سوم سپتامبر 1939 - دو روز و چند ساعت پس از آغاز حمله نظامی آلمان به لهستان ـ دولت های فرانسه، انگلستان و دو مهاجر نشین انگلیسی؛ استرالیا و نیوزیلند و متعاقب آنها کانادا به آلمان اعلان جنگ دادند.
     دولت انگلستان بامداد آن روز سفیر خود در برلین را به وزارت امور خارجه آلمان فرستاده و از طریق او تا ساعت 11 بامداد به این دولت مهلت داده بود که دستور بازگشت نیروهای خودرا از لهستان بدهد. دولت فرانسه تا ساعت پنج بعد از ظهر سوم سپتامبر به آلمان چنین مهلتی را داده بود. چون هیتلر به این دو اخطار اعتنا نکرده بود ساعت 11 و 15 دقیقه بامداد به وقت لندن، نویل چمبرلین Neville Chamberlain نخست وزیر وقت انگلستان از رادیو لندن اعلام داشت که آن دولت از آن پس خود را با آلمان در حالت جنگ می داند. وی گفت که کابینه جنگ مرکب از 9 وزیر تشکیل شده و لایحه «خدمت ملّی» در ساعات آینده به پارلمان داده می شود. طبق این لایحه که سریعا تصویب شد اتباع 18 تا 41 ساله انگلیسی به زیر پرچم احضار شدند. از همان روز تخلیه کودکان، بانوان خانه دار و سالخوردگان از لندن و شهرهای بزرگ انگلستان آغاز شد. با وجود این، بلافاصله میان انگلستان و آلمان برخورد نظامی روی نداد. ولی آلمانی ها مدعی شده بودند که در همان روز، برخی نظامیان فرانسه به قلمرو آلمان تعرض کرده بودند!. 
     هدف هیتلر از حمله نظامی به لهستان، بازگرداندن اراضی آلمانی بویژه بخش هایی از پروس بود که پس از جنگ جهانی اول ـ طبق توافق فاتحان، در نشست ورسای ـ از آن کشور جدا و به لهستان ضمیمه شده بود، «پروس» بخش اصلی آلمان بود و برلین پایتخت آن. دولت پروس به صدر اعظمی بیسمارک بود که وحدت آلمان را با 3 جنگ اصطلاحا محدود تأمین کرده بود.
     قبلا و در مارس 1939 سران دولتهای لندن و پاریس در نشست مونیخ با خواست هیتلر مبنی بر ضمیمه شدن مناطق آلمانی نشین چک اسلواکی ـ منطقه Sudetenland ـ به آلمان موافقت کرده بودند ـ Munich Agreement. چون دولت چک اسلواکی به نشست مونیخ دعوت نشده بود با سازش 29 مارس 1939 سران وقت مخالفت کرد و هیتلر نیرو فرستاد و علاوه بر ضمیمه کردن سودتنلند به آلمان، بوهمیا Buhemia و موراویا Moravia را هم عملا متصرف شد و تحت الحمایه آلمان قرار داد (نه، ضمیمه آلمان). هیتلر قبلا اعلام کرده بود که آلمانی ها (ژرمن ها) باید دارای دولت واحدی باشند و در پی آن، اتریشی ها به آلمان پیوسته بودند (سال 1938).
    برخی از مورّخان که دیکته نویس فاتحان جنگ دوم جهانی نبوده اند، دولت های لندن و پاریس را با دادن اعلان جنگ به آلمان در سوم سپتامبر 1939 آغازگر جنگ جهانی دوم خوانده اند. آنان نوشته اند که اگر اعلان جنگ لندن و پاریس به هیتلر نبود، احتمالا تعرّض هیتلر پس از بازگرداندن اراضی آلمانی لهستان، متوقف می شد. در سپتامبر 1939، هیتلر هنوز برای یک جنگ تمام عیار با قدرت های وقت آمادگی کامل نداشت و در انتظار به نتیجه رسیدن تلاش دانشمندان آلمانی به تولید موشک و بمب اتمی و ادامه یارگیری و جهانی ساختن تفکّر ناسیونال سوسیالیسم بود.
    «تاریخ» نشان داد که اگر هیتلر اشتباه ناپلئون را تکرار نکرده بود و شوروی را مورد تعرّض نظامی قرار نداده بود فاتح جنگ بود، انگلستان ـ دیگر به این صورت وجود نداشت، آمریکا وارد جنگ نشده بود، سیستم پولی جهان چیز دیگری بود، نقشه های جغرافیایی این نبود که می بینیم، امپراتوری رومیان دوباره احیاء شده بود و همچنین امپراتوری پارسیان از هند تا مدیترانه. آلمان با شوروی قرارداد عدم تجاوز داشت که به آن عمل نکرد. فرانسه و کشورهای اروپای شمالی در مدتی کوتاه به زانو درآمده بودند و انگلستان نمی توانست برای مدتی طولانی و به تنهایی ایستادگی کند. 
    در تاریخ قرن بیستم چند معمّای پیچیده وجود که یکی از آنها همین تصمیم هیتلر به تعرّض نظامی به شوروی به رغم مخالفت ژنرال هایش است، معمای پیچیده دیگر فروپاشی آرام و آسان شوروی و سکوت ولادیمیر پوتین از غیرقانونی خواندن این فروپاشی است. همچنین سکوت روس ها در برابر ازدست دادن میراث نیاکان و نیز فراموش کردن کشته شدن 27 میلیون روس. در جریان جنگ جهانی دوم قرن 20، هر خانواده روس چند قربانی داد ولی بازماندگان این مقتولین حرفی نمی زنند و سکوت کرده اند، حال آنکه همین چند سال پیش لیبیایی ها از ایتالیا به خاطر اشغال سرزمین خود درخواست غرامت کردند و موفق شدند. بسیاری از مورّخان و اصحاب نظر، سکوت معمّاگونه پوتین را ـ پوتینی که می گوید عکس اورا در زورخانه (ورزشگاه) بگیرند و منتشر کنند در برابر علامت سئوال قرار داده اند.
    
Neville Chamberlaine شخصا اعلان جنگ به آلمان را از رادیو لندن اعلام می کند


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر