بپاخیزی اسپارتاكوس از نهم دسامبر سال 73 پیش از میلاد آغاز شد. وی از مردم تراس - منطقه ای در شمال دریای اژه و از نژاد یونانیان بود. اسپارتاكوس در ارتش روم یك سرباز كمكی (احتیاط) بود. «آپیان» نویسنده پیش از میلاد كه شرح بپاخیزی اسپارتاكوس را نگاشته روشن نساخته است كه به چه دلیل اورا به دسته گلادیاتور ها كه معمولا از میان نظامیان خارجی اسیر ارتش روم انتخاب می شدند اضافه كرده بودند. وی در سال 74 پیش از میلاد به گلادیاتورها اضافه شده بود. 
    كار گلادیاتور ها این بود كه دو به دو در برابر سران روم كه در جایگاه ویژه تماشاگران می نشستند و به منظور تفریح و سرگرم كردن آنان درمیدان گودی با اسلحه به جان هم بیافتندو یكی از دو حریف و یا هر دو آنان كشته شوند تا تماشاگران لدت ببرند!.
    اسپارتاكوس كه این عمل را غیر انسانی می دانست گلادیاتور ها را برضد حكومت روم متحد كرد و درجریان یك نمایش «كشتار» دست به شورش زدند و بندها را گسستند و در كوه وزوویوس كه یك آتشفشان خاموش بود پنهان شدند و از آنجا دست به تحریك سایر بردگان زدند و هنگامی كه عده آنان به هفتصد تن رسید از كوه فرود آمدند و با زور و مسلحانه دست به آزاد كردن بردگان دیگر زدند كه غنائم جنگها بودند. در آن زمان بردگان مولد ثروت بودند و برای اربابانشان كار تولیدی رایگان از جمله كشاورزی می كردند. قرار بود كه بردگان آزاد شده توسط گروه اسپارتاكوس جنگ كنان از طریق كوههای آلپ به زادگاههای خود باز گردند و بقیه عمر را آزاد زندگی كنند. آنان
    با این فكر خودرا به دامنه های آلپ رسانیدند و ضمن راه دو لشكر رومی را كه سد راهشان شده بودند شكست و فراری دادند. در گذرگاههای آلپ چون عده آنان نزدیك به هفتاد هزار تن بود، ساکنان محل نگران و وحشت زده شدند و گذر گاههارا بستند. اسپارتاكوس كه می خواست برده های آزاد شده زنده به كشورهای خود بازگردند تصمیم به خروج از روم با کشتی گرفت و به جنوب ایتالیا بازگشت و در سر راه خود نیروهای رومی را كه مانع حركت آنان بودند شكست داد كه این وضعیت بر دولت روم كه نتوانسته بود در طول دو سال و اندی قیام بردگان را سركوب كند گران آمد و كراسوس (ماركوس لیسینیوس كراسوس) یكی از سه عضو شورای عالی حاكم بر امپراتوری روم داوطلب جنگ با بردگان شد. وی در سنای روم برای قانع كردن سناتورهای به تامین هزینه یك لشكركشی بزرگ گفت كه اسپارتاكوس سه هزار سرباز اسیر رومی را سر بریده است كه بعدا معلوم شد دروغ گفته و این سربازان تنها خلع سلاح شده بودند و بعدا به رم باز گشتند.
     وی سپس با شش لشكر (لژیون) از راه زمین (شمال) و یك لشكر با كشتی و از راه دریا قرارگاه اسپارتا كوس را كه پیام داده بود اگر اجازه خروج ار ایتالیا به او و سایر بردگان همراه وی داده شود سر جنگ نخواهد داشت محاصره كرد و در جنگی كه در سال 71 پیش از میلاد میان طرفین روی داد اسپارتاكوش كشته شد و قیام بردگان شكست خورد. كراسوس برای ترسانیدن سایر بردگان كه فكر قیام از مغزشان نگذرد شش هزار تن از همدستان اسپارتاكوس را كه اسیر شده بودند در جاده ای كه به شهر رم ختم می شد به دار (صلیب) زد كه همانجا از تشنگی و گرسنگی و درد ناشی از آویزان بودن به تدریج مردند كه چنین صحنه ای در طول تاریخ مشابه نداشته است.
    قیام اسپارتاكوس دومین قیام از این دست در دنیای باستان بود. نخستین قیام را كاوه (كاوك) ایرانی معروف به كاوه آهنگر بر ضد شاه ظالم آن زمان ایران رهبری كرده بود.
    كراسوس در سال 53 پیش از میلاد به ایران حمله كرد كه در منطقه حران (كارهه) واقع در نقطه مرزی امروز تركیه و سوریه (شمال غربی عراق) و كنار رود فرات درجنگ باارتش ایران به فرماندهی سپهبد سورنا كشته شد و سربازان او و همچنین پسرش نیز نابود شدند كه این بزرگترین شكست رومیان از ایرانیان بود.
كراسوس كه قیام اسپارتاكوس را سركوب كرد
در جنگ سال 53 پیش از میلاد با ایران 
شكست خورد و كشته شد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر