23 اكتبر 1954 (یکم آبان سال 1333) چهار تَن از 11 افسر گروه سوم نظامیان كمونیست ایران به اعدام و هفت تَن دیگر به حبس ابد محكوم شدند. هیچكدام از آنان، نه ازعمل خود ابراز پشیمانی و نه از شاه درخواست بخشودگی كرده بودند. آنان هم مانند افسران دسته اول و دسته دوم پیروی از یك مَكتَب سیاسی و یك نظریه اقتصادی ــ اجتماعی را كه بستگی به متمایل فرد و احتمالا ریشه در نهاد او دارد، تا این حد عملی مجرمانه ندانسته و گفته بودند كه «اقدام» می تواند جرم تلقی شود، نه صرفا «اندیشه». آنان در جریان براندازی 28 اَمُرداد با واحدهای خود به کمک مصدق نیامده بودند. سازمان نظامی حزب توده یکصد تا دویست افسر و عمدتا سرهنگ و سرگرد در ارتش، ژاندارمری و پلیس داشت. به علاوه، صدها نظامی هوادار (نه، عضوی رسمیِ دارای کارت حزب و شماره حزبی).
     روز بعد (دوم آبان) هم چهارمین دسته افسران كمونیست در پی محاكمه ای نسبتا كوتاه محكوم شدند. مجازات چهار تن از اعضای این دسته اعدام و دو تَن دیگر حبس دائم تعیین شده بود. 
    هشتم آبان شش افسر و 17 آبان پنج افسر دیگر از محكومان گروههای دوم، سوم و چهارم تیرباران شدند كه سرهنگ جلالی، سرهنگ افشار بكشلو، سرهنگ جمشیدی و سرگرد وكیلی در میان آنان بودند. بیشتر افسران دستگیر شده در ساعات فراغت خود در سالهای 1331 و 1332در دبیرستان های دولتی كشور كه این دبیرستان ها به دلیل ضعف مالی دولت وقت (ناشی از محاصره اقتصادی) دچار كمبود دبیر شده بودند به رایگان تدریس كرده بودند.
     اعدام این افسران سبب شد كه مردم خشمی را كه نسبت به حزب توده داشتند كه چرا با این توان نظامی، كودتای 28 اَمُرداد را در هم نشكسته بود فراموش کنند و بیش از پیش ضد دولتی شدند. وجود فرمانداری نظامی و منع رفت و آمد شبانه و محدودیت اجتماعات و سانسور مطبوعات مانع هرگونه اقدام ملت بود و لذا خشم آنان را به عُقده تبدیل كرد و تا سال 1357 باقی ماند.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر