رضا شاه
نهم شهریور ماه 1320 (31 آگوست 1941) رضاشاه پس از اطلاع از مرخص شدن سربازان پادگانها، این عمل را یك خیانت بزرگ به وطن خواند و همه اعضای شورای ستاد عالی جنگ را كه برای هدایت واحدهای ارتش به مقاومت در برابر تجاوز خارجی تشكیل شده بود به دفتر خود در سعد آباد فراخواند و در محوطه كاخ در برابر مقامات نظامی و غیر نظامی، سرلشكر احمد نخجوان كفیل وزارت جنگ و سرتیپ علی ریاضی كفیل ركن دوم ستاد ارتش (اطلاعات ارتش) را مسئول مرخص كردن خائنانه افراد پادگانها در برابر دشمن اعلام داشت و تا می توانست با عصای خود آن دو را كتك زد، درجه های نظامی آنان را پاره كرد و به زندان فرستاد تا در دادگاه صحرائی زمان جنگ محاكمه شوند که چنین دادگاهی معمولا حکم اعدام صادر می کرد.
     پهلوی یکم سپس به جان سایر افسران ارشدی كه در آنجا بودند افتاد و همه را كتك زد، خائن خواند و گفت نانی را كه این ملت به شما داده تا از ایشان و وطن دفاع كنید حرامتان باد.
    
سرلشكر نخجوان متهم 
به خیانت شد و از 
دست رضا شاه كتك خورد

 رضاشاه دستور انجام محاكمه خائنان در اسرع وقت را صادر كرد و بدون این كه از مذاكرات محرمانه فروغی و علی سهیلی (نخست وزیر و وزیر امور خارجه) با دو دولت متجاوز آگاه باشد اعلام داشت كه خود او جلسات دادگاه را اداره خواهد كرد!. رضاشاه در همین جلسه انتصاب سرلشكر بوذرجمهری را به فرماندهی نیروی هوائی تایید كرد. افسران نیروی هوائی روز پیش از این دستور واصله در مورد تحویل دادن هواپیماها و رفتن به مرخصی را نپذیرفته بودند و در پایگاه هوایی قلعه مرغی بر ضد فرمانده خود سرتیپ احمد خسروانی دست به نافرمانی زده و وی را بازداشت كرده بودند. افسران نیروی هوایی بدون این كه از ستاد جنگ دستور داشته باشند هواپیماها را به پرواز در آوردند و به مقابله با هواپیماهای شوروی رفتند. ستاد جنگ به جای تشویق این وطندوستی، چند واحد نیروی زمینی را كه هنوز در پادگانها ی تهران بودند مامور تصرف قلعه مرغی كرد و زد وخورد این واحدها با واحد محافظت از پایگاه مردم تهران را به وحشت انداخت و در جریان این زد و خورد خلبانان نیروی هوائی هواپیماها را از پایگاه خارج و در زمین های یافت اباد (اینك مسكونی شده اند) فرود آوردند و استتار كردند.
     درهمین روز فروغی به مجلس اطلاع داد كه مذاكرات او با نمایندگان دولتین انگلستان و شوروی ادامه دارد و نتایج را پس از حصول به اطلاع مجلس خواهد رسانید. در این میان رادیو های لندن و دهلی كه آن هم وابسته به انگلستان بود پی در پی از پیشروی نیروهای انگلستان و شوروی به سوی تهران خبر می دادند و شدیدا از رضاشاه انتقاد می كردند و كوشش داشتند كه او را از چشم مردم بیندازند.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر