نوزدهم ژانویه 1979 سفیر آمریکا در قاهره به شاه (محمدرضا پهلوی) که شانزدهم این ماه کشوررا ترک و وارد اَسوان در جنوب مصر شده بود اطلاع داد که مصلحت نیست فعلا به آمریکا برود و از آن لحظه به بعد سرگردانی شاه [که سالها متحد وفادار آمریکا بود] آغاز شد.
     
دیدار شاه با سادات در اسوان

طبق اسناد و عمدتا تاریخ شفاهی (مصاحبه مقامات وقت و نزدیکان شاه ازجمله امیراصلان افشار رئیس تشریفات سلطنتی که با او در اسوان مصر بود)، قرار بود که شاه پس از تأیید نخست وزیری شاپور بختیار در سنای ایران به آمریکا برود و مدتی [و تا بازگشت آرامش به ایران] در اینجا باشد و بیماری سرطان او زیر کنترل درآید. ویلیام سولیوان سفیر وقت آمریکا در تهران ظاهرا ترتیب کار را داده، برنامه را تنظیم کرده و به شاه اطلاع داده بود که در پی آن، شاه فرزندان کوچکتر خودرا به آمریکا فرستاده بود. اندکی پیش از خروج شاه از تهران به او اطلاع داده شده بود که اقامت او در اسوان ـ به رغم سفر انورسادات به سودان ـ کمی طولانی خواهد بود زیراکه که ممکن است مذاکرات جرالد فورد [رئیس جمهور سابق آمریکا که دوست شاه بشمار می آمد] با او در اسوان به درازا بکشد!. 
    شاه پس از ورود به اسوان از همراهان خواست که به سفارت آمریکا در قاهره از برنامه سفر او به آن کشور که از پیش تدارک دیده شده است اطلاع دهند. این کار انجام شد ولی سفیر آمریکا در قاهره پس از مکاتبه و دریافت پیام از کاخ سفید، سه روز بعد به شاه اطلاع داد که فعلا مصلحت نیست! به آمریکا برود. با دریافت این پیام بود که شاه یقین حاصل کرد که شنیده ها درست بوده و لندن، پاریس و واشنگتن، مخصوصا دولت لندن نمی خواهند که او بیش از این رئیس کشور ایران باشد [و به اصطلاح؛ کشتیبان را سیاست دگر آمده بود.]. در همین جا بود که اطلاع یافت که مسکو هم با دریافت این اطمینان که [در ایرانِ پس از انقلاب] فعالیت حزب توده آزاد خواهد بود با طرح رفتن او از قدرت موافق شده است. شاه قبلا و بعدا بارها گفته بود که با فعالیت حزب توده از این جهت مخالفت می کرد که این حزب عامل و «گوش به فرمان» مسکو شده بود و عامل بیگانه بودن در وطن، یعنی خیانت. شاه گفته بود: طیفی از سوسیالیسته ای ملی گرا، سوسیال دمکرات ها نظیر خلیل ملکی، انور خامه ای و ... و نیز گروهی مارکسیست این حزب را در سال 1320 (1941 میلادی و دوران اشغال نظامی) تاسیس کردند که ناگهان دربست نوکر مسکو شد و دیدیم که در ماجرای آذربایجان چه ها کرد و ....
    در دهه سوم ژانویه 1979 تلاش شاه برای یافتن یک کشور برای اقامت ـ حتی اردن به جایی نرسید تا بالاخره با پادرمیانی اردشیر زاهدی، به مراکش رفت و ....
    در یک سند (تاریخ شفاهی، اظهارات فرد آگاه از موضوع که در جریان قرار داشته) آمده است: پس از انقلاب، نیروهایی که در آن شرکت کرده بودند آزادی عمل یافتند که هشت ماه بعد، با تصرف ساختمان سفارت آمریکا و گروگانگیری کارمندان آن، ارتباط واشنگتن با تهران قطع و جناح روحانیون انقلاب به تدریج دسته های دیگر را از گردونه خارج کرد و در اینجا بود که «کارتر» متوجه اشتباه محاسبه مشاوران خود شد، ولی دیگر خیلی دیر شده بود و انتخابات بعدی را باخت. وی نتایج انقلابها ـ از انقلاب فرانسه تا انقلاب بلشویکی روسیه و ... و مبارزه انقلابیون [طلبکاران از انقلاب] با یکدیگر بر سر تقسیم منافع و قدرت ـ پس از پیروزی ـ را نخوانده بود. 
    در تفسیرهای هفته ِچهارم ژانویه 2012 بویژه پس از تصمیم گیری وزیران امورخارجه کشورهای عضو اتحادیه اروپا در جلسه 23 ژانویه در بروکسل به تحریم واردات نفت از ایران و بانک مرکزی این کشور چنین آمده بود: درگیری و محدود سازی و تحریم دولت تهران از سوی آمریکا، از اپریل 1980 آغاز شد که ادامه یافته و از سال 2011 لندن و پاریس هم به این مساعی پیوسته اند و گمان نمی رود که انگیزه این تحریم های تازه، تنها فعالیت هسته ای ایران باشد.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر