طریق دمکراتیک (رای گیری) تلاش کرده اند تا از کنفدراسیون کانادا جدا شوند.
    یك سال پیش از آغاز ایجاد شهر كبك (كوبك)، انگلیسى ها وارد آمریكاى شمالى (ایالات متحده امروز) شده و ایجاد «جیمز تاون» را در ویرجینیا آغاز كرده بودند.
    با اینكه بعداً، دولت انگلستان مهاجرنشین فرانسوى «كبك» را متصرف شد و كانادا را یك دومینیون انگلستان اعلام داشت؛ هنوز فرانسوى زبانان «كبك» زبان و فرهنگ فرانسوی خود را حفظ كرده و در آرزوى كسب استقلال هستند. دو شامپلین سه بار به كانادا سفر كرده بود و بنای شهر كوبك در سومین سفر او آغاز شده بود. پیش از شامپلین، ژاك كارتیه فرانسوی در سال 1534 در سفر به قاره غربی به كانادا رسیده بود (67 سال زودتر از انگلیسی ها). فرانسویان برخلاف انگلیسی ها بومیان (سرخپوستان) را نابود نكرده و با آنان به همزیستی پرداخته بودند.


سوم ژوئیه (جولای) سال 1866 در جریان جنگ بر سر رهبری ژرمن ها، در نبرد كونیگراس Koniggratz در نزدیكی «سادوا» ارتش پروسPrussia (آلمان شمالی ـ برلین) كه به تفنگ «ته پُر» و استفاده از فشنگ مجهز شده بود ارتش اتریش Austria را كه هنوز از تفنگ «سرپُر و سنبه ای» استفاده می كرد شكست داد و برتری خود در میان ژرمن ها (آلمانی نژادها) را مسلم ساخت.
    در این نبرد، فرماندهی نیروهای دولت پروس را مارشال مولتکه برعهده داشت. تفنگ فشنگی، توسط مهندش «یوهان نیكلاس فون دریسهDreyse» اختراع و برای ارتش پروس (آلمان) ساخته شده بود.



یك ماه پس از این كه مسعود غزنوی برادرش محمد را كور كرد تا بدون داشتن رقیب و با خاطری آسوده برجای پدر (محمود غزنوی) بنشیند، در قلمرو غزنویان ـ ایران خاوری آن زمان (افغانستان و پاكستان كنونی) ـ میان مردم دو دستگی بروز كرد كه در دراز مدت به تضعیف حكومت غزنویان و پایان كار آنان انجامید.
    «مسعود» اول ژوئیه سال 1030 میلادی برادرش محمد را كور كرده بود. سلطان محمود غزنوی ـ از تركان غز ـ پیش از این واقعه در گذشته بود و با این كه پیش از مرگ، مسعود را به جانشینی خود انتخاب كرده بود، مسعود برای این كه بدون دغدغه حكومت كند برادر را كور كرده بود. غزنویان، به ویژه سلطان محمود با این كه زبان آباء - اجدادی شان تركی بود به فرهنگ ایرانی و ادب پارسی جذب شده و در این زمینه کمک فراوان کرده بودند. گسترش دین اسلام در شبه قاره هند ( بعد از فتوحات اولیه اعرابی که در قرن هفتم میلادی ایران را متصرف شده بودند)،عمدتا در زمان حكومت محمود غزنوی صورت گرفت كه نتیجه اش ایجاد كشور پاكستان در نیمه قرن گذشته، 9 قرن پس از درگذشت سلطان محمود بوده است. 
    روی گردان شدن مردم از مسعود پس از كوركردن برادرش، ده سال بعد باعث شكست ارتش مسعود از سلجوقیان ـ دسته دیگری از تركان مهاجر ـ شد که قبلا وارد منطقه فرارود شده بودند. سلجوقیان با اجازه غزنویان به نقاط جنوبی تر كوچ كرده بودند. پس از شكست مسعود و عقب نشینی او به غزنه، مردم ناراضی، او را كشتند و برادر كورش محمد را شاه كردند، ولی نابینابودن محمد و افتادن امور در دست افرادی كه به شایستگی برخی از ایشان تردید بود باعث تضعیف هر چه بیشتر غزنویان و پایان تدریجی كار آنان شد.



ایزابل پرون
بانو «ایزابل پرون Isabel Peron» یكم ژوئیه 1974 برجای شوهرش «خوان پرون» نشست و رئیس جمهور آرژانتین شد. وی كه 43 ساله بود دو روز پیش از آن و پس از اینكه پزشكان از درمان پرون ابراز یاس كردند سوگند یاد كرده بود ولی تا شوهرش زنده بود بر صندلی او ننشست. ایزابل كه نخستین رئیس جمهوری زن در قاره آمریكا بشمار می آید قبلا منشی پرون و در جوانی یك دانسر (رقصنده) بود. آخرین سمت او پیش از ریاست جمهوری، معاونت خوان پرون بود. وی سومین زن پرون بود. پرون كه تا کنون حزب او (عدالت گستر) چند بار حكومت آرژانتین را به دست داشته یك ناسیونال سوسیالیست بود.
    ایزابل تا 24 مارس 1976 بر آرژانتین حكومت كرد و چون شایستگی لازم برای مدیریت کشور نداشت و فساد اداری رو به گسترش بود، ارتش که چنین دید با یك كودتای بدون خونریزی اورا بركنار و به اسپانیا تبعید كرد. 
    چندی بعد سندی به دست آمد كه معلوم شد ایزابل در دوران حكومت خود از موضوع سر به نیست شدن یك مخالف دولت توسط ماموران در سال 1976 خبر داشته و موضوع را به دستگاه قضایی اطلاع نداده است. یك دادگاه آرژانتین به این كار رسیدگی كرد و در فوریه 2007 (31 سال پس از وقوع ماجرا) وی را متهم به اختفاء جرم كرد و از دستگاه قضایی اسپانیا خواست كه او را جهت محاكمه مسترد دارد. پلیس اسپانیا ایزابل را توقیف خانگی كرد ولی یك دادگاه این كشور در مارس 2008 درخواست استرداد را به این دلیل كه دولت آرژانتین اسناد مربوط را ارسال نداشته و در این كار تعلّل می كند رد كرد.
     به نوشته رسانه ها، تعقیب قضایی ایزابل پس از سه دهه دست كم این نتیجه را داشته است كه مقامات دولتی کشورها متوجه شوند كه در دوران معاصر فرار از كیفر قانون شكنی و فساد دشوار است حتی اگر به كشوری دیگر رفته باشند.


یکشنبه 11 تیر 1396

آغاز جنگ جهانی اول

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


فرانتس فردیناند و بانویش صوفیا


    رسانه های آمریکا و اروپا «28 ژوئن 2014» صدمین سالروز ترور دوک بزرگ اتریش، فرانتس فردیناند و بانویش صوفیا از نژاد چِک در شهر «سَرایِ وُ Sarajevo» را صدمین سال آغاز جنگ جهانی اول خوانده و به این مناسبت فیچِر، مقاله و مصاحبه منتشر کرده بودند، حال آنکه نخستین برخورد نظامی این جنگ دوم آگوست (36 روز بعد از ترور فرانتس فِردیناند در سال 1914) آغاز شده بود و در این فاصله، جهان شاهد اولتیماتوم و شاخ و شانه کشیدن ها بود. رقابت قدرت های اروپایی مرکب پنج امپراتوری انگلستان، فرانسه، روسیه، آلمان و اتریش ـ هنگری بر سر بلعیدن سرزمین های دیگران و در عین حال تلاش توأم با نگرانی برای حفظ موازنه نظامی با ایجاد اتحادیه و یارگیری، دو دهه بود که رو به شدت گذارده بود. فرانسه که در جنگ سال 1871 از آلمان شکست خورده و تسلیم این دولت شده بود برای اینکه دوباره گرفتار آلمان نشود ترتیب سازش انگلستان و روسیه را با قربانی شدن ایران داده بود و این دو قدرت، ایران ضعیف و درهم ریخته وقت را طبق سازشنامه آگوست 1907 میان خود به دو منطقه نفوذ و در حقیقت ایجاد دولت در دولت تقسیم کرده بودند.
    
گاوریلو

ترور فرانتس فردیناند، توطئه بین دولتی نبود. در بوسنی ـ هرزگوینا، چند گروه ناسیونالیست صِرب تشکیل شده بود که خواهان وحدت اسلاوهای جنوبی بودند و مخالفت برتری اتریش. از میان آنها، گروه جوانان صِرب تصمیم به ترور دوک بزرگ (ولیعهد وقت اتریش) در جریان دیدار او از «سَرایِ وُ» گرفت. هفت تن از اعضای این گروه، مسلح به سلاح کمری و بمب دستی و قرص سیانید (سیانور برای خودکشی پیش از دستگیر شدن)، 28 ژوئن 1914 در سر راه دوک بزرگ قرار گرفتند. یکی از آنها در محل پُل ِ محل عبور اتومبیل دوک و اسکورت او بمب منفجر کرد که به او آسیب نرساند. دوک که به دیدار مقامات شهر می رفت در جریان این دیدار از آنان خواست که بر شمار مراقبین او بیافزایند، ولی شهر به حد کافی مامور پلیس نداشت و در بازگشت از دیدار مقامات شهر، یکی از اتومبیل های اسکورت دوک، اصطلاحا اتومبیل «جلودار» به خیابان عوضی وارد و متوقف شد که بازگردد. اتومبیل حامل دوک هم بناچار متوقف شد که گاوریلو پرنسیپ Gavrilo Princip نوزده ساله از گروه 7 نفری به سوی او و صوفیا شلیک کرد. یک گلوله به گردن دوک و یک گلوله هم به شکم صوفیا برخورد کرد و هر دو کشته شدند. گاوریلو همانجا و همدستانش بعدا دستگیر شدند. گاوریلو در بازجویی گفته بود که چشم بسته تیراندازی کرده بود و هدف گیریِ دقیق در کار نبود. دولت اتریش خواست که رأسا به قضیه رسیدگی کند که چون پاسخی را که انتظار داشت نشنید پس از کسب اطمینان از حمایت آلمان، 23 جولای به صِربستان اولتیماتوم داد و 28 جولای اعلان جنگ. تزار روسیه برای حمایت از صربستان همنژاد، بلافاصله دستور بسیج نیرو داد. 31 جولای امپراتور آلمان (قیصر) به تزار روسیه اخطار کرد که فرمان بسیج را لغو کند و چون تزار اعتنا نکرد، یکم آگوست به روسیه اعلان جنگ داد و با سلطان عثمانی (که خودرا خلیفه مسلمین می خواند) عقد اتحاد بست و دوم آگوست لوکزامبورگ را تصرف کرد و متعاقب آن تعرّض به بلژیک و فرانسه که بیشتر تاریخنگاران، این روز را آغاز جنگ جهانی اول نوشته اند که طبق حسان آنان، 4 سال و 3 ماه و 11 روز طول کشید و 9 میلیون و 911 هزار کشته و 21 میلیون مجروح و ناپدید، تلفات نظامی و 67 میلیون تلفات غیر نظامی ـ ازجمله تلفات ناشی از آنفلوآنزای مربوط داشت. دولت لندن چهارم آگوست و دولت روسیه ششم این ماه به آلمان اعلان جنگ دادند و آمریکا و ایتالیا اعلام بی طرفی کردند.
     گاوریلو پس از محاکمه به 20 سال زندان محکوم شد و در سال 1918 از بیماری سِل (در آن زمان بی درمان) در زندان درگذشت و همدستانش هم که محکوم به زندان شده بودند بعدا آزاد شدندند و یکی از آنان به نام کوبریلوویچ پس از آزادشدن، وزیر کابینه هم شد و 5 سال وزیر بود. 
    جنگ جهانی اول منجر به از میان رفتن امپراتوری های اتریش ـ هنگری، آلمان، عثمانی و روسیه شد و انگلستان و فرانسه جهان عرب و باقیمانده آفریقا را میان خود قسمت کردند، نقشه های جغرافیایی را تغییر دادند، کشور ساختند و دولت درست کردند و مسائل امروز این مناطق نتیجه همان کشورسازی های غیر طبیعی و عمدتا مغرضانه است.
    
حبیب الله خان

به رغم اعلام بی طرفی، ایران صحنه جنگ جهانی اول شد، نیروهای روسیه و انگلستان به بهانه جنگ با عثمانی وارد آن شدند، روس ها تا قزوین پیش آمده و این شهر را هم گرفتند. دولت لندن که پس از جنگ، کشور عراق را از 3 ایالت امپراتوری عثمانی ساخت مرزهای درد سر آفرین آن با ایران را هم تعیین کرد با صدها استخوان لای زخم و همچنین مرزهای جنوب شرقی ایران (بلوچستان)را و .... در جریان جنگ، ایرانیان و افغان ها که تحت تاثیر تبلیغات همنژادی با آلمانی ها قرارگرفته بودند ضد انگلیسی شده بودند و در کابل امیر وقت ـ حبیب الله خان را زیر فشار گذارده بودند که متحد آلمان شود و به هندوستانِ انگلیس حمله بَرَد به همان صورت که نادرشاه افشار بُرده بود. ولی حبیب الله خان زیر بار نرفت. [افغانستان در آن زمان استقلال کامل نداشت.].



تا اول ژوئیه سال 425 پیش از میلاد، دیگر برحكمران ایرانی مصر مسلم شده بود كه آتنی ها بار دیگر به تحریك مصریان بر ضد امپراتوری ایران دست زده بودند. مصریان در یكصدمین سال حكومت ایرانیان بر آنان، در پرداخت مالیات به حكمران ایرانی مصر تعلل می كردند و این تعلل كه به تدریج عمومیت یافته بود سوء ظن حكمران را برانگیخته بود و در این زمینه دست به بررسی گسترده زده بود. تحقیقات حكمران به این نتیجه رسیده بود كه محرك مصریان در این نافرمانی و كارشكنی، آتنی ها بودند كه با دولت ایران به دلیل حمایت از اسپارتی ها دشمنی داشتند. آتنی ها از دیر زمان با مصریان داد و ستد داشتند و با كشتی های خود به بنادر مصر رفت و آمد می كردند. به علاوه، مصر دارای جوامع كوچك آتنی بود. در آن زمان میان اسپارت و آتن جنگ بود و دولت ایران با كمك مالی، ارسال اسلحه، تداركات و كشتی از اسپارتی ها حمایت می كرد و سرانجام همین كمكها باعث پیروزی اسپارت شد.این جنگها كه سالها طول كشید، در تاریخ به «جنگهای پلوپونز/ Poloponnesian War» معروفند كه «توسیدس Thucydides» مورخ، گزارشگر عینی این جنگها بود و تحت همین عنوان تاریخ مشهور خود را نوشت. 
    آتنی های آن زمان دولت ایران را «امپریالیست» می خواندند كه این اصطلاح از همان زمان باقی مانده و رواج یافته است.
    مصر در سال 526 پیش از میلاد به دست «كامبیز Cambyses ( کامبوزیا - کامبوجیا ) پسر و جانشین کوروش بزرگ فتح شد و ایرانیان قسمتهای از سودان [در آن زمان: نوبی] و لیبی را هم به آن اضافه كردند.
    نافرمانی مصریان در سال 425 پیش از میلاد كه سومین نافرمانی ایشان در طول سلطه ایران بود؛ با اعزام نیروی اضافی از فارس امروز و كرمان از طریق دریا سركوب شد و آتنی ها از مصر اخراج و ممنوع الورود به آن سرزمین شدند. در آن زمان كشتی ها از خلیج فارس از طریق آبراهی كه به تصمیم داریوش بزرگ حفر شده بود تا اعماق مصر و دریای مدیترانه رفت و آمد می كردند. حكومت ایران برمصر 20 سال پس از نافرمانی سال 425 پیش از میلاد، جمعا 120 سال و چند ماه، ادامه یافت.دولت ایران مصر را به نام یك ساتراپی ( استان ) خود اداره می كرد.به همین دلیل، مورخان شاهان هخامنشی ایران را سلسله بیست و هفتم مصر بشمار آورده اند. پس از آن نیز تا قرنها، یهودیان مصری خود را همچنان اتباع امپراتوری ایران معرفی می كردند. 
    باید دانست که به دستور داریوش بزرگ میان دریای سرخ و رود نیل یك آبراه حفر شده بود تا كشتی ها از خلیج فارس مستقیماً به مصر روند و به همین جهت، نیروهای ایرانی مستقر در مصر در طول 120 سال حكومت ایران و نیز كارمندان دولت و حكام ایرانی مصر از كرمان و فارس اعزام می شدند كه به خلیج فارس نزدیكتر بودند و هر دو شورش سالهای 425 و 454 پیش از میلاد مصر توسط سربازان تازه نفس اعزامی از كرمان سركوب شد. آثار آبراه دریای سرخ- رود نیل و لوح مربوط به سه دهه پیش توسط باستانشناسان كشف و در دسترس است.




Charles Guiteau
«چارلز گیتیو Charles Guiteau» وكیل قضایی 41 ساله آمریكایی که در سپتامبر 1881«گارفیلدGarfield» رئیس جمهوری وقت آمریکارا گلوله زد و سی ام ژوئن 1882 به جرم ارتکاب این قتل به دار آویخته شد در طول مبارزات انتخاباتی «گارفیلد» برای پیروز شدن او تبلیغات وسیع كرده، نطق نوشته و حتی كتاب تالیف كرده بود و انتظار داشت كه در عوض، گارفیلد به او سمت سفارت بدهد.
     گارفیلد بیستمین رئیس جمهوری آمریکادر آغاز كار با سفیر شدن گیتیو موافق بود ولی گیتیو اصرارداشت كه سفیر آمریكا در پاریس بشود كه وزیر امورخارجه با انتصاب او به این سمت موافقت نداشت و می گفت كه سفیر آمریكا در فرانسه نه تنها باید تجریه كار دیپلماتیك داشته باشد بلكه بر زبان فرانسه هم مسلط باشد. 
    گارفیلد برای خلاص كردن خود از دست گیتیو، به منشی اش دستور داده بود كه از آن پس به گیتیو وقت ملاقات ندهد. گیتیو كه متوجه قضیه شده بود تصمیم به قتل گارفیلد گرفت و اورا در دوم ژوئیه 1881 در یك ایستگاه راه آهن در شهر واشنگتن گلوله زد. گارفیلد مجروح مدتی بستری بود كه معالجات، و به جایی نرسید و بر اثر عفونت زخم درگذشت. در آن زمان هنوز آنتی بیوتیك کشف نشده بود.


شنبه 10 تیر 1396

Somme ـ مرگبارترین نبرد تاریخ بشر

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


انگلیسی ها (نظامیان انگلستان، کانادا، استرالیا و نیوزیلند) درحال حرکت به سوی سنگرهای آلمانیان در جبهه «سم»

یکم ژوئیه 1916 (دهم تیرماه) و در جریان جنگ جهانی اول، نبرد سم (Battel of Somme) با تعرض نیروهای انگلیسی به سنگرهای آلمانیان آغاز شد كه در همان روز 20 هزار نظامی انگلیسی به دست آلمانی ها كشته و 40 هزار تن دیگر زخمی شدند. این نبرد تا نیمه نوامیر آن (به مدت چهارماه و هجده روز) ادامه یافت و ضمن آن تلفات فرانسه 200 هزار، انگلستان 420 هزار و آلمان 465 هزار بود. در این جبهه که طول آن تنها 30 کیلومتر بود 48 لشکر فرانسوی و 51 لشکر انگلیسی با 50 لشکر آلمانی می جنگیدند. نقشه حمله از «داگلاس هیگ D. Haig» فیلد مارشال انگلیسی بود که می خواست به بن بست نبرد «وردنVerdun» پایان دهد. وی عقیده داشت که با آغاز نبرد سم («سم» رودخانه ای است در شمال فرانسه که نبرد در طرفین آن روی داد) فرماندهی ارتش آلمان مجبور خواهد شد که چند لشکر از «وردن» به «سم» منتقل کند و در نتیجه مارشال پتن (فرمانده فرانسویان در وردن) خواهد توانست بقیه آلمانی ها را از این جبهه شمالی فرانسه عقب براند. مارشال انگلیسی برای اجرای نظر خود در نخستین روز نبرد سم صدها هزار گلوله توپ به سنگرهای آلمانی ها شلیک کرد ولی آلمانی ها که سنگر تونلی داشتند آسیب چندان ندیدند و همان روز در حمله متقابل به انگلیسی ها 60 هزار تلفات وارد ساختند. جمع گلوله های توپ که در هفته نخست نبرد سم به سوی سنگرهای آلمانی ها شلیک شد یک میلیون و 738 گلوله گزارش شده است. نبردهای وردن و سم از نوع جنگهای خندقی بودند. در هر دو جبهه، از تانک و هواپیمای نظامی استفاده شده بود. نبرد وردن که از فوریه 1916 آغاز شده بود 18 دسامبر همان سال پایان یافت. در جبهه سم، مارشال «فش» فرماندهی فرانسویان را برعهده داشت.



سی ام ژوئن 1916 (نهم تیرماه و در جریان جنگ جهانی اول) نیروهای انگلیسی (عمدتا هندی) به فرماندهی ژنرال «پرسی سایكس (که برای ما تاریخ هم نوشت و دهها سال، حتی در دانشکده های ما به دانشجویان تلقین می شد که به کتاب او استناد کنند!)» به نام راندن آلمانیها و نیروهای هوادارشان از منطقه تحت نفوذ انگلستان در ایران (جنوب و جنوب شرقی كشور) وارد شهر كرمان شدند و آلمانیها كه مورد حمایت نیروی ژاندارم و گروهی از مردم محل بودند منطقه را تخلیه كردند. نظامیان ژنرال پرسی سایکس قبلا با کشتی از هند به بندر عباس منتقل شده بودند. 
     
Wilhelm 2

عوامل آلمان كه به منظور كوتاه كردن دست انگلستان از ایران و سپس هند، از آغاز جنگ جهانی اول دست به جمع آوری هوادار در ایران و غرب هند (پاکستان کنونی) زده بودند، در ایران از عنوان دلنشین «همنژادی» و این كه انگلیسی ها عامل و باعث همه بدبختی های ایرانیان بوده اند برای نفوذ در قلبها استفاده می كردند و در نقاط دیگر، مخصوصاً در میان مسلمانان شبه قاره هند (پاكستانی های فعلی و ...) حتی رواج داده بودند كه ویلهلم دوم امپراتور آلمان مسلمان شده، به مكه رفته و او را «حاجی ویلهلم!» خطاب می كردند و مدعی بودند كه در این جنگ، آلمان متحد نظامی خلیفه مسلمین (سلطان عثمانی) است، و انگلیسی ها به منظور خنثی كردن تأثیر این تبلیغ (پروپاگاندا)، می گفتند كه خلیفه مسلمین باید از خاندان نبوت باشد و سلطان عثمانی از نژادی دیگر است.
    در كرمان، سیلر Seiler، زوگمایر Zugmayer و گریزینگر Gerizinger گردانندگان هوادارن آلمان بودند كه كنسول انگلستان در این شهر را مجروح كرده و شعبه بانك شاهی (بانك متعلق به انگلستان) را مصادره كرده بودند. 
    در اصفهان، ریاست آنان با پوگین Pugin بود كه كنسول روسیه در این شهررا كشته بودند و در شیراز سرهنگ «او كونور O;Conor» انگلیسی را ربوده بودند.
     
Wassmussدر لباس عشایر فارس 

مغز اصلی بسیج ایرانیان بر ضد نیروهای متحدین (روسیه و انگلستان) یك اعجوبه آلمانی به نام «ویلهلم واسموس Wilhelm Wassmuss» بود كه در تهران با زرنگی و دادن رشوه و وعده های شیرین سیاستمداران (نمایندگان مجلس و سران احزاب و معتمدان محلی) را به حمایت از آلمان جلب می كرد و افسران سوئدی ژاندارمری ایران را در كنار آلمان قرار داده بود و ایرانیان مخالف انگلستان و روسیه را مسلح ساخته و تحت فرماندهی ژنرال «كاونیتس Kaunitz» آتاشه نظامی آلمان در تهران قرار داده بود كه این ژنرال در جریان عملیات نظامی ژاندارمهای ایران بر ضد سواره نظام روسیه در كرمانشاه ناپدید شد. واسموس قبلا بوشهر و استان فارس ماموریت دیبلماتیک داشت.
     ایران در آستانه جنگ جهانی اول اعلام بیطرفی كرده بود، ولی توان نظامی قابل ملاحظه ای نداشت كه از ورود نیروهای دو اتحادیه متخاصم به وطن جلوگیری كند. عثمانی كه در كنار آلمان بود 15 ژانویه 1915 تبریز را تصرف كرد كه روسیه نیرو فرستاد و عثمانی را اخراج كرد. تازه میان آلمان و عثمانی (تركیه) هم توافق نظر نبود. عثمانی خواهان رسانیدن خود به آسیای میانه و ایجاد اخلال برضد تزار روسیه از آنجا بود بود و آلمان نقشه تصرف میدانهای نفتی ایران و پالایشگاه آبادان از یك طرف و رخنه به هند و طرد انگلستان از این سرزمین پهناور را از سوی دیگر، در سر داشت. روسیه و انگلستان هم نیات مختلف داشتند؛ انگلستان «فرمانفرما» را كه دوست خود می پنداشت نخست وزیر می كرد و روسیه او را بر می داشت و سپهسالار را كه هواخواهش بود بر جای او می نشاند و ....
     جمع نیروهای روسیه در ایران شش هزار و انگلستان چهار هزار تن بود و ایران نیرویی به این شمار نداشت كه حاكمیت و امنیت داخلی خود را حفظ كند. این درگیری ها در پایان سال 1916 ظاهرا به سود روسیه و انگلستان پایان یافت و موفق شدند که نفوذ آلمان و عثمانی را به حد اقل کاهش دهند. انگلستان به منظور دور ساختن عثمانی از میدانهای نفتی، در عراق نیرو تازه نفس پیاده كرد و به سوی بغداد پیش رفت و .... 
     دولت انگلستان که در پایان جنگ جهانی اول بر عراق و سایر مستملکات عثمانی در شبه جزیرة العرب استیلا یافته بود سپس طبق سیاست خاص خود در آنها تغییراتی به وجود آورد که مسائل جاری از جمله قضیه عراق و مسئله اعراب و اسرائیل و ... نتیجه آن است. به علاوه، رویدادهای خاورمیانه و درگیری های افغانستان، نشان می دهد که استراتژی انگلستان در قبال منطقه نسبت به آن زمان تغییر چندان نکرده و از طریق تلقین به دولت واشنگتن و سیاست رسانه ای آن را فعال نگهداشته است.


جمعه 9 تیر 1396

محمد علیشاه قاجار و آخرین زورآزمایی

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


نهم تیرماه 1288 هجری خورشیدی محمدعلی شاه قاجار به «سلطنت آباد» نقل مكان كرد و برای دفاع از خود دستور ایجاد استحكامات و استقرار توپ داد. به دستور او حتی در قلهك و دروس هم توپ مستقر ساخته بودند.
     در همین روز، محمدعلی شاه برای این كه حمایت كاركنان دربار و دولت را از دست ندهد از بانك استقراضی روسیه در تهران وام گرفت و مواجب آنان را پرداخت كرد. در آن زمان، كشور ما هنوز درآمد نفت كه تازه یكی دو چاه آن به نفت رسیده بود نداشت و به دلیل ضعف دستگاههای اجرایی و قدرت و نفوذ فئودالها كه هركدام به جایی وابستگی داشتند درآمد مالیاتی اش هم نزدیك به صفر بود.
     در این شرایط، محمدعلی شاه برای این كه اتهام «ضد مشروطیت» را از خود دور سازد دهم تیرماه هیاتی را مامور كرد تا نظامنامه تازه انتخابات پارلمان را بر اساس انجام دو مرحله ای آن تهیه كنند. ولی این تمهیدات سلطنت او را بیش از دو هفته حفظ نكرد، زیرا انگلیسی ها مایل به ادامه آن نبودند زیرا كه شاه قاجار با روس ها متحد بود و این دوستی برای لندن خطرآفرین بود و ....



طبق آثار و اسناد به دست آمده، 29 ژوئن سال 590 پیش از میلاد (هشتم تیرماه)، میان دولت ایران (حكومت مادها یا Medes به پایتختی همدان) و دولت لیدی (Liadia = Lydia آناتولی غربی - قسمتی از غرب تركیه امروز) قرارداد تعیین مرز بسته شد كه نخستین قرارداد از این دست در تاریخ جهان به شمار می رود و نخستین فصل كتاب 
    «تاریخ انعقاد پیمان های سیاسی» با آن آغاز شده است. 
     در این قرارداد كه یک ماه و یک روز پس از پایان جنگ طرفین و انجام مذاكرات منعقد شد، مسیر رود Halys (قزل ایرماک = رود سرخ) مرز دو كشور تعیین شد و مقرر گردید كه علامت گذاری شود و رفت و آمد میان دو كشور بر پایه ضابطه قرار گیرد. جنگ ایران و لیدی که منجر به امضای این قرارداد شد 28 ماه مه سال 590 پیش از میلاد و بیم دو ارتش از ادامه خورشیدگرفتگی آن روز پایان یافته بود. فرماندهی ارتش ایران را در آن جنگ، هوخشتره (کردها «خسرو هووخشتاره» = کیخسرو می خوانند) شخصا برعهده داشت.
     نوزده سال پیش از آن، ارتش های ایران و بابل امپراتوری «آشور» را كه به ارتكاب ظلم شهرت داشت و دو قرن بر خاورمیانه مسلط بود برای همیشه از میان برده بودند و دیگر، نینوه (نینوا) مركز قدرت خاورمیانه نبود.



دوم تیرماه 1345 (29 ژوئن 1966) طی مراسمی قرارداد تاسیس كارخانه فولاد سازی اصفهان میان ایران و شوروی امضاء شد. این كارخانه كه بعدا ظرفیت تولید آن افزایش یافت از سوی شوروی در اصفهان ساخته شده است. در پی امضای قرارداد و در طول تاسیس کارخانه، شماری از مهندسان و تکنیسین های ایرانی در چند گروه برای کارآموزی به شوروی فرستاده شدند. اظهارات این ایرانیان در مصاحبه های خود پس از بازگشت از شوروی تردید باقی نگذارده بود که نظام شوروی به بیراهه افتاده بود ـ بیراهه ای که به فروپاشی ختم شد. کارآموزان ایرانی از بوروکراسی بد، بی علاقگی مردم نسبت به نظام کشورشان، نبود انگیزه، بی توجهی دولت نسبت به خواست و نیاز مردم و ضعف های دولتی دیگر از جمله کندی کارها و فساد اداری سخن گفته و تاکید کرده بودند که اگر پیشرفتی هم در شوروی بوده مربوط به امور نظامی است؛ هنوز در این کشور (اواخر دهه 1960) با دست و چکش و کوره اتومبیل می سازند و ... و روسها ساعت قراضه های آنان را با ولع خاص می خریدند و ....
     داشتن كارخانه فولاد سازی از دیر زمان یك آرزوی مردم ایران بود كه تا زمان آغاز بكار این كارخانه به دلایل متعدد تحقق نمی یافت. قرار بود نخستین کارخانه پولادسازی ایران پیش از آغاز جنگ جهانی دوم، با کمک آلمان (آلمان ناسیونال سوسیالیست = نازی) در کرج تاسیس شود؛ مقدمات کار هم فراهم و نقشه ساختمان در زمین مربوط پیاده شد که به انجام نرسید.


در سال انقلاب (سال 1357 هجری =2537 شاهنشاهی= 1978میلادی) هم روزنامه های تهران پُر از اعلان بنگاههای توریستی بود. تا یک سال پس از انقلاب نیز ایرانیان برای سفر به بسیاری از کشورها ازجمله کشورهای اروپایی نیاز به ویزای ورود نداشتند. گرفتن ویزای چهارساله آمریکا هم بسیار آسان بود. هنگام ورود به آلمان، گذرنامه ایرانیان را حتی مُهر نمی زدند. دلار آمریکا تا چند ماه پس از انقلاب همچنان هفت تومان بود [اینک 1200 تومان و 171 برابر آن زمان]. در صفحه 22 شماره هشتم تیرماه 1357 روزنامه اطلاعات (29 ژوئن 1978) آگهی «پرس توریست» منتشر که در آن هزینه کامل یک دیدار 21 روزه (پرواز، هتل و غذا) در تابستان از آمریکا و انگلستان شامل شهرهای لندن، واشنگتن، نیویورک، سانفرانسیسکو، لس آنجلس و لاس وگاس 14 هزار و 250 تومان (دو هزار دلار) تعیین شده بود.


پنجشنبه 8 تیر 1396

اختراع ساکسوفون Saxophone

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    





    آدولف ساکس Adolphe Sax بلژیکی که یک ابزار بادی نواختن موسیقی از نوع فلوت را اختراع کرده بود 28 ژوئن 1846 این اختراع خودرا در پاریس به ثبت داد که زادروز این ساز قلمداد شده است. آدولف که یک موسیقیدان و در عین حال سازنده و فرشنده انواع ساز بویژه سازهای بادی بود در جریان تکمیل این نوع سازها، ابزار تازه را که به نام او ـ Saxophone ـ معروف شده است و پُرصداترین سازهای بادی است اختراع کرد. دسته های موزیک نظامی نخستین کاربرهای این وسیله بودند و از زمان گسترش جاز، وسیله اصلی آن شده است.
    آدولف ساکس ششم نوامبر 1814 در بلژیک به دنیا آمد و در چهارم فوریه 1894 در پاریس درگذشت. در زمان تولد آدولف، بلژیک بخشی از قلمرو فرانسه بود.
    آدولف ساکس درباره سازهای بادی نیز تحقیق کرده ولی در تحقیق خود نخستین سازنده «نی» را در جایی ایرانیان و در جای دیگر هندیان اعلام داشته است!.


تعداد کل صفحات: 379 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic