دوم سپتامبر 1941(11 شهریور 1320) رضاشاه از طریق نزدیكان خود اطلاع یافت كه سربازان كه همگی وظیفه و از شهرهای دور افتاده و روستا ها بودند از هشتم شهریور كه آنان را از پادگانها بیرون كرده اند در خیابانها و جاده ها گرسنه مانده و با پای پیاده به زادگاههای خود باز می گردند و قسمتی از سلاحهای سبك و فشنگ از انبارهای اسلحه سرقت شده و به اشرار فروخته می شود!. رضا شاه كه هنوز نمی دانست انگلستان و شوروی بركناری، تبعید و اسارت اورا از شرایط تغییرناپذیر برای ترك مخاصمه مطرح كرده بودند با دریافت خبر آوارگی سربازان از اطرافیانش، بار دیگر خشمگین شد و غافل از این كه آوارگی خود او، بسان سربازان ، مطرح است عصا بر زمین می زد و تاكید برتسریع تشكیل دادگاه نظامی زمان جنگ (معروف به محكمه حرب) با حضور شخص خود داشت تا مقامات نظامی كه سربازان پادگانها را مرخص كرده بودند محاكمه و اعدام شوند. تنها خبر رسمی كه در این روز به رضا شاه دادند تا اعصابش را خرابتر كنند و جرات را از او بگیرند ادامه بمباران شهرهای شمالی توسط هواپیما های شوروی و پیشروی واحدهای نظامی انگلستان به داخل كشور بود. رضا شاه هنوز نمی دانست كه لشكر 7 پیاده كرمان حاضر به ترك پادگان نشده و خودرا برای نبرد با یك تیپ هندی كه تا 107 كیلومتری جنوب این شهر پیش آمده بود آماده كرده و این تیپ از بیم مقابله، در جلگه «راین Rayen » و دامنه كوه هزار دست به سنگربندی زده است؛ لشكر خوزستان بدون توجه به بخشنامه «نخجوان ـ ریاضی» با نیروهای متجاوز انگلیسی درگیر شده و زد و خورد ادامه دارد؛ لشكر تبریز هم به دو قسمت شده؛ قسمتی با توپخانه لشكر از بیراهه برای دفاع از تهران روانه پایتخت شده و قسمت دیگر ترجیح داده كه به جای تسلیم شدن به نیروهای شوروی، به تركیه «بی طرف» عقب نشینی كند. رضا شاه همچنین خبر نداشت كه زیر گوش او، در تهران، خلبانان پایگاه قلعه مرغی كه بر ضد فرمانده سابق خود كه به آنان دستور رفتن به منازلشان را داده بود شورش كرده بودند و تعداد دیگری از هواپیماهارا در «یافت آباد» فرود آورده و زیر درختها استتار كرده بودند تا به موقع از آنها استفاده دفاعی كنند. ولی این خبر را كه برای هر ایرانی تاسف آوراست به رضا شاه داده بودند كه در پی مرخص شدن سربازان لشكر فارس، بعضی از عشایر منطقه در این لحظات حساس، میهندوستی را رها ساخته، اسلحه برداشته و درصدد حمله به شهرها و روستاها و كاروانها بر آمده اند ولی برایش تحلیل نكرده بودند كه این عمل به تحریك عوامل خارجی (انگلستان) صورت گرفته كه سران ایلها را تطمیع كرده بودند. رضا شاه موفق نشده بود ریشه ایلخان بازی را در عشایر كه یك مسئله عمومی ایران از زمان مغولها بود كاملا قطع كند.
    در این میان دو رادیو متعلق به انگستان ( لندن و دهلی) رضاشاه را زیر شدیدترین انتقادها قرار داده و سعی در بدنام كردن او داشتند تا به این ترتیب نظر آن گروه از مقامات ایرانی را كه هنوز هواخواه وی بودند تغییر دهند و راه را برای اسارتش هموار سازند. 
     كارشناسان نظامی بی طرف و نگارندگان تاریخهای نظامی به صراحت نوشته اند كه اگر خیانت اواخر آگوست در ایران صورت نگرفته بود، در آن زمان شوروی و انگلستان آن نیروی اضافی را نداشتند كه بتوانند از عهده ارتش ایران كه با انضباط سخت آموزش دیده بود برآیند، زیرا كه شوروی در برابر آلمان حالت دفاعی توام با عقب نشینی در پیش گرفته، لنینگراد به محاصره آلمانی ها افتاده و انگلستان در شمال آفریقا و اروپا با آلمان و در خاور دور با ژاپن درگیر بود و تكنولوژی نظامی تا آن حد پیشرفته نبود كه ایران فاقد آن باشد و در آن زمان حتی ایران اگر می خواست می توانست به سرزمین های مجاور خود كه جز تركیه و افغانستان، زیر سلطه قدرتهای اروپایی بودند تعرض كند. چرچیل در خاطرات خود اعتراف كرده است كه برای حمله به ایران، با زحمت بسیار توانسته بود 3500 تا 5000 سرباز عمدتا هندی جمع آوری كند!.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر