پنجشنبه 20 خرداد 1395

پیمان فینکِن اشتاین

   نوشته شده توسط: Aydin Arsalan    


نهم ژوئن 1807 و در اجرای پیمان امضاء شده در چهارم ماه می آن سال در کاخ فینکِن اشتاین واقع در پروس میان فرانسه و ایران معروف به «فرانکو ـ پرژین الیانس»، ژنرال کلود ماتیو (کُنت گاردان) با پیام ویژه مورخ سی ام ماه 1807 ناپلئون عازم تهران شد ـ پیمانی که بیش از پیش، ایران را به میدان رقابت های استعماری و دشمنی های قدرت های اروپایی بایکدیگر کشانید؛ کوچکتر شد و آسیب فراوان دید. طبق این پیمان، ناپلئون بناپارت تمامیت ایران را برسمیت شناخت و منطقه قفقاز جنوبی و شرقی ازجمله گرجستان را [که در آن زمان، روسیه به تفلیس و باکو نیرو فرستاده بود] بخشی از قلمرو ایران اعلام کرد و قول داد که به ایران کمک کند تا روسیه را از قلمرو تاریخی خود براند، اسلحه و مستشار نظامی و کارشناس به ایران بفرستد. درعوض، ایران متعهد شد که با دولت لندن دوستی نداشته باشد و به فرانسه کمک کند تا هندوستان را از چنگ انگلستان خارج سازد و برای رسیدن به این هدف با سران قبایل پشتون (افغانهای ساکن جنوب شرقی و مشرق افغانستان امروز، پاکستان شمال غربی و غرب و منطقه کویته) به تفاهم برسد که در مساعی مربوط به برچیدن استعمار لندن در هندوستان همکاری کنند.
    این پیمان، دولت لندن را دچار وحشت کرده بود. ناپلئون قبلا در لشکرکشی به مصر، 15 هزار نظامی به سوئز (بندر شمالی دریای سرخ) فرستاده بود تا به هندوستان بروند و به تیپو صاحب (حکمران مستقل بخشی از هند) که با انگلیسی ها می جنگید کمک کنند.
     دولت لندن برای مذاکره با دولت تهران پیرامون پیمان فینکِن اشتاین، سِر جان ملکُم را از هند روانه ایران کرد، ولی دولت تهران اجازه ورود به او نداد. ملکُم 29 دسامبر 1800 با دولت تهران پیمانی امضاء کرده بود که پیمان فیکن اشتاین عملا به آن پایان داده بود. طبق این پیمان که در کتب تاریخ معاهده «ژانویه 1801» نوشته شده است، دولت ایران متعهد شده بود که نه تنها از تعرّض پشتون ها به متصرفات دولت لندن در هندوستان جلوگیری کند بلکه مانع حملات قدرت های اروپایی [منظور روسیه و فرانسه] از طریق ایران به این سرزمین [هندوستان] شود. دولت تهران همچنین متعهد شده بود اجازه اقامت و فعالیت نامحدود در بنادر ایران به بازرگانان انگلیسی و هندی تبعه انگلستان بدهد و از چند نوع کالای انگلیسی (با ذکر نوع کالا) عوارض کمرگ دریافت نکند و در عوض، انگلستان به ایران اسلحه و مستشار نظامی بفرستد. انگلیسی ها بعدا با کشیدن خط مرزی «دوراند» و تقسیم قبایل پشتون [که اینک در پاکستان مسئله ساز شده اند] نگرانی خود از تعرّض به هندوستان را برطرف کردند.
    با صلح تیلیست (آشتی ناپلئون با تزار روسیه در جولای 1807 و در جریان جنگ 1813 ـ 1804 ایران و روسیه)، بخش اصلی پیمان فینکن اشتاین کان کم یکن شد، ژنرال گاردان و مستشاران نظامی فرانسه ایران را ترک کردند و زمینه از سرگیری فعالیت های دولت لندن در تهران هموار شد که منجر به امضای معاهده 12 مارچ 1809 ایران و انگلستان گردید که بموجب آن دولت ایران پذیرفت که به جنگ با روسیه ادامه دهد و با فرانسه (دولت ناپلئون) و دولت های متخاصم انگلستان روابط دیپلماتیک عادی نداشته باشد. تاریخنگاران این معاهده را نشانه عمق ضعف تحلیل و ناآگاهی دولت تهران و بی توجهی به عواقب کار و قضاوت تاریخ خوانده و برخی هم آن را ننگین و شرم آور توصیف کرده اند. این تاریخنگاران نوشته اند که آشتی ناپلئون با تزار در تیلسیت بدون در نظرآوردن پیمان فینکن اشتاین یک بار دیگر بر فرضیه ماکیاولی (جدایی سیاست از اخلاق) صحه گذارد.


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات