سکه خسروانوشیروان با تصویر او
پنجم اكتبر 579 میلادی، ارتش ایران مركب از 40 هزار سوار و یكصد هزار پیاده، سوریه را از دست رومیها خارج كرد و نزدیك به 20 هزار رومی را به اسارت گرفت.
     ژوستین دوم امپراتور روم كه دو بار از خسروانوشیروان شكست نظامی خورده و از فرط اندوه خودرا بازنشسته و خانه نشین كرده بود پیش از كناره گیری، ژنرال تیبریوس را جانشین خود ساخته بود تا بتواند از عهده ارتش ایران برآید كه تیبریوس هم در جنگ اكتبر 579 شكست خورد، ولی دیگر ژوستین دوم زنده نبود تا خبر این شكست را بشنود. او پنجم اكتبر سال 578 (درست یك سال پیش از شكست تیبریوس) در انزوا و در 58 سالگی درگذشته بود.
     پس از پیروزی اكتبر 579 میلادی، طولی نكشید كه خسروانوشیروان، شاه وقت ایران، پس از 48 سال سلطنت درگذشت. وی نقشه اخراج رومیها از سوریه را شخصا طرح كرده بود. 
     در دوران حكومت انوشیروان دادگر مرزهای ایران تقریبا به حدود مرزهای ایران در دوران هخامنشیان رسیده بود. وی هونها را از منطقه تاجیكستان و شمالشرقی افغانستان امروز اخراج كرد، حكومت روم شرقی را خراجگزار ایران ساخت، امتیازهای طبقاتی را كاهش داد، نظام قضایی را اصلاح و كدخدایان و دهداران را انتخابی و بیگاری ارباب از رعیت را لغو كرد. به دستور او مدارس فراوان تاسیس شد. وی تالیف و ترجمه كتاب از هندی و یونانی را تشویق كرد و برای این منظور یک سازمان دولتی ویژه به وجود آورد که ترجمه کلیله و دمنه از هندی یکی از کارهای این سازمان بوده است. خسرو انوشیروان عمارات تازه در كاخ تیسفون [طاق كسری] ساخت و در شهرها دفاتر ویژه دایر كرد كه درد دل مردم را به وی اطلاع دهند. خود او هر چند روز یک بار دیدار عمومی ( اصطلاحا : بار عام ) داشت و در این دیدار شخصا شکایات مردم را دریافت و به درد دلها و خواستهایشان توجه می کرد. گهگاه که مردم برای اعلام شکایات و درخوستهای خود در برابر کاخ تیسفون اجتماع می کردند، شخصا در بالکن کاخ حضور می یافت و اظهارات آنان را می شنید. 
     مورخان قرون وسطا - قرنها پس از وی - با بررسی کارهای خسرو انوشیروان، بر نام او صفت «دادگر» را اضافه کردند و در دهه دوم قردن چهاردهم هجری خورشیدی که زرتشتیان هند چند مدرسه در تهران ساختند و به آموزش و پرورش ایران هدیه کردند، نام بزرگترین آنها را که در خیابان انقلاب قرار دارد «انوشیروان دادگر» گذاردند که دهها سال بهترین دبیرستان دختران پایتخت بود.
     در زمینه نظامی، به نوشته مورخان روم شرقی، خسرو انوشیروان بازگشت و فرار سرباز ایرانی در جنگهای دفاعی (نه تعرضی) را اکیدا ممنوع و برای آن مجازات سخت در نظر گرفته بود و چنین سربازی پیش از مجازات، از موهبت ایرانی بودن خلع می شد، زیرا سرباز ایرانی نباید در جنگهای دفاعی به دشمنی که چشم طمع به وطن او داشت، پشت می کرد. به نوشته این مورخان، سربازان ایرانی هر روز دو بار در جمع خود ( به اصطلاح امروز صبحگاه و شامگاه ) با صدای بلند می گفتند: ایستادگی برای حفط میهن و هم میهنان یا مرگ.
    
بقایای تالاری كه خسرو انوشیروان در آن خواستها و درد دلهای مردم و ازجمله عوام الناس را می شنید و به همین دلیل، شعراء پارسی سرا در اشعار خود این تالار را «بارگه داد» خوانده اند


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر