تصویری از ابومسلم
در جنگ دو روزه ــ 26 و 27 ژانویه ــ سال 750 میلادی كه در كنار رودخانه «زاب» واقع در شمال عراق امروز میان نیروهای ابومسلم خراسانی و لشكریان مَروان دوم (آخرین حكمران امویان شرق) روی داد، مروان شكست خورد و به مصر گریخت و شش ماه پس از شکست زاب، در آنجا در ششم آگوست 750 در منطقه ابوسیر كشته شد.
     در این جنگ، نیروهای ابومسلم عبارت بودند از پیروان آل محمد (ص)، هواداران ابوالعباس عبدالله محمد السفّاح و ایرانیان ناراضی از بنی امیّه. مردم از فساد دستگاه امویان و انتصاب افرادی به مقام و فرمانداری که جز پُرکردن جیب خود فکر دیگر نداشتند راضی نبودند و آماده قیام.
     در نبرد زاب، ارتش مروان از نظر شمار نزدیک به سه برابر افراد ابومسلم بود، ولی با روحیه ای ضعیف. دو نیرو 25 ژانویه در برابر هم قرار گرفته بودند ولی نبرد از بامداد 26 ژانویه آغاز شده بود. روز 27 ژانویه بسیاری از نیروهای مروان در جریان فرار، در رودخانه زاب که سطح آن یخ زده بود فرو رفتند و جان دادند. مروان به شام (سوریه) گریخت ولی چون در اینجا با مخالفت ضمنی رو به رو شد به مصر رفت و در آنجا کشته شد. از آن پس، حكومت امویان تا مدتی منحصر به اندلس (اسپانیا) و گوشه دوردست آفریقای شمال غربی بود.
     ابومسلم (متولد اصفهان) كه از سال 747 میلادی، مسلّحانه بر ضد حكومت امویان بپاخاسته بود در ماه می 749 میلادی ــ 128 هجری خورشیدی و در نخستین نبرد، ارتش امویان را شكست داده بود و پس از این پیروزی، در یک خطبه، مَروان را از خلافت خلع و آن را به ابوالعباس سفاح منتقل كرده بود. با وجود این، مروان دوم هنوزهمچنان دارای قدرت بود. ولی بسیاری از مورّخان، این سال را آغاز خلافت عباسیان و گسترش نفود ایرانیان در امور حكومت نوشته اند. 
     پس از نبرد زاب و شکست مروان، طولی نكشید كه مركز خلافت نیز از شهر دمشق به مدائن و سپس شهر تازه ساز بغداد واقع در 36 كیلومتری شمال مدائن (تیسفون) پایتخت پیشین ایران در طول 8 قرن منتقل شد. نام «بَغداد» كه در زمان ساسانیان یك روستا و درختستان بود تغییر داده نشده است كه «بَغ» در فارسی میانه به معنای «خدا» و «داد» از مصدر دادن است كه جمع دو كلمه معنای «هدیه خدا» را می رساند.
     ابوالعباس در سال 754 درگذشت. محبوبیت ابومسلم در میان مردم، المنصور جانشین ابوالعباس را نگران کرده بود. ابومسلم رفتاری دوستانه با پیروان همه مذاهب داشت. چندی پس از خلیفه شدن، منصور ابومسلم را که فرماندار خراسان بزرگتر بود جهت مذاکره پیرامون چند موضوع ازجمله حکومت مصر به مدائن فراخواند و چند نفر را مامور کرد که در پشت پرده تالار ملاقات پنهان شوند و در جریان ملاقات از پشت پرده بیرون آیند و او را بکشند که پنجم ژوئن سال 755 میلادی چنین شد. سپس جسد ابومسلم را قطعه ـ قطعه کرده به دجله ریختند.
     خبر این توطئه که به ایران بویژه خراسان بزرگتر و سیستان بزرگتر رسید بپاخیزی ایرانیان آغاز شد که تا کسب استقلال و حاکمیت ملی ادامه یافت. منصور با تخریب برخی از ساختمانهای تیسفون (مدائن) و انتقال مصالح این ساختمانها به بغداد برای گسترش این شهر، بر نارضایتی ایرانیان افزوده بود. ساختمانهای بغداد در سال 762 تکمیل شد و دستگاه خلافت عباسیان به آنجا انتقال یافت.
     نوشته اند که ابومسلم از نوادگان بزرگمهر، بزرگ وزیر معروف عهد ساسانیان بود و در جوانی «بهزادان» نام داشت.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر